سیاسفید

مسعود زارعیان: حاج قاسم را واقعی روایت کنیم

 

حاج قاسم را واقعی روایت کنیم

مسعود زارعیان، کارگردان و مستندساز، با اشاره به اینکه شهید سپهبد قاسم سلیمانی الگو و ابرقهرمان ایرانی است، می‌گوید: سردار تنها یک شخصیت قدرتمند نظامی نبود بلکه یک شخصیت کاریزماتیک اجتماعی و فرهنگی بود و مردم با ایشان در ارتباط مستقیم بودند. حاج قاسم مومنانه و خالصانه زندگی کرد. ایشان فردی مردمی و اثرگذار بود و در تاریخ ما نقش اساسی داشت.

زارعیان، ساخت یک فیلم داستانی بلند درخور شخصیت سردار سلیمانی را بااهمیت می‌داند و ادامه می‌دهد: شهید زندگی خوب و شهادتی منحصر‌به‌فرد داشت و نه در کشور خود و نه در یک مأموریت نظامی بلکه در خارج از کشور به طور ناجوانمردانه به شهادت رسید؛ بنابراین اگر کاری در شأن ایشان ساخته نشود، در حق خودمان و تاریخمان ظلم کرده‌ایم و فرصت بزرگی را از دست داده‌ایم.

این کارگردان با بیان اینکه ارائه اثر برای سردار دغدغه همه هنرمندان است، می‌گوید: همه دوست دارند برای ایشان کاری انجام دهند. اثر هنری از ذات فیلم‌ساز نشئت می‌گیرد. کار خوب زمانی اتفاق می‌افتد که یک جوشش هنرمندانه باشد، سفارشی نشود و داستان خوبی از دل زندگی این بزرگوار بیرون کشیده شود.

این کارگردان به فیلم «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید: این فیلم که به زندگی تیمسار منصور ستاری می‌پردازد، آزمون خوبی است و همه واقعیت‌های ناگفتنی در یک بستر روایت شده است. نکته بارز فیلم «منصور» این است که کارگردان تلاش کرده به همه جوانب زندگی و شخصیت تیمسار ستاری متعهد باشد. این اتفاق مهم باید ادامه داشته باشد تا شاهد آن در باقی آثار سینمایی قهرمان‌محور باشیم.

او در ادامه با بیان اینکه سردار شخصیت فراملی است و نباید ایشان را به یک مرز محدود ختم کرد، اظهار می‌کند: تک‌تک مردم حاج قاسم را دوست دارند، زیرا او از متن مردم بود و نفس‌به‌نفس افراد جامعه می‌زیست. از آن طرف سردار مقابل داعش قد علم کرد و بسیاری از سربازانش حتی هم‌زبان و هم‌وطنش نبودند.

زارعیان تأثیرگذاری فیلم را در نشان‌دادن شخصیت حقیقی حاج قاسم می‌داند و توضیح می‌دهد: اگر بخواهیم اثری خلق کنیم باید با چنین دغدغه‌ای فیلم بسازیم. فیلم موردنظر باید بدون قضاوت و با اشراف به همه ابعاد وجودی حاج قاسم ساخته شود و تغییری در شخصیت واقعی ایشان به وجود نیاید.

او با اشاره به اینکه حاج قاسم مجمع‌الفضائل بود، بیان می‌کند: فیلم‌هایی که در مورد ایشان تولید می‌شود هریک باید به یک موقعیت بپردازند و اگر قرار باشد یکسویه کار کنیم مؤثر نخواهد بود و بین نسل جوان هم جای خود را پیدا نخواهد کرد.

زارعیان، در مورد ورود تخیل در حوزه فیلم‌سازی می‌گوید: به طور قطع نویسنده و فیلم‌ساز نظر شخصی خود را در فیلم می‌آورد. جوشش همین است که هنرمند درون خود احساس کند باید به این شخصیت بپردازد و فلان موقعیت را به تصویر بکشد. در این راستا فیلم‌سازی که تجربه جنگ دارد بهتر می‌تواند صحنه‌های جنگی را به نمایش درآورد و فیلم‌سازی که فیلم‌هایش بر پایه روابط اجتماعی است بهتر می‌تواند به این بعد از زندگی ایشان بپردازد.

او بیان می‌کند: توان بالقوه و بالفعل بالای سینمای ایران می‌تواند به هر ژانر و گونه به بهترین شکل بپردازد و هیچ چیز دور از دسترس ما نیست. تنها توجه تصمیم‌گیران را می‌خواهد. ضمن اینکه باید تعارض منافع را هم کنار گذاشت. چه فیلمی ساخته شود و چه فیلمی ساخته نشود حاج قاسم در قلب مردم ماندگار خواهد بود، اما وظیفه ماست که این موضوع را مطالبه کنیم.

زارعیان که مستند «مرهم» او مورد استقبال شهیدسلیمانی قرار گرفته بود، از تمایل خود به ساخت فیلمی درباره ایشان می‌گوید و ادامه می‌دهد: در زمان حیات سردار دوست داشتم در کنارشان باشم، اما توفیق نشد. با این حال هنگام تشییع پیکرشان دست تقدیر خودرو شخصی من را کنار ماشین پیکر شهدا قرار داد. تصویربردار همه تصاویر را از نزدیک با دوربین ضبط کرد و پلان بی‌نظیری ثبت شد. تصمیم دارم به یک جمع‌بندی از جنبه‌هایی از شخصیت ایشان برسم و با ساخت فیلم دینم را به این شخصیت بزرگوار و عزیز ادا کنم.


برچسب‌ها: سینمای ایران, مسعود زارعیان, قاسم سلیمانی, مدافع حرم
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نقد مستند "خانه" ساخته افسانه سالاری

تفسیر غیرخلاق مهاجرت
مسعود زارعیان

 

 

مستند "خانه" ساخته افسانه سالاری موضوع تازه‌ای ندارد، مساله زندگی پر رنج مهاجران افغانستانی و مشکلات اقامتشان در ایران که تا به حال مضمون بسیاری از آثار سینمایی بوده است.
"به کجا تعلق دارم" مهوش شیخ الاسلامی، "گیسوی آشفته من" ماجد نیسی، "اعتراض وارد نیست" فرناز و محمدرضا جورابچیان،"اکسدوس" بهمن کیارستمی، "بی‌سرزمین‌تر از باد" غلامرضا جعفری یا "تارهای ممنوعه" حسن نوری به تهیه کنندگی افسانه سالاری سازنده مستند مورد بحثمان، دست کم چند فیلمی است که با اين موضوع فقط در سینمای مستند مخاطبشان بوده‌ایم. 
مستند "خانه" نیز درباره خانواده‌ای افغانستانی است که بیش از ۳۰ سال است در ایران زندگی می‌کنند. راوی و سوژه مستند، تقی پسر این خانواده است که تحصیلات دانشگاهی‌اش رو به اتمام است و به دنبال کار مناسب می‌گردد. اما چیزی که بیشتر از همه او را دچار تردید برای ماندن یا رفتن به سرزمين مادری می‌کند، بحران هویت و یافتن ريشه‌هایش است.
شکی نیست که کشور ما نتوانسته در این سالها زیرساخت‌های مهاجرت پذیری را به نحو مطلوب ایجاد کند و گاه این فرصت را به تهدید تبدیل کرده است. همه می‌دانیم بیش از چهار دهه است که سه تا چهار میلیون مهاجر افغانستانی هنوز با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های فراوانی روبرو هستند. از ممانعت برای اهدای خون گرفته تا اعطای گواهینامه و مسدود شدن کارت‌های بانکی.
اما مستندسازی وجه بسیار منحصر به فردی دارد که در هیچ قالب دیگری از فیلمسازی وجود ندارد و آن اتفاقات غیرمنتظره‌ای است كه در حین طراحی اثر برای فیلمساز رخ می‌دهد و می‌تواند نگرش مخاطب را به موضوع فیلم به کلی دگرگون کند. اين اتفاق در شکل خلاقانه‌اش الگوهای پیش از خود را کنار می‌زند و به بداعت فرم را به همراه دارد. به همين دليل فیلمساز باید قابلیت درک و دریافت رویکردهای مختلف به موضوع را در خود پرورش دهد و با ایده‌های مختلف کلنجار برود تا موضوع مد نظرش را به چالش بکشد یا حتى اصلاح کند، امری که در مستند "خانه" اتفاق نمی‌افتد.
در این مستند مضامینی همچون؛ خانه‌ی مهاجران چراغش روشن است اما پی ندارد، ناامنی کابل و پدری که هواي رفتن از سرش افتاده یا تحصیل اجباری فرزندان خانواده در مدارس خودگردان و... نتوانسته چيزى به داشته‌هاى مخاطب اضافه كند و ارزش افزوده برای ایده‌ی مرکزی فیلم ایجاد کند. در نتيجه خط روایی یکنواخت و ریتم کند فيلم موجب شده طراوات لازم برای جذب مخاطب را نداشته باشد.


برچسب‌ها: جشنواره فجر, مستند, خانه, افسانه سالاری
+ نوشته شده در  جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نقد مستند "ایساتیس" ساخته علیرضا دهقان

در ستایش هماهنگی
مسعود زارعیان

 

 

در این آشفته بازار تولید آثار تصویری و هجوم فیلم‌هایی که گاه مغز و دل ما را نسبت به گذشته و داشته‌هایمان بی‌حس می‌کند آثاری همچون مستند "ایساتیس" با روایت شاعرانه و تصاویر چشم‌نوازش از معماری و فرهنگ ایرانی، ما را به عمق تاریخ یکی از مهمترین شهرهای سرزمینمان می‌برد و حسرت دوری از آن همه آداب و جزییات و زیبایی‌شناسی را به دل‌مان می‌گذارد. 
ايساتيس نام قدیمی شهر یزد و موضوع آخرین فیلم علیرضا دهقان است که بالقوه می‌تواند هر چه از آثار ران فریک، یان آرتوس برتراند، گادفری رجیو، آلبر لاموریس را که در دل و ذهنمان نقش بسته است را قدری کمرنگ کند. فیلمساز برای شکل‌گیری ایده اصلی‌ش ابدا کم‌فروشی نکرده و به همه‌ی ابعاد زادگاه دوست‌داشتنی‌ش سرک کشیده و حتی در چند سکانس دست به بازسازی مکان‌هایی زده که دیگر اثری از آنها نیست. 
او خواسته تا لااقل برای یکبار آداب و رسوم پیشینیان این خطه در حافظه تصویری مردم ایران ثبت شود و معماری و زندگی و در و دیوار و نشاط و شکوهی که در این سالها آسیب دیده و به فراموشی سپرده شده است را یادآوری کند. فیلمی که لازم است امثال آن برای هرکدام از شهرهای این سرزمین ساخته شود تا سینمای مستند ایران در آثار شخصیت‌محور و تک‌وجهی محدود نشود.
این مستند می‌توانست گزارشی صرف باشد از ویژگی‌های معماری و فرهنگ مردمان دومین شهر تاریخی جهان همچون بسیاری از مستندهای سفارشی و بی‌اثری دیگر که خروار خروار در این سالها با پول‌های نفتی ساخته شده‌اند. اما فیلمساز موفق شده با کمک از دانش و تجربه سینمایی‌اش و ایجاد یکدستی فضا و محتوای عاطفی تصاویر، روایتی نسبتا شاعرانه از ارتباط انسان با چهار عنصر اصلی حیات را رقم بزند و حس آرامش و غرور را در مخاطب زنده کند. از زندگی به سبک کویر که سنت دیرینه‌ی این سرزمین است بگوید و از هماهنگی آدمی و خاک و خشت. یا از طبیعتی بگويد که رفته است و طراوتی که بوی "نا" گرفته بیننده اثر را درگير تاملى عميق كند.
ایساتیس به طرز عجیبی در جشنواره "سینماحقیقت" مورد بی‌مهری قرار گرفت و هیچ یک از بخش‌های آن حتی نامزد جایزه نشد، آنهم در دوره‌ای که آثار قابل دفاع بسیار انگشت‌شمار بود. حالا در جشنواره فجر هم باید در شرایطی برای دریافت سیمرغ با چهار اثر دیگر رقابت کند که تهیه کننده دو تا از آنها خارجی هستند و دیگری یک اپراتور سرمایه‌دار تلفن همراه.


برچسب‌ها: جشنواره فجر, مستند, ایساتیس, علیرضا دهقان
+ نوشته شده در  جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نقد مستند "هجده هزارپا" ساخته مهدی شامحمدی

جاذبه عشق در هجده هزارپایی
مسعود زارعیان

 


شیعیان مظلوم شهرهای فوعه و کفریای سوریه، سه سال در محاصره ی مسلحین موسوم به جبهه النصره و در فقدان غذا، آب، دارو و سوخت می مانند. مردم قهرمانانه در مقابل حملات وحشیانه دشمن از زمین و آسمان و انتحاری ها مقاومت می کنند اما حتی یک فریم تصویر شفاف از این مقاومت بی نظیر تاریخی توسط فیلمسازان ثبت نمی شود.
جنگ و محاصره ای که تمام مواد لازم برای ده ها اثر سینمایی و مستند جنگی در آن یافت می شود ولی بایکوت رسانه ای و خبری آن را از چشم و گوش جهانیان دور نگه داشته است.
گویا جای "چارلز اوربن" آمریکایی خالی بود تا به عنوان -پیشتاز ضبط مستندهای جنگی به شیوه گزارشی در اوایل قرن بیستم- با حضور در این مناطق پرآشوب، بهترین نمونه های تبلیغات جنگی و وطن پرستی را در جهت اثبات شجاعت مبارزان مردمی به نفع خود تمام کند.
یا "پل ژوزف گوبلز" آلمانی را می خواست تا فیلمسازان خلاق را از خدمت نظامی معاف کند تا "پیروزی اراده" دیگری رقم بخورد.
اما در این شرایط و بعد از گذشت حدود دو سال از آن ظهر چهارشنبه منحوس به تاریخ 17 مارس 2015 که اولین موشک مسلحین به فوعه اصابت کرد، تنها مهدی شامحمدی بود که به عنوان یک مستندساز ایرانی وارد سوریه شد و توانست بخشی از رنج و مقاومت حیرت انگیز این مردمان را در مستند "هجده هزارپا" روایت کند.
شخصیت اصلی این فیلم جوانی است به نام احمد که دانشجوی رشته پزشکی است اما به دلیل حمله دشمن به شهرش فوعه، دانشگاه را رها می کند و به کمک همشهریانش می شتابد. نریشن احمد، قصه ی او و خانواده اش، ازدواج با علا و همچنین حسرت و خروجش از فوعه را روایت می کند و از مادرانی می گوید که در محاصره برای سیر کردن شکم بچه هایشان سراغ علف های صحرا می روند.
روایت جوانی که حالا فقط می تواند از ارتفاع 18هزارپایی شهرش فوعه و افتادن بسته های غذا و دارو را از درب عقبی هواپیما نظاره کند و شاهد رهایی عشق از جاذبه باشد. 
شامحمدی فیلمش را روی ایده ی مرکزی یعنی جمع آوری کمک های مردمی توسط احمد بنا کرده است و تولد فرزندانش، بتول و حکیمه با مفهوم امید در دل مقاومت پیوند می خورد و در نتیجه فراز و فرود روایت به لحاظ تماتیک حفظ می شود. 
شاید سخت ترین کار مستندساز زمانی است که او در موقعیت های اصلی فیلمش حضور ندارد اما کارگردان توانسته با استفاده درست از آرشیوهای ضبط شده توسط دوربین های مسلحین و تصاویر ارسالی یکی از حاضرین در محاصره به روایتی درست و یکدست از مقاومت مردم در برابر یکی از هولناک ترین جنایات ضد انسانی در دوران معاصر دست پیدا کند.


برچسب‌ها: جشنواره فجر, مستند, هجده هزارپا, مهدی شامحمدی
+ نوشته شده در  جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

کاستی‌های هنر هفتم در ترویج فرهنگ رضوی در گفت‌وگو با مسعود زارعیان

رضا زوزنی | شهرآرانیوز - «سینمای دینی» ترکیب واژگانی پرطمطراق است، اما از زمانی که این اصطلاح میان اهالی هنر رایج شد، چندان پیشرفت نداشته است. با افزودن پسوند «دین» به «سینما» امکان به وجود آوردن دستاورد در سینمای دینی میسر نمی‌شود.


به نظر برخی کارشناسان دستیابی به سینمای دینی با تمرکز روی ارکان دین ممکن خواهد شد. ارکانی همانند سیره و زندگی امامان معصوم (ع)، بهترین راه دستیابی به سینمای دینی و جذابیت‌های آن است. حجت‌الاسلام مسعود زارعیان، طلبه مستندساز مشهدی، که با ما در‌این‌باره گفتگو کرده است باور دارد بارگاه منور امام رضا (ع) و فضای معرفتی که این جایگاه برای شهر و کشور ما به وجود آورده می‌تواند بهترین دست‌آویز برای دستیابی به سینمای دینی باشد. سینمایی که به رشد فرهنگی و معنوی جامعه کمک ارزنده‌ای می‌کند.

 


زارعیان که سال‌هاست در زمینه تولید فیلم مستند فعالیت دارد، دبیر نخستین دوره جشنواره فیلم «بهشت» نیز بوده که دو سال پیش به همت مرکز آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی برگزار شد. این جشنواره با توجه به آثار با محوریت فرهنگ رضوی، توانست به صورت کارگاهی، با حضور ده‌ها تن از مستندسازان جوان نزدیک به چهل فیلم مستند در حرم مطهر رضوی تولید کند.


زارعیان باور دارد برای دستیابی به سینمای دینی باید ذهن هنرمند را آماده کرد تا اثری دینی خلق کند و این آمادگی با قرار گرفتن هنرمند در موقعیت رقم می‌خورد. در ادامه با او درباره سینمایی که می‌تواند فرهنگ رضوی را گسترش دهد گفتگو کرده‌ایم.

 

آیا جشنواره فیلم مستند «بهشت» با هدف آماده کردن فیلم‌ساز برای خلق اثر رضوی راه‌اندازی شد؟

یکی از علت‌هایی که باعث شد جشنواره «بهشت» را راه بیندازیم آماده‌سازی ذهن فیلم‌سازان برای تولید آثاری با مضامین دینی بسیار مهم بود که در جشنواره بهشت به طور ویژه به آن نگاه شد. نمونه جشنواره‌هایی که در طول سال برگزار می‌شوند شاید کافی بود تا آثاری که با مضامین و مفاهیم دینی تولید شده‌اند را جمع‌آوری کنند، اما هیچ‌کدام از آن‌ها فیلم‌ساز را در فضا و موقعیت مطلوب قرار نداده بود. ما در «بهشت» به دنبال این بودیم که فیلم‌سازان را در فضا و موقعیت کسب تجربه دینی قرار دهیم تا به خلق اثر دینی مؤثر دست‌یابد.


چه موقعیتی عمیق‌تر و وسیع‌تر از حرم مطهر حضرت علی‌ابن موسی‌الرضا (ع) که فیلم‌ساز در آن قرار بگیرد. این شد که جشنواره «بهشت» در همان یک دوره‌ای که برگزار شد به جشنواره‌ای تخصصی برای فیلم‌های مستند تولید شده در حرم مطهر رضوی تبدیل شد.


ما در واقعیت می‌بینیم که انبوهی زائر و مجاور برای گذراندن روز‌ها و ساعت‌ها و لحظات مهم زندگی‌شان به حرم مطهر امام رضا (ع) می‌آیند. سینمای مستند است که می‌تواند این وقایع را روایت کند. محل تلاقی همه این راز و نیاز‌ها حرم امام هشتم (ع) است، اما فیلم‌های انگشت‌شماری درباره آن داشته‌ایم.


ما در جشنواره «بهشت» به دنبال این بودیم که همه آن آثار تجمیع بشود و برای فیلم‌سازان فرصتی فراهم شود که در یک مسیر و فرایند آموزشی قرار بگیرند تا آثار متناسب با مضمون جشنواره تولید کنند. وقتی روی یک موضوع به طور خاص تمرکز کنیم و هنرمند و فیلم‌ساز نیز روی آن موضوع متمرکز شوند، شاهد خلق آثار بهتری خواهیم بود. البته دستیابی به نتیجه زمان‌بر است.

 

آثاری که در طول این سال‌ها درباره حرم امام رضا (ع) و به طور ویژه فرهنگ رضوی تولید شده به نظر شما از چه کیفیتی برخوردارند؟

از قضا اغلب آثاری که در حوزه امام رضا (ع) در گونه فیلم مستند در این سال‌ها تولید شده بود برای جشنواره «بهشت» نیز ارسال شد. با کم و زیادش تقریبا دویست اثر بود. از نظر کمّی این تعداد فیلم دربرابر نعمت وجود مضجع امام هشتم (ع) در کشور بسیار ناچیز است. ما مدعی ام‌القرای کشور‌های اسلامی هستیم. این تنها حرم یک معصوم در کشورمان است. منبع عظیم معرفت شیعه، وجود مبارک حضرت علی‌ابن موسی‌الرضا (ع) در کشور ماست. ما مدعی هستیم قصد داریم فرهنگ رضوی را در جامعه گسترش دهیم و آن را به جامعه جهانی معرفی کنیم، اما دستمان خالی است. از نظر کیفی هم باید بگویم در همه این سال‌ها متأسفانه هیچ کاری انجام نداده‌ایم. آثار خوب و اعتناپذیر بسیار کم تولید شده است. جشنواره‌های متعددی در کشور راه افتاده است و هر سال با صرف هزینه برگزار می‌شود، اما هیچ کار تخصصی با موضوع امام رضا (ع) انجام نشده است. روایات و احادیثی که از ایشان در کتب دینی ما وجود دارد و مذهب ما را زنده کرده است در هیچ اثر هنری مستند و داستانی بازتاب داده نشده است.


با وجود همه بودجه‌هایی که صرف برگزاری جشنواره‌ها و رویداد‌های مختلف شده و همه تلاش‌هایی که در همه این سال‌ها صورت پذیرفته، اما ما هنوز هم ضعف داریم. چرا باید این‌طور باشد؟ این همه سازمان فرهنگی در این شهر وجود دارد، اما کار شایسته‌ای برای معرفی فرهنگ رضوی به صورت تخصصی انجام نشده است.


راه‌اندازی جشنواره تخصصی برای فیلم در مشهد مقدس به دلیل وجود پیکر مطهر امام رضا (ع) در این شهر ضروری است. سینمای دینی سینمای گیشه نیست، سینمای اندیشه است. ما با مضجع پیشوایی روبه‌رو هستیم که منبع عظیم معرفت و محبت است. امام رضا (ع) چه در زمان حیات مبارکشان و چه پس از آن محل رجوع اقشار مختلف مردم با ملیت‌ها و مذهب‌های مختلف بودند. ما واقعا برای این منبع عظیم معرفت هیچ کار شایسته‌ای چه در حوزه سینمای مستند و چه در حوزه سینمای داستانی انجام نداده‌ایم. بخشی از این کاستی‌ها به خود فیلم‌ساز‌ها بر می‌گردد. اغلب توانایی و دانش کافی در تبدیل کردن معارف رضوی به فیلم را ندارند و یا نگاه سطحی دارند.


ضعف دانشی و معرفتی در فیلم‌ساز‌ها را نمی‌توان انکار کرد؛ در کنار این، نبود ارتباط میان متولیان دین با هنرمندان را هم باید در نظر گرفت. این ضعف به دلیل فضایی که دستگاه‌های فرهنگی و جشنواره‌های جریان‌ساز برای تقویت فیلم‌ساز‌ها ایجاد نکرده‌اند به وجود آمده است. در کشور‌های خارجی و غربی در کنار هر مرکز دینی مانند کلیسا و ... یک دانشگاه و مرکز فیلم‌سازی قرار دارد. اما در کشور و شهر ما این ضعف‌ها ریشه‌ای است. برای دیگر رشته‌های هنری هزینه صرف کرده‌اند، اما برای فیلم‌سازی و مستندسازی هزینه بسیار محدودی شده است.


از طرف دیگر متونی که در قالب کتاب تألیف می‌شود صرفا یک متن علمی یا ادبی نیست. آن متون امکان تبدیل شدن به فیلم را دارند. در واقع عالمان، دانشمندان، نویسندگان و محققان این وظیفه را دارند تا اثری ادبی، مذهبی، علمی و .. را به متنی که بشود از روی آن فیلم ساخت تبدیل کنند. خود فیلم‌ساز به تنهایی متن یا کتاب و مقاله‌ای را برای تبدیل کردن به فیلم بر نمی‌گزیند.


در کشور ما نیز مراکز آموزشی و پژوهشی که کارشان تبدیل کردن کتاب‌ها و مقالات برای تولید فیلم است وجود دارد، اما خروجی ندارند. دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، مراکز علمی و ... حق نعمت رضوی در کشور را ادا نکرده‌اند.

 

ممکن است این مسئله مطرح شود که معارف رضوی تا چه میزان امکان تبدیل شدن به فیلم‌نامه و طرح و ایده را دارند؟

ما با افراد سر و کار داریم نه با جامدات! با هزاران زائری سر و کار داریم که هر کدامشان به امید و نیازی پا به حرم مطهر رضوی می‌گذارند. داستان‌هایشان به هم پیوند می‌خورد. رسیدن به حضرت علی‌ابن‌موسی‌الرضا (ع) برای هر کدامشان یک نیاز است. این وصال اوج داستان است. همه این‌ها قصه دارند و در قالب این قصه‌ها می‌شود معارف رضوی را نشر داد. همه این قصه‌ها را می‌شود در سینمای مستند روایت کرد.

 

سینمای مستند در مقابل سینمای داستانی کم هزینه‌تر به نظر می‌رسد. حتی در این‌گونه از سینما نیز شاهد تولید ویژه‌ای نیستیم.

سینمای مستند به طور کلی سینمای غریبی است. شما به گیشه آن نگاه کنید. فیلم تولید می‌شود کجا پخش می‌شود؟ حتی همین جشنواره «بهشت» که نگاه تخصصی در حوزه فرهنگ رضوی در گونه مستند داشت نیز قرار بود دور دومش برگزار شود. حتی دبیر آن هم مشخص شد. اما خبری از آن نیست. در حالی که بسیاری از جشنواره‌ها در حال برگزاری هستند، اما تنها جشنواره تخصصی مستندسازی درباره امام رضا (ع) برگزار نمی‌شود. نمی‌دانم چرا متولیان امر برایشان کار تخصصی و بنیادی در حوزه، اما رضا (ع) اهمیتی ندارد.

 

فکر نمی‌کنید برچسب «سفارشی بودن» هم حربه‌ای شده برای اینکه هنرمندان کمتر مایل باشند به این طرف گام بردارند؟

سفارش لزوما بد نیست. مرحوم عباس کیارستمی، کاری سفارشی برای طرح ترافیک در دهه شصت ساخت که بسیار جذاب است. آقایان داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و ... نیز در این باره اثر تولید کرده‌اند. در عین حال که سفارشی است، خلاقانه است. سفارش زمانی دچار ابتذال می‌شود که به شعارزدگی بینجامد. اگر محتوا از فرم نیفتد یک اثر خلاقانه تولید می‌شود. اگر این دو همپای هم پیش بروند یک فیلم سفارشی قطعا ارزشمند خواهد شد.


برچسب‌ها: امام رضا, مسعود زارعیان, سینمای مستند, سینما تجربی
+ نوشته شده در  یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

سخی غلامی؛ تکلیف‌مداری که درگیر اما و اگرها نشد

روایتی از زندگی یکی از فرماندهان فاطمیون؛

در گفتگو با مسعود زارعیان کارگردان فیلم مستند "مرهم" با موضوع شهدای فاطمیون

تکلیف‌مداری که درگیر اما و اگرها نشد

مشهد- تکلیف‌مداری و ثبات در تصمیم‌گیری یکی از بارزترین ویژگی‌های اخلاقی شهید سخی غلامی است؛ او زندگی‌اش سراسر مجاهدت و ایثارگری بود و هر جا که جبهه اسلام نیاز به کمک داشت، حضور می‌یافت.

خبرگزاری مهر - گروه استان‌ها: چند روزی بیشتر نیست که با شناسایی پیکر شهید نسیم افغانی، بار دیگر رشادت‌های غیورمردانی از افغانستان در هشت سال جنگ تحمیلی برای جهانیان نشان داده شد اما این رشادت‌ها و ایثارگری‌ها همچنان در حال جوشش هستند و نسل بعدی این غیورمردان نقش پررنگ و حیاتی خود را در دفاع از حرم اهل بیت (ع) به همگان نشان دادند.

یکی از این غیورمردان که همواره در مسیر مجاهدت و ایثارگری پیشرو بوده، سخی غلامی است. وی جانباز مدافع حرم و از فرماندهان لشکر فاطمیون و همچنین جزو پیشکسوتان جهاد افغانستان و گروه ۲۲ نفره‌ای بود که تیپ فاطمیون را تشکیل داد.

او در کنار شغل شریف کارگری و نان حلالی که از طریق فعالیت در کارخانه بازیافت درمی‌آورد، در مسیر دفاع از حرم حضرت زینب (س) قدم برداشت تا جایی که پسرش نیز در این راه به شهادت رسید. هر چند جانباز سخی غلامی در میدان جنگ به شهادت نرسید و به دلیل بیماری از دنیا رفت ولی مجاهدت‌های او برای همرزمانش فراموش نشدنی است چه در قالب رزمنده و چه در قالب فرمانده.

 

سخی غلامی در فیلمی که از او به یادگار مانده است، از ارادت عمیقش به ایران اینگونه می‌گوید: «خدای نکرده اگر ایران متزلزل شود، شیعه در هیچ کشوری نخواهد بود..».

مسعود زارعیان، مستندساز مشهدی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ویژگی عمده‌ای که در بین دوستان افغانستانی مشهود است، این است که در مجموع انسان‌هایی بسیط و یک‌دستی هستند و تکلیفشان با خودشان روشن است؛ شاید این امر به دلیل آن است که خاکشان همیشه مورد ظلم و ستم قرار گرفته و ناآرامی طولانی‌مدت در اعصار مختلف تاریخ موجب آرامش آن‌ها شده و تکلیفشان را با این عالم مشخص کرده است.

مجاهدان افغانستانی زمانی که احساس تکلیف کنند، درگیر اما و اگرها نمی‌شوند

وی افزود: این افراد درگیر پیچیدگی‌های رفتاری، خلق و خوی و زندگی نیستند و عموماً تکلیف‌محور هستند؛ یعنی زمانی که احساس کنند باید تکلیفی را انجام دهند، درگیر اما و اگرها و شک و تردیدها نمی‌شوند و اقدام می‌کنند.

این کارگردان و مستندساز در ادامه بیان کرد: در خصوص شهید غلامی نیز این ویژگی‌ها صدق می‌کند و وقتی وارد زندگی شخصی ایشان شدم، متوجه شدم که از چیزی که مد نظرم بود، بسیار فراتر بودند.

وی افزود: سخی غلامی، جوانی ۱۹ ساله بود که در حمله شوروی به افغانستان حضور پیدا کرده و حتی پایش نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود. او بعدها در درگیری‌ها با طالبان، هشت سال دفاع مقدس، ناآرامی‌های شرق کشور و اعزام به سوریه نیز حضور داشته است.

زارعیان بیان کرد: شهید سخی غلامی، جزو آن دسته‌ای بود که از بین حدود ۲۰۰ داوطلب اعزام به سوریه، فقط ۲۲ نفر به سوریه اعزام شدند. این‌ها همگی نشان از آن دارد که ایشان تکلیفشان با این زندگی و عالم بسیار روشن بود. این افراد وقتی ندای «یاحسین» سر می‌دهند، زلالی و خلوص نیت را از بیانشان به مخاطب منتقل می‌کنند.

کارگردان مستند «مرهم» اظهار کرد: سخی غلامی جزو افرادی بود که با خلوص نیت در هر زمان که نیاز بوده از دین و کشورش محافظت کرده است. این فرد آنقدر در جبهه حضور پیدا کرده بود که حتی این اواخر به او گفته بودند، سنش بالاست و اجازه حضور در جبهه را ندارد.

وی ادامه داد: زندگی افرادی مثل سخی غلامی، بسیط و بی‌پیرایه است و برای شناخت زندگی این افراد نیازی نیست که انرژی بگذاریم و دنبال نکات و ویژگی‌های پیچیده برویم؛ زمانی که احساس کردند باید از حرم حضرت زینب (س) محافظت کنند، دیگر حرفی به میان نمی‌آمد و دچار تردید نمی‌شدند. وقتی این حجم از سادگی و زلالی را در وجود این آدم‌ها می‌بینی، احساس می‌کنی که با آئینه سر و کار داری‌.

زارعیان با بیان اینکه غلامی فرزندی داشته که وضعیت جسمانی و حواس مناسبی نداشته است، مطرح کرد: یک فرزند وی در جبهه به شهادت می‌رسد. علی‌رغم اینکه سخی غلامی اینقدر سابقه جبهه و ایثارگری دارد و فرزندش نیز به شهادت رسیده، در تأمین هزینه‌های فرزند بیمارش مشکل داشت.

وی در ادامه افزود: روز تدفین غریبانه سخی غلامی به این نتیجه رسیدم که شاید واقعاً استرس و اضطراب‌های جنگ در این سال‌های متمادی همراه با سابقه ۳۰ ساله حضور در جبهه‌ها موجب شده که سرطان بگیرد. شاید ایشان توفیق شهادت در منطقه عملیاتی را نداشتند، اما می‌توان به معنای واقعی کلمه ایشان را شهید دانست چون مرگ ایشان طبیعی نبود و بر اثر تبعات حضورشان در جبهه‌های مختلف بود.

نان بازویم را می‌خورم تا شأن خودم را حفظ کنم

زارعیان در ادامه بیان کرد: من در جریان سختی‌های زندگی سخی غلامی بودم، فردی که تا این حد کمک می‌کند و تکلیفش را انجام می‌دهد، از کم‌ترین حقوق و امکانات برخوردار بود. او باید ساعت ۷ صبح تا ۹ شب در محل کارش حضور پیدا می‌کرد و یک‌سره کار می‌کرد. اما علی‌رغم این‌ها باز همیشه می‌گفت «نان بازویم را می‌خورم تا شأن خودم را حفظ کنم».

این کارگردان و مستندساز در ادامه ابراز کرد: روزی که خدمت ایشان رسیدیم و قصد ضبط داشتیم، حین تصویربرداری دائم می‌گفتند که از کارشان عقب می‌افتند و به کارشان ضربه می‌خورد و حتی در نهایت به ما گفتند که حقوق امروز را دریافت نمی‌کنند تا به خاطر چند ساعتی که با ما مشغول مصاحبه بودند، مدیون صاحب کار نباشند.

زارعیان ادامه داد: ویژگی‌های این‌چنینی تا حدی ساده است که از فرط روشن بودن، آن را نمی‌بینیم. گاهی رشادت و ایثارگری را صرفاً در این می‌بینیم که فردی تانکی را در جبهه منفجر کند و یا فرمانده جایی باشد، در حالی‌که در شخصیت‌هایی مثل شهید غلامی ویژگی‌هایی می‌بینید که به سادگی به چشم نمی‌آید.

شهدا، آئینه تمام‌نمای انسانیت و شجاعت هستند که همواره رهنمودهایشان مسیر زندگی را برای ما روشن می‌کند. در این بین افرادی نیز هستند که اگرچه لقب شهید ندارند، اما مجاهدت‌های بی‌شمار آن‌ها همواره نام و یاد شهدا را برایمان زنده نگه می‌دارند.

شهید سخی غلامی یک نمونه از مجاهدان افغانستانی است که وقتی پای اسلام و اهل بیت به میان آمد از هر آنچه که داشتند، گذشتند و راه جهاد را برگزیدند؛ وی پس از عمری مجاهدت، ۷ خرداد ماه پس از یک عمل جراحی دار فانی را وداع گفت و در بهشت رضا مشهد به خاک سپرده شد.


برچسب‌ها: مستند مرهم, مسعود زارعیان, سینمای مستند, سخی غلامی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

«مرهم»ی بر زخم حرم و مدافعان حرم

گفت و گو با یک مستندساز حوزه مقاومت؛

«مرهم»ی بر زخم حرم و مدافعان حرم

سید علی موسوی وقتی می رود بالای کوه می گوید قدر ما وقتی دانسته می شود که دشمن تا پشت دروازه های شهر برسد. وقتی دشمن نیست انگار ما هم نیستیم. پدر شهید هم مصداق مظلومیت افغانستانی های حاضر در ایران است. کسانی که همیشه دچار کمبود و طعن بودند اما از همین مردمی که همیشه به آن ها طعنه زدند دفاع می کنند. مظلومیت یعنی تو محق باشی و دقیقا حقت داده نشود...

«مرهم»ی بر زخم حرم و مدافعان حرم

 

فاش نیوز - سه شنبه شب ۱۹ آذرماه در سالن شماره ۴ پردیس سینمایی چهارسو، فیلمی از مستندهای بخش جایزه شهید آوینی در سیزدهمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت به نمایش درآمد تا بر پیکر خراش خورده ی انسان هایی که در غبار شهر به غار تنهایی خود خزیده اند، پس از تماشای سراب، پس از دیدار برف و باران، مرهمی باشد.
در هیاهوی کاخ جشنواره با کارگردان فیلم تماس می گیرم تا مرهمش را بیاورد و با هم، آن را در میان کسانی که عشق را به آنها بدهکاریم قسمت کنیم. می آید؛ با عشقی برآمده از درد و دردهای سربرکشیده از عشق. می آید با آن لبخند و تنهایی همیشه گی اش تا برایم از اوج غزل و ابدیت، زمزمه ها بگوید. که با هم همدل و هم صدا باشیم و چه ویژگیِ شوق برانگیزی در این نسل نهفته است. گفتگوی دردآلود ما را می خوانید؛ حرف ما بماند برای تاریخ.

فاش نیوز: بنده که سال هاست شما را از طریق آثارتان می شناسم. برای مخاطبان ما خودتان را معرفی بفرمایید.
- با عرض سلام و تقدیم احترام به حضور مخاطبان، بنده مسعود زارعیان هستم متولد ۱۳۶۳ در مشهد، دانش آموخته رشته تولید سیما در مقطع کارشناسی ارشد. نخستین فیلم خودم را در سال ۸۷ با نام  "مدرسه حاج آقا" کارگردانی کردم. کارهای دیگرم "چی بپوشم" سال ۹۱، "ایمان" سال ۹۳ که  همان زمان در جشنواره مستند در ۲ بخش حضور داشت؛ هم آوینی هم ملی و "علی ممد" سال ۹۵.حالا هم "مرهم". در جشنواره امسال، فیلم دیگری هم از زندگانی من ساخته شده است با نام "خسوف" توسط کارکردان خوب سینمای مستند کشورمان «محسن استاد علی».
فاش نیوز: اگر بخواهید نوری بر جهان فیلم برای مخاطبان بتابانید به چه معنایی می رسید؟
- به نظر من بزرگترین پاسخ این سوال، بزرگ ترین پرسش فلسفی است؛ هم نسبت به این جریان، هم نسبت به این اتفاق وهم این فضایی که حول جبهه مقاومت اتفاق افتاد. ما معمولا در آثارمان بیشتر درگیر کشمکش بیرونی شدیم، درگیر تیر و ترقه و بمب و آغاز عملیات و اتفاقات اینجوری، ولی کمتر به وجه انسانی شخصیت ها پرداخته می شود. در واقع شخصیت ها کمتر معرفی شدند. " مرهم " خبر از خانواده ای می دهد که در ایران مهاجرند و آقای خاوری پدر شهید علی خاوری از قوم هزاره بودند (اگر اشتباه نکنم). در بامیان افغانستان یک قوم به شدت اصیل بودند. انسان هایی که به لحاظ اعتبار و وجه اجتماعی و حتی مالی خیلی وضعیت خوب و والایی داشتند. به عشق امام رضا ( ع ) و به عشق ایرانی ها می آیند در ایران و سکنی می گزینند. بعد تمام دار و ندار این مرد، پسر بزرگش است. این پسر از این خانواده خداحافظی می کند و به خاطر امنیت حرم حضرت زینب ( س ) و امنیت کشورِ خود، که ایران، وطن تازه ی او هست جانش را بارها و بارها به خطر می اندازد. ایشان، آقای خاوری (مشهور به علی شارژی)، چندین نوبت جراحت های مختلف پیدا می کند. دوباره بر می گردد ایران و باز اعزام می شود. اصلا در بحث جهاد و مقاومت سیری ناپذیر بود. جزء گروه های اولی بودند که در جبهه مقاوت سوریه حاضر بودند.

فاش نیوز: ابتدای فیلم آمد که فاطمیون در سال ۹۲ یک گروه ۲۲ نفره بودند. بعد کم کم تبدیل به لشکر فاطمیون شدند. شما چه روایتی را برای فیلم در نظر گرفتید؟
- چون فیلم، یک فیلم مستند کوتاه هست خیلی فرصت قصه گویی به معنای کلاسیک را نداشتم. من در یک روایت خطی ساده سعی می کنم یک مقداری به شخصیت پدر شهید نزدیک شوم. ما شهید را نداشتیم ، ایشان شهید شده و یک رزمنده ی حاضر نبوده است.
فاش نیوز: ایده و سوژه از کجا آمد؟ نقش آقای «محسن اسلام زاده» که تهیه کننده فیلم هستند چه بود؟
- جناب آقای «محسن اسلام زاده»، یک مجموعه ای را می خواستند راجع به شهدای مدافع حرم کار کنند. لیست را که به من دادند ۹ تا بود، ۵ تا ۶ تای آن را بچه های دیگر مشغول شدند کار کردند و انتخاب کرده بودند. آن عزیزان دیگر را من نمی شناختم و اتفاقا آرشیو هم از ایشان نداشتم. خیلی هم باید بخواهد در من رغبت ایجاد کند. اینها که ارزشمند و والا مقام و دست نیافتنی هستند. از بابی که من باید ارتباط بگیرم به عنوان فیلمساز یا هنرمند و در خود من یک انگیزه ایجاد کند برای تولید فیلم، این چند عزیز این اتفاق را در من شکل ندادند و من رفتم سراغ یک چیزهایی که از قبل شنیده بودم از شهدای مدافع حرم منجمله شخصیتی معروف به علی شارژی که شنیده بودم ایشان بعد از اینکه مجروح می شود می آید ایران و زیر عمل تمام می کند و به شهادت می رسد و لذا بنیاد شهید ایشان را شهید محسوب نمی کند. یعنی ۶ تا ۷ ماه این ها دوندگی داشتند. بالاخره به خاطر آن جراحات این اتفاق برای ایشان افتاده بود و آمده در ایران به شهادت رسیده است. اما می گفتند نه؛ باید پیش از سوریه بیایند اینجا که ما شهید محسوبشان بکنیم. یعنی باید در منطقه به شهادت برسند.
فاش نیوز: چه سالی این اتفاق افتاد؟ پرداخت شما با چه رویکردی به اثر بود؟    
- این حوالی سال ۹۴ بود. هم مجروحیت ایشان و هم شهادت ایشان در سال ۹۴ است. با شخصیتی در این مستند مواجه بودیم که حضور ندارد و من باید این شخصیت را روایت کنم و به او نزدیک شوم. به ذهنم رسید که در واقع به پدر و ۲ هم رزم وی نزدیک شوم و شخصیت علی شارژی را در آن ۳ شخصیت ببینیم. چیزی که باعث شد بیایم سراغ علی شارژی، این بود که رفته و شهید محسوب نشده است. مهم تر اینکه پدر شهید هم با وجود وضعیت معیشتی ضعیف، جارو درست می کند و این جاروها را می برد در کوچه ها و می فروشد. اگرچه بالاخره موفق شدند در بنیاد شهید، شهید محسوبشان کنند، ولی وضعیت این ها وضعیت متفاوتی نشد. مزار ایشان در بهشت رضای مشهد است.
این قصه برام جالب بود که چرا پدر یک شهید باید آنقدر از نظر مالی ضعیف باشد که جارو بگذارد روی دوچرخه و برود در کوچه ها جارو فروشی کند. جاروهایی که دست ساز خودش بود.


فاش نیوز: این وضعیت الان هم ادامه دارد؟
- بعد از شهادت شهید، وضعیت ایشان خیلی نابسامان می شود. ۱ تا ۲ سال بیشتر دیگر نمی تواند جارو ببافد و الان هم وضعیت مالی به همان شکل است. برایش جارو تهیه می کنند و او فقط به خاطر اینکه سرگرم باشد می رود این کار را انجام می دهد.
فاش نیوز: حرف هایی گاهاً ساخته می شود که مبالغی برای رزمندگان مدافع حرم در نظر گرفته می شود.  
- از خود فیلم و ساختار که فاصله بگیریم، به شما بگویم همان ایامی که می خواستم فیلم را بسازم دیدم همچنان این موضوع زنده است که جمهوری اسلامی اینها را مشروط می کند برای اقامتشان که بروند این کار را کنند یا به اینها وعده پول داده می شود و خدای نکرده این ها فریب می خورند یا جان این ها یا امنیت این ها را در افغانستان بهم می زنند. دیدم این چیزها خیلی در رسانه جدی است. مخصوصا  بی بی سی و من و تو دارند مانور می دهند. برای من آنجا بود که این قصه خیلی مهم شد که به جای اینکه بروم به جبهه بپردازم، بیایم پشت جبهه را روایت کنم.

این موضوع که به واقع، تصویری که از این ها ترسیم شده، همین است یا خیر. منِ مستند ساز باید با واقعیت و وقایع جامعه سر و کار داشته باشم و سعی کنم این ها را آگاهی بخشی و به مردم گوشزد کنم. خیلی جالب بود. در مرحله تحقیق رسیدم به پدری که این وضعیت را دارد و علی شارژی را انتخاب کردم. بعد آمدم در مورد پدر شهید تحقیقم را یک مقداری کامل تر کردم. دیدم این پدر به لحاظ جسمی و روحی چه شکست عجیبی خورده است. خیلی تحت فشار بود. رفتم سراغ هم رزمانش دیدم یک هم رزمی ایشان دارد به نام «سخی غلامی» (ایشان هم از مهاجران بودند).  عجیب بود که ایشان از ۱۹ سالگی در جنگ هستند. حتی در حمله شوروی ایشان جانباز می شود. نصف استخوان پایش می رود. همین طور بیایید تا جنگِ با طالبان، سپاه محمد رسول االله، در جبهه مقدس ایران ، در ناآرامی های شرق کشور که سپاه رفت قائله را جمع کرد، در همه حضور داشتند. ایشان حدودا ۵۰ سال سن دارند. و همچنان یک رزمنده اند. و بسیار عجیب که چون الان یک مقدار جنگ سبک تر شده بود، به خاطر اینکه می گفتند سن تو بالا رفته، دیگر ایشان را جبهه نمی بردند. ساعت ۷ صبح می رفت جایی در حاشیه شهر مهدی آباد ( دور از شهر) به یک منطقه محروم، از ۷ صبح تا ۹ شب، تفکیک زباله می کرد. پلاستیک سیاه را از سفید جدا می کرد. یک بوی متعفنی از کارگاه می آمد. برای یک مبلغ ناچیز این کار را می کرد. سخی غلامی پدر یک شهید است. این ها را دیگر فیلم بیان نکردیم چون از شخصیت اصلی دور می شدیم. فرصت هم نداشتیم. چندین نوبت جانباز شده است. آخرین بار در جبهه سوریه آر پی جی می خورد و نصف شانه اش می رود. زخم در فیلم دیده می شود. یک پسر شهید و یک پسر تشنجی دارد که من به روی آن مانور ندادم. به خاطر اینکه از شخصیت اصلی دور نشوم. با این وجود و با این سن و سال دارد صبح سر کار می آید. و عجیب تر اینکه در حین ساخت فیلم،  اگر ۱ساعت می خواستیم بیاید بیرون باهم گپ بزنیم می گفت من به همین اندازه مدیون صاحب کارم می شوم، من باید اجازه بگیرم و دوباره این را جبران کنم. همچین شخصیتی بود. فقط تنها مشکل من تکلم و لهجه ایشان بود. نکند مقداری نتواند فیلم من را جلو ببرد. لهجه طبیعی او این طوری بود. خیلی از حروف را می خورد. صحبت هایش هم در فیلم یک جاهایی شنیده نمی شود. 《 سید علی موسوی 》 همرزم دیگر علی شارژی، کسی که از اول در مشهد به دنیا آمده و اهل گیتار و فضاهای غیر دینی و غیر مذهبی است. تا اینکه برای سفری توریستی، با چند نفر از دوستانش فقط برای اینکه مقداری کنجکاوی خودشان را جواب بدهند می روند سوریه زیارتی بکنند که دیگر پاگیر می شوند.


این افراد به ما اطلاعات می دهند و دیگه نرفتم قصه را شعاری کنم و بشانمشان از دردهایشان بگویند، از مشکلاتشان بگویند. نه. اتفاقا اینها آدم های با شکوه و شرافتمندی اند. یعنی هم 《سخی غلامی》 و هم 《سید علی موسوی》 با اینکه مشکلات مالی هم دارند، مخصوصا سخی که الان هزینه های داروی بچه اش را ندارد بدهد، منزلشان در پایین شهر است و آنقدر باید سخت کار کند. یک رزمنده ای که می گفتند می روند پول می گیرند. اگر ایشان پول می گرفت، پول فرزندش را می گرفت، دیگر نباید وضعیتشان این باشد. نباید بیاید صبح و شب کار تفکیک زباله کند. می رفت آن پول را یک جایی سرمایه گذاری می کرد. پس ما نباید یک بُعدی نگاه کنیم. فیلم خودش دارد آرام آرام تمام این فرضیه ها را از بین می برد که این ها برای پول رفتند. لذا بر خلاف رویه مرسومِ فیلم های دیگر، که ما در این حوزه دیدیم که معمولا با روضه شروع می شود و بیشتر جنبه احساسی مردم را درگیر می کنند و کشمکش های بیرونی از جنگ و تیر و تبر و ترقه و بمب و این ها را دارند، من  سعی کردم مقداری برگردیم به خانواده تا ببینیم که چه شکاف و شکستی در شخصیت اصلی فیلم ما و پدر شهید وارد شده که حتی در نحوه تکلم او اثر گذاشته است. من از عمد آن مدیوم ها را از پدر شهید گرفتم تا علل ابد در ذهن مخاطب من این تصویر ثبت بشود. چون بعضی ها می گفتند چه الزامی بود به این آدمی که دندان هایش اینطوری است و این لهجه و این نحوه صحبت کردنش است. حالا اینقدر دوربین را به او نزدیک کنید و قاب را نزدیک بگیرید. این بیشتر شاید وهن پدرشهید باشد، شاید تمسخر باشد، گفتم حرف شما اتفاقا تمسخر است. اگر من اینکار را نمی کردم تمسخر بود. اتفاقا این کار من عین واقعیت است. چون من غلو نکردم. مشخصه ی فیلم من، فیلم صادقانه ای هست؛ نه زاویه، لاو اَنگِل است و نه های اَنگِل.  
فیلم قبلی من "علی ممد" که خیلی قصه ملتهب تری دارد، آن هم یک رزمنده ای است که به دلیل مشکلات معیشتی قرار است جانبازیش را اثبات کند برود سوریه. تعدادی می گفتند که تو وهن جانبازان را می کنی. گفتم چرا شما نمی پذیرید که ما جانباز داریم، شیمیایی داریم از طبقه منفی متوسط جامعه. طبقه ای که اصلا دیده نشده در دوربین ها و در سینمای ما و این با خانومش مشکل دارد، با بچه اش مشکل دارد و با سیستم به نحوی مشکل دارد و با دکترا و پزشک ها مشکل دارد و هدف خودش را دنبال می کند. چرا نمی خواهید واقعی ببینید.
فکر می کنم تلاشم همین بود که یک مقداری به این واقعیت در حد مقدورات و بضاعت نزدیک بشویم.     
فاش نیوز: تصاویر آرشیوی از کجا بدست آمد؟
- تصاویر آرشیوی را بیشتر از خانواده شهید گرفتیم چون خیلی تصاویر آرشیوی محدود بود. با موبایل هایی که در جبهه بوده این تصاویر گرفته شده است.
فاش نیوز: لحظه ای در تصاویر آرشیوی هست که مجروحی ضجه می زند و ذکر یا زهرا را به ایشان میگویند بگوید و با ماشین او را به عقب می برند.
- آنجا یک فضای رویاگونه را خواستیم برای پدر شهید ایجاد کنیم؛ چون خواب بود. پلانِ قبلِ شهید. از آرشیو واقعی بوده و دوربین دست علی شارژی است. خود علی شارژی دارد از پشت صحنه جنگ که بعد از عملیات کلی مجروح دادند تصویر می گیرد. تصویر طولانی هم هست. همه ی این ها را به نحوی روایت کردم که گویی همین داد را علی شارژی هم زده است. این کسی که الان دارد داد میزند گویا علی شارژی است، فرقی نمی کند و گویا لحظات آخرش است. می خواستم شرایط سخت را بگویم و به عملیاتی که منجر شد علی شارژی به این وضعیت بیفتد اشاره می شود. یک فضای رویاگونه بوده که گویا در رویای این پدر داریم می بینیم. این حالا برداشت مخاطب است که چطور فکر بکند. اما روز اولی که من متوجه شدم هیچ آرشیوی از ایشان وجود ندارد یک مقداری دلم لرزید ولی الان خدا را شکر می کنم که این موضوع باعث شد من به خانواده شهید بیشتر نزدیک شوم. در ادامه کار، نگاه عرفی زده ای وجود داشت که آقا درست نشان بدهید و خوب نشان بدهید. متاسفانه ما فقط نصف روز فرصت داشتیم از پدر شهید تصویر بگیریم. اگر زمان ما بیشتر می بود پدر شهید بهتر و بیشتر ترسیم می شد.
فاش نیوز: سختی های تولید چه بود؟
- اینکه فقط فرصت داشتیم نصف روز با پدر شهید باشیم. ولی آنقدر باید هوش و زکاوت داشته باشید به عنوان کارگردان که بدانید در این نصف روز فرصت کم است و چه کسی این وسط است که ممکن هست مانع تصویر برداری تو شود. پس مهمترین تصویرت را باید بگذاری اول، بعد فضا را درست کنی، بعد یک حرکات و ابتکارات دیگری کنی که باز دوباره اعتماد ایشان جلب شود تا بتوانی کارت را جلو ببری. ولی با همه ی تمهیداتی که من اندیشیدم، نصف روز کار قسمت پدر شهید انجام شد. ولی من می دانستم با این نصف روز هم فیلمم در می آید. شاید آن چیزی که ایده آل من است نمی شود ولی فیلم در می آید.
در قصه آقای سید علی موسوی نیز ما این مشکل را داشتیم. اصلا نمی آمد جلوی دوربین. می گفت می آیم ولی نمی آمد. مشکل کار ما با آقای سخی غلامی در بیانشان بود. ما باید بیانشان را زیرنویس می کردیم. ایشان دارند فارسی حرف می زنند. ما زیر نویس هم می کردیم خیلی شکل درست و خوبی نداشت.
 با ارگان و نهادها هیچ کاری نداشتم. من معتقدم در این قصه ی جبهه مقاومت که بچه های ایرانی خیلی آزادانه نمی توانستند در جبهه حضور پیدا بکنند تولید کار انگار خیلی ساده شده بود چون اینها می گفتند ما که نمی توانیم برویم. ولی یک عده رفتند فیلم تولید کردند و یک  راش هایی از بچه های افغانستان گرفتند. می آمدند این ها را کنار هم تدوین می کردند، می شدند کارگردان. تعریف کارگردانی، طراحی و هدایت سوژه و موقعیت است. این دوستان کجا طراحی و هدایت کردند. به هر حال به عنوان یک فیلمساز باید نقد خودم را وارد کنم. این می شود تدوین گر، کارگردان نیست. حداقلِ کارگردانی اینست که اگر نمی تواند در سوریه حاضر شود بگوید بروید تصویر را برای من ضبط کنید بیاورید. رفتید اینجوری ضبط کنید. این سوال را بپرسید. یا خودش حضور پیدا کند رسما آنجا برود. مثل فیلم " جمیله " که امسال ساخته شد. مثل " زنانی با گوشواره های باروتی " آقای فرهمند. مثل امیر اصانلو که امسال " پیرمرد و خواننده " را دارد. تعدادی از  این ها در صحنه حاضر می شوند. جای دوربین را مشخص می کنند. روایتشان را در ذهن طراحی می کنند. ولی این دوستانی که فقط تصویر آرشیوی را استفاده می کنند کجا کارگردانی کردند، من نمی فهمم. بعد جالب است که به این فیلم ها به عنوان کارگردانی توجه می شود. من البته نگاهم بیشتر به هیئت انتخاب ها و هیئت داوری هاست. آقا خواهش می کنم به کارگردانی توجه بفرمائید اگر قرار است جایزه کارگردانی بدهید. امیدوارم که داوران و هیئت انتخاب ها و عزیزانی که مسئولیت های اینطوری دارند و دانش محور هست به این مسائل بیشتر دقت کنند که کارگردانی کجای کار اتفاق افتاده است.

فاش نیوز: فیلم را هر سه شخصیت اثرتان دیده اند؟
- بله. در چند رونمایی ما، خودشان حضور داشتند. تقدیر و تجلیل شدند. پدر شهید خیلی حالش منقلب می شد و حس غریبی داشت. خواهرشان به شدت، مادرشان به شدت، الحمداالله با فیلم همراه هستند. به شدت خوشحال شدند دیدند علی شارژی که جزء شهدای قدیمی تر بوده و فرمانده زره ای تیپ بوده و خیلی انسان شجاع، فیلمی از او ساخته شده است. هرچه قدر از شخصیت این مرد در شجاعت بگویم کم گفتم. رزمنده گان فاطمیون معمولا سربند نمی بستند چون اگر داعشی ها می دیدند می گرفتند اسیر می کردند سر می بریدند افرادی را که سربند داشتند. بقیه را حالا اسیر می کردند اما این ها را یک راست بدون معطلی سر می بریدند. اما علی شارژی همیشه سربند داشت. علی شارژی در چندین عملیات مهم  حضور داشت.
ایشان در آن عملیات، این مرد آنقدر شجاع است، شما ببینید در یک جنگ شهری بزرگترین اشتباه این است که تانک را ببرید به شهر چون از هر نقطه ای مشرف اند به شما و به شدت نقطه کور داری که نمی توانی تصمیم گیری و تیراندازی کنی، علی شارژی، آنقدر این مرد شجاع و نترس بود و عجیب و غریب و مثال زدنی که با تانک می رود در شهر، قبل از اینکه به حلب برسیم نزدیکی های دمشق. می رود و مثل کسی که ماشین سواری را هدایت می کند تانک را  هدایت می کند و مثل کسی که با تفنگ نقطه ای  را نشانه می گیرد، او با لوله تانک آن قدر مسلط بوده که می رود و می زند و در واقع آن نقطه ای که بچه ها یک ماه درگیر و محاصره بودند، بچه ها را از محاصره و شرایط خفقان جنگ خارج می کند. همچین انسانی با همچین بزرگواری ها و شجاعت ها و رشادت ها مغفول مانده بود و خانواده اش به شدت خوشحال بودند که این فیلم خدا را شکر ساخته شد. ولی ای کاش می شد که با یک آرشیو بهتری یک مقدار بیشتر به این مسائل هم اشاره کرد. که گفتم می شد واقعا لایه ی روئین جنگ را فقط ندید.
فاش نیوز: عصاره نگاه خودتان در خصوص این ۳ شخصیت، پدر شهید، سید علی موسوی و سخی غلامی چه هست؟
- سخی غلامی یک انسان جنگجو با یک سابقه طولانی که در جبهه ها حضور داشته است. آدم هایی که در جنگ حضور پیدا می کنند و جنگجو هستند معمولا کم حرف هستند و بیشتر اهل عمل هستند. البته هستند کسانی که جنگ به آنها فرصت فکر کردن و عمیق شدن می دهد. آنقدر که ما حرف می زنیم آن ها عمل کردند. لذا روح بزرگتری دارند چون بارها و بارها مرگ را در پیشگاه خودشان دیدند و به آن نزدیک شدند. با مرگ چهره به چهره شدند. لذا این ها بیشتر عمل می کنند تا حرف بزنند. من برای همین، مشکلی داشتم با این عزیزان  مخصوصا با سخی که دیگر سابقه طولانی حضور در جبهه داشت. آن چیزی که برای سخی به شدت بزرگ جلوه می کرد شجاعت علی شارژی بود یعنی هر وقت می خواست از علی شارژی یاد کند می گفت علی آمد با تانک ما را نجات داد و ما پشت او حرکت کردیم.
فاش نیوز: چه شد که علی شارژی شد علی شارژی؟
- علی شارژی به دلیل این شجاعت بی حد و مرزی که داشت هر جا که حاضر بوده موجب افزایش انگیزه، شجاعت و قوت قلب بچه های فاطمیون می شده است. لذا اینجا سید علی موسوی هم می گوید وقتی علی شارژی رفت انگار یک قهرمان فیلم کشته شد یا به شهادت رسید و حذف شد. یعنی حتی در واقع بچه های فاطمیون تحمل دوری او را نداشتند. آنقدر که این عزیز و دوست داشتنی و شجاع بود. وقتی بود می دانستند که علی هست. علی پشتشان را دارد.  سید علی موسوی آدمی بود که متحول می شود. مثل برادرش که ما نتوانستیم از او در فیلم اسمی ببریم. سید علی موسوی یک جوان کاملا امروزی بود. سید علی موسوی وقتی می رود بالای کوه می گوید قدر ما وقتی دانسته می شود که دشمن تا پشت دروازه های شهر برسد. وقتی دشمن نیست انگار ما هم نیستیم. نظامی چه زمانی ارزشمند می شود، زمانی که دشمن برسد پشت مرزها.


فاش نیوز: هنوز هم جوان هایی مثل سید علی موسوی هستند و او نماد جوان هایی است که دلشان با ائمه اطهار (ع) و وطن هست و می تپد و حاضر هستند جانشان را بدهند.
- بله کاملا همینطور است. پدر شهید هم مصداق اَهَم و اَکمَل مظلومیت افغانستانی های حاضر در ایران است. کسانی که همیشه دچار کمبود و طعن و مسئله بودند؛ از تهیه گواهی نامه بگیر تا پاسپورت و شناسنامه و ثبت نام بچه هایشان در مدرسه و ... . این ها می خواهند حالا با همه ی این مسائل  دفاع کنند از همین مردمی که همیشه به آن ها طعنه زدند. وقتی می خواستند شان اجتماعی یک نفر را پایین بیاورند می گفتند تو مثل افغانی ها عمل می کنی. قیافه اش را نگاه، مثل افغانی هاست. مظلومیت یعنی چه، یعنی تو محق باشی، حق تو باشد و دقیقا حقت داده نشود. در علم منطق می خوانیم جایی که این ها باید جایگاه واقعی شان باشد، نیستند. اما با اینکه مظلوم هستند و در جایگاه واقعی شان نیستند، سینه سپر می کنند و به عشق اهل بیت (ع) و به عشق مردم جامعه که سال ها در کنارشان زیستند می روند و جانشان را کف دستشان می گیرند و از این مرز و بوم و حرم اهل بیت به معنای واقعی دفاع می کنند. مزار ایشان را هم چه نیازی دارد نشان دهیم. نیازی نبود در روایت. من روی یک چیزهایی حساسیت ندارم. زمانمان هم کوتاه بود. و چه بار دراماتیکی به فیلم اضافه می کند. مثلا تشییع جنازه اش را نشان بدم، همه تشییع جنازه می شوند، فیلمش را هم نداشتیم. فرض داشته باشیم، چه لزومی دارد هر چیزی را بذاریم.

به نظرم موضوعات و مسائل مهمتر داشتیم که باید به آن ها بپردازیم. آن نکته ی مهمی که سید علی موسوی می گوید، می گوید زمانی در بوسنی دشمن محاصره کرد اینها می توانستند مقاومت کنند تا 10 سال. اما یک عده آمدند گفتند بیاییم تسلیم شویم تا به جامعه بهتری برسیم. آمدند و دشمن وارد کشورشان شد و دسته دسته همه را کشت. پدر شهید هم از طرفی وقتی داشت صحبت می کرد آرامش شهر را می دیدیم، رفت و آمد مردم را می دیدیم و نیازی نیست که تو حتما بیایی بگویی بچه های ما رفتند که شما زندگی آرامی داشته باشید. من سعی کردم نسبت جنگ با مردم شهر را بگویم. دوربین را از جبهه کشیدم بیرون، که حالا اینجا ببینیم تبعات و اتفاقات در شهرمان چیست. فکر می کنم واقعا پدر شهید نهایت مظلومیت هست و هیچ کاری از دست من فیلمساز و از دست همه ی مردم برای التیام دادن پدر شهید برنمی آید. چرا در سکانس پایان ماساژ ایشان را گذاشتم؛ می خواستم این را بگویم که هیچ کاری ما برای شما نمی توانیم کنیم هرچه قدر هم بگوییم تسلیت تسلیت تسلیت، هر چقدر تو را بالا ببریم فایده ندارد. هیچی جای بچه ی تو را که امید و پشت و پناه تو بوده و خانه ی تو را ساخته و الان نیست پر نمی کند. ما فقط می توانیم تو را ماساژت بدهیم. چشم هایت را ماساژ بدهیم، صورتت را آرام کنیم و سرت را و همین. تنها کاری است که از دستمان بر می آید. لذا این همان مرهمی است که بر پیکره پدر شهید قرار می گیرد.
فاش نیوز: اگر بخواهیم الان سراغ شخصیت های فیلمتان را از شما بگیریم، چه می کنند ایشان و چه حال و احوالاتی دارند؟
 - همه گی هستند. اگر جبهه نباشند، اگر منطقه نباشند، الان هستند، پدرشان هم هستند. ادامه زندگی خودشان را می کنند و اینکه خیلی فیلم را دوست دارند. من با ایشان ارتباط دارم مخصوصا با خانواده های ایشان. چون آن دو بزرگوار همه اش در رفت و آمدند دسترسی ام به ایشان کم است ولی با خانواده شان خیلی در مراوده هستم.
فاش نیوز: لوکشین فیلم مشهد بود؟
- بله. 
فاش نیوز: چند عدد دوربین داشتید و مدل دوربین چه بود؟
- یک دوربین مدل سونی آلفا سون مارک 2.
فاش نیوز: چند روز تصویربرداری داشتید؟
- ۴ روز برای 30 دقیقه.
فاش نیوز: زمانی بسیار خوب و حرفه ای هست که متوسط ۷ دقیقه در هر روز را گرفتید. پشت دوربین چند نفر بودید؟
- من، مدیر تولید سرکار خانوم به آفرین عزیزی. تصویربردارمان جناب آقای رضا عزیزفر خانی، آقای احمد محمدی هم صدابردارمان بودند. یک گروه خیلی کوچک، جمع و جور ولی کاملا حرفه ای داشتیم. بچه ها سال هاست که کار می کنند. احمد محمدی صدا می گیرد که کاملا کار را می شناخت. رضا هم همینطور که کار آقای فریدون جیرانی را جمع کرده است.

فاش نیوز: با حرف دل شمای فیلمساز در قالب و بر بستر مدیوم سینما این گفتگو را در راه می گذاریم.
- حرف دل من برای مخاطب از هر صنف و قشری که باشند اینست که خواهش می کنم در خصوص این مسایل مهم، مهم فکر بکنید. همیشه در دعواهای انتخاباتی می گوییم اول فرهنگ بعد اقتصاد و سیاست. چند ماه که میگذرد و دولت مستقر می شود و کابینه شکل می گیرد، رییس جمهور می رود پشت تریبون و اصلا دغدغه فرهنگ نیست نه اینکه کم باشد، اصلا نیست. عزیران فرهنگ است که اقتصاد و سیاست ما را درست می کند. نکته بعدی اینکه اعتماد کنیم. منِ مسعود زارعیانی که در شهر من یکی یکی بچه ها رفتند و قصه فاطمیون از شهر من اتفاق افتاد چرا باید در سال ۹۷ فیلم بسازم با اینکه این اتفاق از سال ۹۲ شروع شد. چرا یک نفر نیامد اعتماد کند. پیگیر بودم و بارها پیشنهاد دادم ولی متاسفم از اینکه بعضا نگاه هایی انقلابیون را محدود می کنند. آقا اینا انقلابی هستند، غیر اینا انقلابی نیستند، شما بی جا کردی که اینطوری دسته بندی می کنید. وقتی که ۹۸ درصد این مردم آمدند گفتند جمهوری اسلامی یعنی ۹۸ درصد این مردم انقلابی بودند و به انقلاب معتقد بودند. تو حق نداری این ها را به انقلابی و غیر انقلابی دسته بندی کنی. همه ی ما انقلاب کردیم برای رسیدن به آرمانشهری که مدنظر ما بود و مد نظر حضرت امام بود و نظر حضرت آقاست. چرا به این ها توجه نمی کنید. چرا مرز بندی می کنید. خواهش می کنم اعتماد کنید. خواهش می کنم حتی به بچه هایی که حتی به ظاهر فیلمساز متدین انقلابی نمی خورند اعتماد کنیم. بذاریم آن هم برود فیلم بسازد. من دوستان بسیار زیادی دارم که مستند ساز های درجه یکی هستند. گفتم درباره این موضوع فیلم می سازید می گویند می سازیم. اصلا بگذارید بیاید انتقاد کند، گفته ها را گسترش می دهید. ولی متاسفانه این کم کاری ها صورت گرفته و امیدوارم مقداری حواس ها بیشتر جمع شود. شاخک ها تیز شود. یک مقداری خواهش می کنم این تدبیر ( که متاسفانه الان تبدیل به یک لفظ مبتذل شده ) را تدبیر به خرج دهیم و حواسمان را جمع کنیم. جبهه مقاومت در پیشانی نگاه های استراتژیک کشور ما است و مستقیما مرتبط با امنیت ملی هست. خواهش می کنم این فضا ها را مقداری جدی تر، مهمتر و  همچنین استراتژیک نگاه کنیم.

گفت و گو از: تورج اردشیری نیا


برچسب‌ها: سینماحقیقت, مرهم, مسعود زارعیان, مدافعان حرم
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

«فاطمیون» با سه اثر به بخش منتخب جشنواره سینما حقیقت راه یافت

به گزارش گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، سه مستند از آثار مرکز رسانه فاطمیون در بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین جشنواره سینما حقیقت موفق شد از بین ۲۱۰ مستند، منتخب بخش جایزه شهید آوینی جشنواره سینما حقیقت شود.

 مستند «مرهم» به کارگردانی مسعود زارعیان، مستند «کرار» به کارگردانی محسن عقیلی و جدیدترین تولید مرکز رسانه فاطمیون با عنوان «خاطرات بادیه» به کارگردانی ساسان فلاح‌فر، سه اثر مرکز رسانه فاطمیون هستند که با انتخاب هیئت داوران راهی بخش جایزه شهید آوینی شدند.

سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینما حقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذر در پردیس سینمایی چارسو در شهر تهران برگزار خواهد شد.


برچسب‌ها: مستند مرهم, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, فاطمیون
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

لینک دانلود مستند مرهم به کارگردانی مسعود زارعیان

لینک دانلود مستند مرهم در سایت آپارات

لینک دانلود مستند مرهم در سایت الودید

مستند «مرهم» با روایتی سینمایی درباره شهید خدابخش خاوری معروف به علی شارژی یکی از فرماندهان تیپ زرهی لشکر فاطمیون به کارگردانی مسعود زارعیان و تهیه کنندگی محسن اسلام‌زاده ساخته شده است. این مستند شخصیت علی شارژی را در پدر و دو همرزمش جست‌وجو می‌کند و تلاش کرده ساختاری متفاوت داشته باشد.

این مستند که به سفارش مرکز سیمای خراسان رضوی و با همکاری مرکز رسانه‌ای فاطمیون تولید شده است، چهارشنبه گذشته با همکاری مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی در پردیس سینمایی هویزه مشهد رونمایی و اکران شد و از خانواده شهید خاوری توسط انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی خراسان رضوی تجلیل به عمل آمد.

مسعود زارعیان درباره روند تولید این مستند به خبرنگار ما گفت: چند نفر را به ما معرفی کردند، اما چون شناختی روی آن‌ها نداشتم، خودم دنبال سوژه رفتم. از قبل شناختی جزئی از علی شارژی داشتم، اما کم کم تحقیقاتم را درباره این شهید کامل کردم و سراغش رفتم. دیدار کوتاهی با پدرش داشتم و دو تا از همرزمانش را پیدا کردم، با وجود ظرفیت‌های بالای دراماتیکی که این شخصیت و خانواده‌اش داشت به سمت تولید فیلم رفتیم.

مستند مرهم

او افزود: کار در مورد شخصیتی است که حضور ندارد و کار کردن با این موضوع در سینمای مستند خیلی سخت است. درباره این شهدا هم آرشیو قوی و کاملی وجود ندارد، کسانی که آرشیو داشته‌اند معمولاً درباره شان کار ساخته شده است. تصمیم گرفتم که شخصیت علی شارژی را در شخصیت پدر و دو تا از همرزمانش پیدا کنم. به شخصیت پدر و دو همرزمش نزدیک شدم و تا جایی که امکان داشت تلاش کردم روایت متفاوتی داشته باشم.

کارگردان مستند «مرهم» با بیان اینکه تصویربرداری این کار حدود ۶ روز طول کشیده است، خاطرنشان کرد: سعی کردیم برخلاف رویه مرسومی که در تولید چنین آثاری وجود دارد، چهره واقعی از شهید را نشان دهیم و حجاب‌ها را در حد امکان برداریم. سعی کردم که خانواده‌اش را با محوریت پدرش، نشان دهم و زندگی شان را بدون اغراق به تصویر بکشم اینکه آن‌ها هم مثل ما هستند و زندگی هایشان پر از مشکل است بویژه افغانستانی‌ها که مشکلاتشان بیشتر است البته این مشکلات را داد نزدم و شعار ندادم، سعی کردم که تصویر واقعی از آن‌ها نشان دهم.


برچسب‌ها: مستند مرهم, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, خدابخش خاوری
+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نمای نزدیک از «بهشت»/ درباره نخستین جشنواره فیلم مستند بهشت در مشهد

گزارش «صبح‌نو» از اولین جشنواره فیلم مستند بهشت که به موضوع زیارت امام رضا ع می‌پردازد

نمای نزدیک از «بهشت»

 

سال‌هاست که درباره دوری مردم از سینما صحبت می‌شود. از آمار ناامیدکننده کسانی که در طول عمرشان لااقل یک‌بار به سینما می‌روند گرفته تا جهان معنایی فیلم‌های سینمایی همه نشان از فضایی نه‌چندان مطلوب در ارتباط میان فیلم‌های سینمای ایران و مردمش می‌دهد، اما همه سینما به فیلم‌های داستانی اختصاص ندارد. ظرفیت بیانی فیلم‌های مستند از آغاز انقلاب اسلامی و خصوصاً ایام دفاع مقدس باعث شد این گونه سینمایی، صورتی کاملاً مردمی و عمومی پیدا کند. مجموعه مستند‌های روایت فتح شهید سیدمرتضی آوینی نقطه اوج ارتباط توده مردم با سینمای مستند بود.

مستندی که به‌ظاهر، ساختاری پیچیده و مبتنی‌بر تلفیق گفتارمتن‌های ادیبانه با تصاویر جبهه‌های جنگ داشت به جهت پرداختی نو از «موضوعی» که با زندگی مردم عجین شده بود توانست به محصولی پرطرفدار و محبوب تبدیل شود. از همان زمان بود که برای مستندسازان و فعالان عرصه هنر و رسانه روشن شد که فرمول توجه مردم به فیلم‌های مستند چیست. کشف این فرمول و افزایش روزافزون علاقه‌مندان به سینمای مستند باعث پدید آمدن سیلی از جشنواره‌ها شد؛ جشنواره‌هایی که بسیاری‌ از آن‌ها خیلی زود به فراموشی سپرده شدند. در این میان تنها جشنواره‌هایی توانستند به راه خود ادامه دهند که بر همان فرمول طلایی، یعنی توجه به موضوعات مربوط به زندگی مردم، تکیه کردند.

در این سال‌ها چنان که اشاره شد جشنواره‌های موضوعی با توجه به مسائل انضمامی دالانی به سوی مردمی شدن و اقبال عمومی برای خود باز کردند؛ از جشنواره‌هایی برای مسائل زنان و خانواده تا جشنواره‌هایی برای موضوعات دینی. در کنار جشنواره‌های موضوعی، از میان جشنواره‌های حرفه‌ای سینمای مستند هم آن‌هایی موفق‌تر بودند که در هر دوره به یک یا چند موضوع خاص بنا به شرایط زمانی توجهی ویژه می‌کردند. 
جشنواره‌هایی مثل «سینما حقیقت» که در چندسال اخیر با موجی از استقبال خیره‌کننده مواجه بوده است. به نحوی که پس از جشنواره فیلم فجر احتمالاً به پرمخاطب‌ترین جشنواره هنری کشور تبدیل شده است. یکی از موضوعاتی که همیشه در جشنواره با استقبال مخاطبان مواجه بوده، «زیارت» و همه مسائل وابسته به آن است. زیارت هم به‌مثابه یک مفهوم در منظومه باورهای دینی و هم به عنوان سفری که موجب تحول درونی مسافران می‌شود، در زمره جذاب‌ترین سوژه‌ها برای مستندسازان قرار داشته است. از آیین‌های وابسته به زیارت تا نمایش سلوک انفسی زائران همگی از جذابیت‌های این سوژه پرکشش و ملموس است. مهم‌ترین مقصد زیارتی ایرانیان حرم امام رضا ؟ع؟ در مشهد مقدس است. 
حرم علی‌بن موسی ؟ع؟ در مشهد قطب زیارتی کشور است و دیگر مقاصد عمده زیارتی هم عمدتاً در نسبت با آن معنا پیدا می‌کنند. از حرم حضرت معصومه؟سها؟؛ خواهر کوچکترش در قم گرفته تا حرم احمد بن موسی، برادر بزرگترش در شیراز. امام رضا ؟ع؟ در زندگی ایرانیان حضور پررنگ و انکارناشدنی دارد. اسم رضا جزو پرتکرارترین اسامی در کشور است و یکی از نقاط ارتباطی و گره‌گاهی ایران با شیعیان و حتی سایر مسلمانان منطقه حرم امام رضا ؟ع؟ است. 
بدیهی است که پرداختن به چنین سوژه پردامنه‌ای نیاز به برنامه‌ریزی مدون و حساب‌شده دارد. بخش بزرگی از جامعه مستند باتوجه به آنچه گفته شد، اکنون و پس از درک تجربه‌های موفق پرداختن به موضوعات عمومی هر روز تلاشی تازه برای نزدیک شدن به مردم می‌کند. آخرین نمونه این تلاش‌ها راه‌اندازی اولین جشنواره فیلم مستند بهشت است.

این جشنواره با حمایت مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی و ابتکار و دبیری آقای مسعود زارعیان از مستندسازان شناخته‌شده کشور تأسیس شده است. زارعیان درباره اهمیت و دلیل برگزاری این جشنواره می‌گوید: «در طول یک دهه گذشته، پیاده‌روی زائران حرم مطهر رضوی در دهه پایانی ماه صفر به‌ویژه با توجه به مراسم پیاده‌روی اربعین، شکل متفاوتی گرفته و به یکی از رویدادهای فرهنگی و مذهبی بزرگ کشور تبدیل شده است. این امر موجب اهمیت بیش از پیش مستندنگاری و بهره‌برداری فرهنگی از این اتفاق شده است. حدود چهار سال است برنامه‌های متنوعی را با محوریت مراسم پیاده‌روی دهه آخر صفر در مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی در استان خراسان رضوی طراحی کرده‌ایم تا این رویداد بزرگ به بهترین شکل ممکن پوشش داده شود.» استقبال مستندسازان از آیین پیاده‌روی دهه آخر صفر و ساخت آثار متعدد باعث شکل‌گیری ایده جشنواره بهشت شده است.

معاون هنری مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی، آقای سیم‌ریز درباره این اتفاق می‌گوید: «امسال بعد از چندین سال سفارش تولید اثر هنری مانند ساخت فیلم‌های مستند، به این نتیجه رسیدیم که حجم اتفاق و میزان استقبال هنرمندان از این مراسم به حدی افزایش یافته است که می‌تواند پایه‌گذار یک جشنواره و رویداد مستقل از دیگر جشنواره‌های مذهبی باشد. در برگزاری جشنواره فیلم مستند بهشت، انتظار می‌رود نه تنها موضوع زائران پیاده حرم مطهر رضوی، بلکه تمامی موضوعات مرتبط با زیارت مورد توجه هنرمندان قرار گیرد.»جشنواره بهشت به درستی و با تشخیص جای خالی محفلی برای ترویج و حمایت از مستندهای با موضوع امام رضا ؟ع؟ به راه افتاده است.

اولین دوره این جشنواره از چهارشنبه هفتم اسفندماه تا دیشب؛ جمعه دهم اسفندماه در پردیس هویزه مشهد برگزار شد. در اولین دوره جشنواره بهشت در کنار نمایش مستندهایی از بعضی مستندسازان برجسته ایرانی همچون آقای محسن اسلام‌زاده فضای مناسب برای حضور مستندسازان جوان فراهم شد. گستره موضوعی آثار، تنوعی دلخواه و استاندارد از جامعیت را برای دوره اول برگزاری فراهم کرد؛ از حضور مستندهای پرتره از زائران یا عاشقان حضرت‌رضا؟ع؟ تا مستندهایی درباره آیین‌های زیارت، آیین‌های حرم رضوی و مردم‌شناسی زائران. در کنار نمایش فیلم‌های بخش مسابقه چند مستند هم در بخش نمایش ویژه جشنواره اکران شدند.

مستند درخشان «خاطرات خبرنگار جنگی» یکی از این مستندها بود که به خوبی میزان چندلایه بودن و تنوع موضوعات مربوط به امام رضا ؟ع؟ را نشان می‌دهد. این مستند درباره زنی است که چند دانشجوی نظامی در عراق را از حمله داعشی‌های نجات می‌دهد. صبح روز یازدهم ژوئن ۲۰۱۴، وقتی دانشجویان نظامی پایگاه اسپایکر واقع در تکریت از پادگان خارج می‌شدند، نمی‌دانستند به‌زودی قربانیان بزرگترین جنایت داعش در عراق خواهند شد. عالیه زنی از اهالی آنجا سرنوشت ۵۸نفر از این سربازان را تغییر داد. او که به عنوان شجاع‌ترین زن سال‌۲۰۱۸ معرفی شده، فداکاری خود را مدیون لطف امام رضا؟ع؟می‌داند.حضور اساتید شناخته‌شده مستند ایران در این جشنواره به عنوان داور یا مدرس کارگاه‌های جنبی نشان‌دهنده استقبال جامعه مستند از این رویداد ارزشمند فرهنگی است.

داوری این رویداد به عهده سه تن از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های مستند ایران بود. آقای محمدعلی فارسی که از مستندسازان قدیمی است و از همکاران شهید آوینی در مجموعه روایت فتح بوده است، آقای سید سلیم غفوری، رییس شبکه مستند سیما و آقای رضا فرهمند از چهره‌های بین‌المللی مستند ایران و خالق مستندهای تحسین‌شده «زنانی با گوشواره‌های باروتی» و «شیرزاد». درنهایت جشنواره فیلم مستند بهشت شب گذشته در پردیس هویزه مشهد با معرفی و تقدیر از برگزیدگان به کار خود پایان داد. جشنواره‌ای که انتظار می‌رود با توجه به موضوع مهمی که به آن توجه کرده و روش درستی که برای پرداختن به این موضوع پیش گرفته در سال‌های آینده به یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های موضوعی مستند در کشور تبدیل شود.


برچسب‌ها: جشنواره فیلم مستند بهشت, جشنواره بهشت, مسعود زارعیان, سینمای مستند
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند «بهشت»

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند "بهشت" با معرفی فیلم های برگزیده این جشنواره در پردیس سینمایی هویزه برگزار شد. همچنین در این مراسم سید محمود رضوی تهیه کننده سینما جوایز سینمایی خود را به موزه آستان قدس رضوی اهدا کرد.

۱۳۹۷/۱۲/۱۱ - ۰۶:۴۵

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مستند 'بهشت'

 


برچسب‌ها: جشنواره فیلم مستند بهشت, جشنواره بهشت, مسعود زارعیان, سینمای مستند
+ نوشته شده در  شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مسعود زارعیان: در جشنواره بهشت به دنبال تصویری جامع از زیارت امام رضا ع هستیم

دبیر جشنواره فیلم مستند "بهشت" گفت: جشنواره فیلم مستند «بهشت» با محوریت موضوعی زیارت حرم رضوی برای نخستین بار در کشور برگزار می‌شود.
 
 
به گزارش روابط عمومی موسسه آفریبنش های هنری آستان قدس رضوی، دبیر جشنواره فیلم مستند بهشت با تأکید بر اینکه مشهد پایتخت معنوی ایران اسلامی است، ابراز کرد: متأسفانه هنوز آرشیو تصویری کامل و مستندی از حرم مطهر رضوی، حال زائران و قصه‌های آنان وجود ندارد و همچنان مستندسازان به صورت خودجوش فیلم تولید می‌کنند.

مسعود زارعیان ادامه داد: این انگیزه‌ها به‌ویژه در حوزه سینمای مستند که سینمای اندیشه و جریان‌ساز است و می‌تواند حافظه تصویری ملت ایران را شکل دهد، باید تجمیع، حمایت و ساماندهی شود.
وی با اشاره به حوادثی مانند حادثه مسجد گوهرشاد اضافه کرد: مستندسازان بااستعداد امروز کشور، باید به معارف و جریان‌هایی که در حرم مطهر رضوی اتفاق می‌افتد، دامن بزنند تا این معارف در سطح جامعه گسترش پیدا کند.

زارعیان با تأکید بر اینکه جشنواره فیلم مستند بهشت برای نخستین بار با محدودیت کمتری برای تکمیل این آرشیو در حال برگزاری است، گفت: امیدواریم این جشنواره با ساماندهی این عرصه و انجام کار تخصصی یعنی افزایش سطح دانش مستندسازان، منجر به تولید آثار فاخر، ارزشمند و تأثیرگذار شود.  
همچنین مهدی سیم‌ریز در حاشیه نشست خبری نخستین جشنواره فیلم مستند «بهشت» که امروز در سینما هویزه مشهد برگزار شد، ابراز کرد: در طول یک دهه گذشته، پیاده‌روی زائران حرم مطهر رضوی در دهه پایانی ماه صفر به‌ویژه با توجه به مراسم پیاده‌روی اربعین، شکل متفاوتی گرفته و به یکی از رویدادهای فرهنگی و مذهبی بزرگ کشور تبدیل شده است. این امر موجب اهمیت بیش از پیش مستندنگاری و بهره‌برداری فرهنگی از این اتفاق شده است.
وی ادامه داد: حدود چهار سال است برنامه‌های متنوعی را با محوریت مراسم پیاده‌روی دهه آخر صفر در مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی در استان خراسان رضوی طراحی کرده‌ایم تا این رویداد بزرگ به بهترین شکل ممکن پوشش داده شود.
معاون هنری مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی بیان کرد: امسال بعد از چندین سال سفارش تولید اثر هنری مانند ساخت فیلم‌های مستند، به این نتیجه رسیدیم که حجم اتفاق و میزان استقبال هنرمندان از این مراسم به حدی افزایش یافته است که می‌تواند پایه‌گذار یک جشنواره و رویداد مستقل از دیگر جشنواره‌های مذهبی باشد.
سیم‌ریز افزود: در برگزاری جشنواره فیلم مستند بهشت، انتظار می‌رود نه تنها موضوع زائرین پیاده حرم مطهر رضوی بلکه تمامی موضوعات مرتبط با زیارت مورد توجه هنرمندان قرار گیرد.
وی تصریح کرد: امیدوارم دامنه این جشنواره به حدی گسترش یابد که شاهد حضور حداکثری هنرمندان مستندساز با تولید آثار شاخص در آن باشیم.
سیم‌ریز با بیان اینکه فراخوان این جشنواره برای تمامی مستندسازان کشور به منظور گسترش دامنه مخاطبان جشنواره ارسال شده است، گفت: دو مرحله کارگاه عملی نیز با محوریت مستندسازان ایران پس از دریافت رزومه این هنرمندان و گزینش مستندسازان باتجربه در این حوزه در حاشیه این جشنواره برگزار می‌شود تا امکان حضور هنرمندان کشور علاوه بر مستندسازان خراسان رضوی در فضای حرم مطهر امام هشتم(ع) برای مستندنگاری فراهم شود.

لازم به ذکر است، نخستین جشنواره فیلم مستند «بهشت» زیر نظر مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی از 7 تا 9 اسفند 1397 در پردیس سینمایی هویزه برگزار خواهد شد.

برچسب‌ها: جشنواره فیلم مستند بهشت, جشنواره بهشت, مسعود زارعیان, سینمای مستند
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

دوره آموزشی «فیلم‌سازی مستند با تلفن همراه»

کارگاه آموزشی «فیلمسازی مستند با تلفن همراه»

با حضور مسعود زارعیان فیلم‌ساز و مستندساز کشورمان برگزار شد؛

دوره آموزشی «فیلم‌سازی مستند با تلفن همراه»

اعضای کانون در روز شنبه۲۴آذرماه۱۳۹۷ در دوره آموزشی «فیلم‌سازی مستند با تلفن همراه» که با همکاری پردیس سینما هویزه مشهد برگزار شده بود شرکت کردند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان رضوی، اعضای علاقه‌مند به هنر هفتم در این دوره با نگاهی جدید به جهان سینمای مستند، با مراحل ساخت فیلم مستند با کم‌ترین امکانات آشنا شدند.

مسعود زارعیان مستندساز کشورمان و مدرس دوره از سینمای مستند به عنوان سینمایی که ایدئولوژی در آن جایگزین تفنن شده است یاد کرد و گفت: با یک فیلم مستند می‌توان افکار، سیاست و نگاه خود را به دنیا منتقل کنیم. خیلی از کنش‌ها و اتفاقات اجتماعی، تحت تاثیر تلفن همراه و با همین فیلم‌های چندثانیه‌ای است پس بیایید از ظرفیت‌های این ابزار در ایجاد یک جریان فرهنگی و اجتماعی استفاده کنیم.

زارعیان در تعریف الگوی ارسطویی در ساخت فیلم گفت: فیلم‌هایی که می‌سازید، چه کوتاه و چه بلند باید آغاز، میانه و پایان مناسبی داشته باشد. اگر قصه شما فراز و فرود نداشته باشد، مخاطب را خسته و بی‌علاقه می‌کند. در الگویی به نام روایت یا شیوه روایت ارسطویی داریم که هر داستان باید یک شروع، ادامه، اوج، فرود و یک پایان داشته باشد که البته این نظریه را بعدها سیدفیلد تکمیل و به نام ساختار کلاسیک فیلم‌نامه ثبت کرد.

کارگردان مستند «ایمان» از اعضای کانون خواست با دقت به پیرامون خود بنگرند و موضوعات و سوژه‌های مناسب را پیدا کنند. او در تبدیل داستان به فیلم موبایلی گفت: نحوه پرداخت ایده، ویژگی‌های بصری، قصه و روایت خوب، شخصیت‌پردازی، ایجاد موقعیت‌ها، گره‌افکنی و گره‌گشایی از شاخص‌های ارزشمند برای یک فیلم به حساب می‌آید.

زارعیان در بخش دیگر از سخنان خود به ایجاز در فیلم کوتاه اشاره کرد و گفت: سازنده فیلم کوتاه باید بتواند موجز، مختصر و مفید منظور خود را منتقل کند و در واقع این موجز بودن فیلم کوتاه را از سایر فیلم‌های بلند متمایز می‌سازد.

گفتنی است؛ مسعود زارعیان دبیر نشست‌های تخصصی سینما و پویانمایی، مستندساز موفق مشهدی است که در رشته‌های عکاسی، روش‌های نقد فیلم، روایت شناسی و نظریه‌های روایت، نشانه‌شناسی، سینما و تجربه دینی و آموزش نقد فیلم و فیلم‌نامه‌نویسی و ... مهارت دارد.

او کارش را با ساخت دو فیلم داستانی از سال ۱۳۸۶ شروع کرد و بعد از آن مستندسازی را آغاز کردم. در این مدت هم نزدیک به ۳۰ فیلم و مستند از جمله «ایمان» و «علی‌ممد» ساخته ‌است.


برچسب‌ها: کانون پرورش فکری, فیلمسازی با موبایل, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مستند «مرهم» روایتی سینمایی از شهید خدابخش خاوری

کارگردان مستند «مرهم» گفت: گاهی انقلاب را محصور می‌کنیم، باید اجازه بدهیم که این فضا بازتر شود و هر کسی که نسبت به شهدای مدافع حرم دغدغه دارد فیلم بسازد.

این مستند که به سفارش مرکز سیمای خراسان رضوی و با همکاری مرکز رسانه‌ای فاطمیون تولید شده است، چهارشنبه گذشته با همکاری مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی در پردیس سینمایی هویزه مشهد رونمایی و اکران شد و از خانواده شهید خاوری توسط انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی خراسان رضوی تجلیل به عمل آمد.

مسعود زارعیان درباره روند تولید این مستند به خبرنگار ما گفت: چند نفر را به ما معرفی کردند، اما چون شناختی روی آن‌ها نداشتم، خودم دنبال سوژه رفتم. از قبل شناختی جزئی از علی شارژی داشتم، اما کم کم تحقیقاتم را درباره این شهید کامل کردم و سراغش رفتم. دیدار کوتاهی با پدرش داشتم و دو تا از همرزمانش را پیدا کردم، با وجود ظرفیت‌های بالای دراماتیکی که این شخصیت و خانواده‌اش داشت به سمت تولید فیلم رفتیم.

 

او افزود: کار در مورد شخصیتی است که حضور ندارد و کار کردن با این موضوع در سینمای مستند خیلی سخت است. درباره این شهدا هم آرشیو قوی و کاملی وجود ندارد، کسانی که آرشیو داشته‌اند معمولاً درباره شان کار ساخته شده است. تصمیم گرفتم که شخصیت علی شارژی را در شخصیت پدر و دو تا از همرزمانش پیدا کنم. به شخصیت پدر و دو همرزمش نزدیک شدم و تا جایی که امکان داشت تلاش کردم روایت متفاوتی داشته باشم.

کارگردان مستند «مرهم» با بیان اینکه تصویربرداری این کار حدود ۶ روز طول کشیده است، خاطرنشان کرد: سعی کردیم برخلاف رویه مرسومی که در تولید چنین آثاری وجود دارد، چهره واقعی از شهید را نشان دهیم و حجاب‌ها را در حد امکان برداریم. سعی کردم که خانواده‌اش را با محوریت پدرش، نشان دهم و زندگی شان را بدون اغراق به تصویر بکشم اینکه آن‌ها هم مثل ما هستند و زندگی هایشان پر از مشکل است بویژه افغانستانی‌ها که مشکلاتشان بیشتر است البته این مشکلات را داد نزدم و شعار ندادم، سعی کردم که تصویر واقعی از آن‌ها نشان دهم.

 

 نباید انقلاب را محصور می‌کنیم

به باور زارعیان، وظیفه مستندسازها این است که بیان سینمایی برای بیان این نکات ارزشمند داشته باشند و این مسائل خیلی ساده بیان شود، اما چون برخی از ما فیلمسازها تنبلی می‌کنیم و بیان سینمایی پیدا نمی‌کنیم هر کسی که آثاری با مضامین شهدای مدافع حرم را می‌بیند، کانال تلویزیون را عوض می‌کند یا استقبال نمی‌کند و می‌گوید که باز هم دارند حرف‌های همیشگی را می‌زنند.
او گفت: ما نباید نسبت به این مسائل مقدس گرایی و تقدس زدایی داشته باشیم بلکه در مواجهه با این سوژه‌ها باید آشنایی زدایی کنیم. من هم تلاش کردم که اثر دلچسبی را بسازم و با استقبال مخاطب و بازخوردها، خستگی از تنم رفت.

کارگردان این مستند با بیان اینکه خوشحالم که فیلم مرهم بهانه‌ای برای قدردانی از خانواده خاوری شد، افزود: گاهی انقلاب را محصور می‌کنیم، باید اجازه بدهیم که این فضا بازتر شود و هر کسی که نسبت به شهدای مدافع حرم دغدغه دارد فیلم بسازد، این سبب توسعه وتعمیق باورهای دینی می‌شود.

وی اظهار داشت: در این ۶ سال خیلی‌ها دوست داشتند که فیلم بسازند ولی این توفیق را پیدا نکردند در حالی که شرایط فیلمسازی باید برای همه فراهم شود.

زارعیان گفت: ما ایرانی‌ها به میهمان نوازی معروفیم، اما میهمان نوازی با جان و دل را از عراقی‌ها باید یاد بگیریم، مشهور به ایستادگی هستیم ولی ایستادگی و مقاومت در غربت را باید از افغانستانی‌ها یاد بگیریم. خانواده خاوری به ما درس ایستادگی و مقاومت می‌دهند. در این روزها که به دنبال اسطوره می‌گردیم و به دوران دفاع مقدس رجوع می‌کنیم، خوب است بدانیم که در کنار ما، شهدایی هستند که بسیار ملموس و دست یافتنی‌اند.

او تأکید کرد: اگر مردم مدافعان حرم را به دور از حجاب و لایه هایی که دورشان کشیدیم، ببینند دوستشان خواهند داشت و این فرهنگ فراگیرتر می‌شد. موافق با مقدس گرایی و تقدس زدایی نیستم، اما باید آشنازدایی اتفاق بیفتد. این اتفاق درباره شهید حججی افتاد و دیدیم که این شهید جوان چقدر در دل مردم جا باز کرد چون مردم احساس کردند که او از جنس خودشان است، در همسایگی و اطراف خودشان است ولی گاهی ما حجاب‌ها را ایجاد می‌کنیم و درست روایت نمی‌کنیم. وظیفه من فیلمساز این است که بیان سینمایی پیدا کنم و واقعیت‌ها را بیان کنم، همه تلاش من این بود که به زندگی این عزیزان نزدیک شوم.

 

 با غیرت دینی پا در میدان نبرد گذاشت

حجت الاسلام حجت گنابادی‌نژاد، رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی نیز در سخنانی گفت: امروز دُری در عصر ما هست که آن دُر ارزشمند محبت و ارادت به اهل بیت (ع) است و در فرصت انقلاب اسلامی با دستان امام و امروز با درایت رهبری در دنیا در حال انعکاس است یکی از دُرها، سرمایه عظیم ارادت به اهل بیت عصت و طهارت در بین افغانستانی‌هاست.

 

او افزود: علی شارژی فرمانده لشکر زرهی فاطمیون بود که قهرمانی و دلاوری هایش، فتوحات و پیروزی‌های بسیاری را سوریه در پی داشت. حاج حیدر تعریف می‌کرد، در کلاسی که برای آموزش و معرفی تانک‌های زرهی برگزار شده بود، مدرس داشت از ضرورت تأمین نیرو برای هدایت تانک سخن می‌گفت که در بین جلسه، ابوحامد تقویمش را بست و خواست که برود، به او گفتیم کجا می‌روید؟ موضوع جلسه شما هستید. قرار بود اولین دوره آموزشی را برای فاطمیون برگزار کنیم، گفت که به تعداد انگشتان دست در فاطمیون دیپلم نداریم چه برسد به فوق دیپلم، گفت متخصص تانک نمی‌خواهیم، کسی را می‌خواهیم که بتواند تانک را راه ببرد. مدرس دوره گفت که این آموزش با توجه به سطح سواد نیروها، امکان اجرا ندارد. چند روز از آموزش تانک در سوریه گذشت و مدرس دانشکده زرهی، پیش ما آمد و گفت من آمدم سه تا استغفار کنم، اول از خدا بعد از نیروهای فاطمیون و بعد هم از فرماندهان، آموزش‌ها در لشکر فاطمیون شروع شده و میزان پیشرفت باورنکردنی است.

وی با بیان اینکه فتوحات علی شارژی، روایتگری دیگری می‌طلبد، خاطرنشان کرد: این شخصیت زرهی را کنار شجاعت، شجاعت را کنار پیشگامی، پیشگامی را کنار تحولات و رشدهای روحی داشت. علی شارژی از کارگزارهای پشت میزی، بیرون نمی‌آمد و شاید او را از گزینش رد می‌کردیم و حتی به پایگاه بسیج هم راه نمی‌دادیم، اما او با لباس جهاد و غیرت دینی و حمیت شیعی، پا در میدان نبرد گذاشت و موفقیت‌های رزمی را با موفقیت‌های روحی در هم آمیخت.

گنابادی نژاد با بیان خاطره‌ای درباره این فرمانده لشکر فاطمیون گفت: کسانی که گفتند افغانی‌ها برای پول و گرفتن اقامت به سوریه رفتند، این را بشنوند و خجالت بکشند. علی شارژی در بیمارستان بود با حاج حیدر به ملاقاتش رفتیم. علی به خاطر شدت جراحات، پایش سیاه شده بود و دکتر معالجش توضیح داد که امیدی به برگشت پایش نداریم و باید از بالای زانو قطع شود. با وجود این شرایط، روحیه‌اش بسیار خوب بود. آخرین جمله‌ای که به حاج حیدر گفت این بود که اگر پایم را قطع کنند، چطور به منطقه بیایم، شماها برای آموزش ما خرج کردید و زحمت کشیدید، ما باید کاری برای جبهه اسلام و رزمنده‌ها انجام دهیم. دور روز بعدش هم به درجه شهادت نایل آمد.

پدر شهید علی خاوری هم در پایان این مراسم گفت: یقین داشته باشید که هیچ کس در این دنیا نمی‌ماند. پسرم گفت کدام مرگ بهتر است، گفتم شهادت در راه اباعبدالله الحسین(ع)، مرگ آبرومند است. اگر امام حسین(ع) شهید نمی‌شد امروز آثاری از اسلام نمی‌ماند. تا می‌توانید از خدا غافل نباشید، دنیا فانی است.

 

لینک خبر در روزنامه قدس

به قلم زهره کهندل


برچسب‌ها: مستند علی شارژی, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, سینما مارکت
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

رونمایی از مستند «مرهم»/ شهیدی که به علی شارژی معروف شد

 

مستند مرهم به کارگردانی مسعود زارعیان در مشهد نمایش داده می شود

رونمایی از مستند «مرهم»/ شهیدی که به علی شارژی معروف شد

مستند «مرهم» به کارگردانی مسعود زارعیان چهارشنبه هفتم آذرماه در سینما هویزه مشهد رونمایی و اکران می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، مستند «مرهم»   به کارگردانی مسعود زارعیان درباره شهید خدابخش خاوری معروف به علی شارژی است. علی شارژی یکی از فرماندهان تیپ زرهی فاطمیون بوده که بر اثر مجروحیت شدید در سوریه به شهادت می رسد.

این مستند شخصیت علی شارژی را در پدر و دو همرزمش جستجو می کند و تلاش کرده ساختاری متفاوت داشته باشد.

مراسم رونمایی از این مستند چهارشنبه هفتم آذرماه ساعت ۱۷:۳۰ در سینما هویزه مشهد برگزار می شود و با همکاری موسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی از خانواده شهید تجلیل به عمل می آید.

این مستند به تهیه کنندگی محسن اسلام زاده و به سفارش مرکز سیمای خراسان رضوی تولید شده است و عوامل آن شامل فیلمبردار رضا عزیزی، صدابردار احمد محمدی و مدیرتولید مجید زارعیان می شوند.


برچسب‌ها: مستند مرهم, علی شارژی, مسعود زارعیان, مدافعان حرم
+ نوشته شده در  سه شنبه ۶ آذر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نگاهی به عاشورا در قاب مستند، در نشست تخصصی «آن» کلیشه ها را بکُشیم

از پله های زیرزمین پایین می رود. پتو و کاورها را کنارزده و دستگاه های ضبط و پخش هر دوره را معرفی می کند. از بین هزاران کاستی که می داند هر نوا در کدام فایل و ردیف قرار دارد، روضه زینب کبری را با ذره بینش پیدا کرده و در دستگاه پخش قدیمی می گذارد و سرش را با نوای مداح تکان می دهد. حالا دوربین روی جلد کاست که در دست چپش است و ذره بینی که دردست راست دارد زوم می کند. سوز و گداز مداحی، وادارش می کند که انگشت اشاره را بگزد و اشک در چشمانش جمع شود.

 

 

 

 

بلاکشان
سکانس بالا، دقایقی از مستند بلاکشان، ساخته ی شهروز توکل است که در نشست تخصصی «آن»، روز پنج شنبه 12 مهر ماه به نمایش درآمد. در این مستند که به مداحی و پیشینه آن در شهر اصفهان پرداخته است، سبک های متفاوتی دیده می شود. در میان سنتی ها، موسیقی ایرانی رعایت شده اما جوان تر ها، پاپ و راک و تکنو را در مداحی های خود به کار می برند که مداحان قدیمی آن را قبول ندارند. اختلافی که در دیدگاه دو نسل وجود دارد در این مستند به تصویر کشیده شده است. بازاری های اصفهان، مقیم های اصفهان، توریست ها و حتی زنان مداح، هیچ کدام از قلم نیفتاده اند. از ابتدا تا انتهای مستند، بیننده به این درک می رسد که فیلم، داستانی نیست و جنبه اطلاع رسانی و آگاهی از سبک های مداحی در یک منطقه را دارد. پس از پایان پخش مستند، مسعود زارعیان در خصوص نشست تخصصی «آن» و انتخاب موضوع عاشورا در قاب مستند گفت:«بلاکشان از مجموعه 10 قسمتی مستند آیین همنوایی عاشورایی است که منا زندی با انتخاب ده نفر از مستند سازان برتر کشور، مقوله مداحی را در 10 استان در سال 1392 تهیه نموده است. در پنج دوره ای که سوگواره فیلم و عکس عاشورایی از سال 89 تاکنون برگزار شد، ضعفی که در آثار توجه را جلب می کرد و نیاز به بررسی داشت این بود که عمده ی آثار، درگیر بحث آیین ها در مورد نهضت عاشورا با مضامین و موضوعات ثابت و نگاه های یکسان بود و فقط سوژه تغییر می کرد. این ضعف بزرگ و خلأیی است که در سینمای داستانی ایران به چشم می خورد.» نگاه فیلمساز و پیشینه مستندسازی دو موضوعی بود که زارعیان برای بالا رفتن کیفیت آثار مستند، مشروح آن را به آقایان توکل و استاد علی سپرد.

 

نگاه فیلمساز
«در ساخت یک فیلم مستند، ابتدا باید فیلم ساز باشیم. با توجه به اهداف فیلم، استراتژی را طراحی کرده و فیلم سازی شروع می شود. اولین قدم اینکه قرار است فیلم باشد. در دسته بندی های مختلف راجع به هر موضوعی می توان فیلم ساخت. موضوع درساخت فیلم دخیل نیست بلکه هدف مهم است. در جشنواره های مختلف، تعداد فیلم هایی با موضوع مذهبی بسیار زیاد است. ساختن فیلم در مورد یک آیین نیاز به دیدگاه دارد و فقط حول محور یک موضوع می چرخد. به عنوان مثال: مداحی، آیین مناطق، پیشینه مراسم ها و ... . چنین فیلمی نه در سینما و نه در تلویزیون قابل پخش نیست، زیرا حالت پژوهشی دارد و برای ثبت ساخته شده است و به عنوان یک تحقیق هیچ بخش از آن سانسور نمی شود. این فیلم، اسمش سینما نیست. دراماتیک نیست. قرار نیست قصه بگوید و قرار نیست کشش داشته باشد و ما را درگیر خودش نمی کند. فیلمی از تحقیق کننده است که برای آینده ساخته می شود. چه بسا اگر صد سال پیش نیز امکانات وجود داشت میشد آیین آن زمان را هم ثبت کرد. این نوع فیلم، فیلمی انسان شناسی برای مطالعه موضوع مذهبی است. کسی که بخواهد راجع به سبک های مداحی یک شهر تحقیق کند از این مستند به عنوان یک منبع استفاده می برد. اگر دیدگاه قوم شناسی، مردم نگاری و انسان شناسی داشته باشیم، بحث سینمایی کنار می رود و قرار است ثبت واقعه در یک مکان را انجام دهیم. وقتی بحث سینما می شود باید سینما بلد بود. در خلق یک اثر مستند، موضوع باید باریک و کوچک شود و در مقابل آن، ایده وسعت داده شود.»

 

 

آسیب شناسی
یکی از حاضرین بیان کرد: که بودجه ای برای تهیه فیلم های مستند مذهبی در صدا و سیما وجود ندارد. شهرام توکل با بیان مثالی پاسخ او را اینگونه داد:« دو سال پیش داور جشنواره چلچراغ بودم. بیش از 2500 فیلم مستند ساخته شده بود که حدود 2490 فیلم شبیه هم بودند. هیچ ایده و خلاقیتی در مستندها به چشم نمی خورد. مسلماً وقتی آثار اینگونه باشد، سرمایه گذار هم رغبتی ندارد به سمت تولید فیلم مستند برود. تلویزیون استاد کلیشه ساختن است و نمی خواهد آن را بشکند. تلویزیون یک دستگاه پرکننده ساعت است. تلویزیون برای تولید فیلم سینمای مستند نیست و از این لحاظ نمی شود روی آن حساب باز کرد. بودجه تولیدات تلویزیون هنگفت است با این حال فیلمی مذهبی چه مستند و چه داستانی که بتواند حق مطلب را ادا کند وجود ندارد. جایگاه فیلم مستند و فیلم سازی در تلویزیون نیست.»

 

 

تکلیف مستند
«چه کسی فیلم بسازد؟ برای چه کسانی فیلم ساخته شود؟ ایده پردازی و خلاقیت چگونه باشد؟ از جمله مسائلی است که در سینمای مستند تکلیف روشنی ندارد. اینطور نیست که فیلمی مستند برای عموم ساخته شود. قطعاً فیلمی که با موضوع امام رضا (ع) برای حوزه علمیه تولید می شود قابل پخش در تلویزیون، سینمای مستند و یا شبکه های برون مرزی نیست. فیلم مستند کلی نیست. باید در ظرف خودش دیده شود. یکی از وظایف سینمای مستند، ثبت اتفاق در زمان است. همچنین، داوری ها نیز باید در جهت ایجاد جریانی جدید باشد طوری که حتی با وجود آثار برخی اساتید، رأی نهایی قاطعانه اعلام شود که از بین آثار ارائه شده، هیچ فیلمی شایسته دریافت جایزه نبود. این داوری، تلنگری برای ارائه اثری قابل تقدیر است و اگر مجبور به انتخاب 10 اثر، باری به هر جهت باشیم، سال بعد به تقلید از آن ده اثر باز تولیدات تکراری خواهیم داشت.»

 

 

پیشینه فیلم سازی
محسن استادعلی، از مستندسازان جوان و برجسته ای که جوایزی از سینمای حقیقت را در کارنامه خود دارد، در خصوص پیشینه تعزیه و فیلم سازی اینگونه شرح داد:«وقتی قرار است اثری تولید شود باید به چند فاکتور توجه نمود. برای کجا؟ چه کاربردی دارد؟ تأثیر آن چیست و قبل از آن، چه فیلم هایی در این زمینه ساخته شده اند؟ آغاز ماه محرم، تداعی گر حماسه ای عظیم در تاریخ است اما وقتی آن را در قاب سینما می گذاریم باید ببینیم در طی این سال ها، در بیان و بازتاب آن به صورت فیلم، چقدر موفق بوده ایم و چقدر نبوده ایم و اگر موفق بوده ایم در چه بخشی بیشتر و یا کمتر بوده است.»
«بعد از واقعه عاشورا و تقریبا از زمان آل بویه، تعزیه خوانی ها و آیین های عاشورایی از خانه ها به کوچه ها و میادین کشیده شد و در هر منطقه، آیین ویژه ای مرسوم گردید. تعزیه، نمایش قدسی است که جدال خیر و شر را نشان می دهد و جذابیت آن در تعداد بیننده های تعزیه است. فیلم سازی های کلیشه ای هم دقیقا مانند تعزیه ها تولید می شوند. ریتمی یکنواخت و بدون خلاقیت را طی می کنند. مقدمه دارد، با شور به اوج می رسد و سلام مجلس داده می شود و تمام. اکثر فیلم های مستند هم همینگونه است. به عنوان مثال فیلم پیاده روی اربعین برای یک بار دیدن جذاب است یا حتی دو بار، اما برای چندمین بار که پخش شود چرایی می آورد. مخاطب تغییر می خواهد. می خواهد بداند تأثیر این حرکت کجا و چگونه است. این نتیجه ی اثری است که عاری از خلاقیت باشد.»

 

 

اثری در شأن

استاد علی سه اثر بهمن کیارستمی را که مجوز پخش ندارد مثال می زند و می گوید:« فیلم تباکی کاروانی را نشان می دهد که از تهران به سمت مشهد حرکت می کنند. مداحان با ذکر مصیبت به هر نحوی می خواهند اشک مسافران را در آورند. در فیلم دوم، یعنی زیارت، سفر غیرمجاز به کربلا با وجود عدم امنیت مرزها از دید علما بررسی شده است و در فیلم سوم، شبیه خوانی، به نقش و موقعیت اجتماعی تعزیه خوان ها پرداخته است. نقد زیادی بر هر سه فیلم وجود دارد که از دید متعصبان، نوعی توهین به مقدسات است. اما آیا کسانی که ادعای تقدس دارند توانسته اند فیلمی در شأن قیام عاشورا بسازند که بتواند مقابل این قبیل فیلم ها قرار بگیرد؟»
نیازسنجی
استاد علی در پاسخ به این سؤال که: نیازسنجی یک مستند چگونه است و آیا برهه زمانی بر آن اثر دارد؟ می گوید:« تولید کننده به شرایط مستند آگاه است. مانند سینمای اکران گستردگی معنایی ندارد. مستندساز با محدودیتی مواجه است که با قالب شرایط اکران همخوانی ندارد. مهمترین نهادی که می تواند فیلم های مستند را نمایش دهد، تلویزیون است. نیازسنجی در سینمای مستند فضای پویایی را برای موقعیت های بروزی که در جامعه در حال وقوع است ایجاد می کند. ولی با توجه به شرایط حاکم بر فضای موجود، موانع زیادی برای نمایش موارد زیادی وجود دارد. به همان اندازه که به فیلم های دینی با رویکردهای مختلف نیاز داریم به همان اندازه هم به مستندهای پزشکی، ورزشی و ... نیاز داریم. نیاز را جامعه مشخص می کند که به خیلی چیزها در بعد فرهنگ نیازمندیم. یکی از شاخه های فرهنگ، سینمای مستند است. صراحتی در سینمای مستند است که وقتی وارد حوزه دینی می شود باید خطوط زیادی که مسأله ساز نشود را رعایت کرد. در جامعه نقاط تأسفی داریم که نمی توان از آن ها گذشت. تفسیرها و تعبیرهایی که وقتی از شخصی بودن فراتر می رود و بر فضای حاکم تأثیر می گذارد، در مورد آن صحبت نمی کنیم و آن را می کشیم.»


برچسب‌ها: نشست سینمایی آن, بنیاد امام رضا, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مسعود زارعیان: سینما، بزرگترین  نقطه ی عطف تحول گفتمان دنیای امروز


 

سینما، بزرگترین  نقطه ی عطف تحول گفتمان دنیای امروز

مسعود زارعیان دبیر نشست های تخصصی سینما و پویا نمایی، مستند ساز موفق مشهدی است که در رشته های عکاسی، روش های نقد فیلم، روایت شناسی و نظریه های روایت، نشانه شناسی، سینما و تجربه دینی و آموزش نقد فیلم و فیلم نامه نویسی و ...  مهارت دارد و این دوره ها را تحت نظر اساتید برجسته گذرانده همچون حمید رضا گیلانی فر، دکتر ابراهیم فیاض، دکتر فروزان سجودی، دکتر علی عباسی و ... گذرانده است.
او در سال 1396 طراح و کارشناس سلسله نشست های عصر مستند و از سال 88 تا 94 داور و عضو هیئت نظارت پنج دوره متوالی جشنواره بین المللی فرهنگی هنری امام رضا علیه السلام بوده است.
این کارشناس سینمایی بنیاد بین المللی امام رضا(ع) در خصوص اهداف برگزاری نشست سینما و پویانمایی بیان کرد: حمایت از استعداد ها و نسل تازه فیلمسازان متعهد و انقلابی، ایجاد کرسی های نقد و بررسی آثار و ایجاد زمینه های پژوهشی،پشتیبانی از سینمای مستقل و خودجوش انقلابی با رویکرد حمایت از کالای ایرانی، تهیه خروجی های موضوع بندی شده تصویری و مکتوب جهت انتشار در رسانه ها و بررسی آثار ارائه شده در جشنواره فیلم رضوی با تاکید بر سیره و فرهنگ امام رضا علیه السلام از جمله اهداف برگزاری این نشست ها است.
وی ادامه داد: این برنامه به صورت هفتگی است و با توجه به طراحی هدفمند این نشست ها بنا داریم علاوه بر طرح مباحث آموزشی و نقد سینمایی آثار، فیلم ها را در دسته بندی های مختلف قرار دهیم تا همزمان با نمایش فیلم یک موضوع فرهنگی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. همچنین در حالت ایده آل می توان با دعوت از صاحب نظران آن حوزه مشخص، پنلی متشکل از فیلمساز، منتقد سینمایی و کارشناس تخصصی تشکیل داد.
زارعیان گفت: فیلم های داستانی، مستند و انیمیشن در قالب کوتاه، نیمه بلند و بلند را می توان در دسته بندی های؛ دینی و آیینی، خانواده، زیست محیطی، جنگ، تاریخی، سیاسی، قوم شناسی، اجتماعی، پرتره، آزاد و... قرار داد و با توجه به اولویت ها آثار را به نمایش گذاشت.
وی با اشاره به اینکه زمان بندی برنامه های سینمایی انجام شده است، گفت: فعلا از اساتید نام نمی برم چراکه ممکن است نتوانند در موعد مقرر در نشست ها حاضر شوند، اما تا اسفند ماه سال جاری برگزاری نشست های : نمایش امر قدسی در سینما، راهکارهای نمایش مناسک و شعائر دینی در فیلم مستند، نشست قصص قرآنی در ساحت انیمیشن، نشست بسترهای دراماتیک زیارت در سینما، نشست نگره های دینی در سینمای مستند، نشست تخصصی تجربه ی دینی و سینما،  نشست تخصصی دین، ذهنیت و سینمای مستند، نشست تخصصی لوازم قصه گویی دینی در فیلم انیمیشن و نشست تخصصی مناسک دینی در سینما جز برنامه های بنده است.


برچسب‌ها: نشست سینمایی آن, بنیاد امام رضا, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

گفت و گو با مسعود زارعیان، صاحب طلبه تودی پرمخاطب‌ترین صفحه مجازی درباره زندگی روزمره روحانیون

 

 پیدا و پنهان زندگی طلبگی در اینستاگرام

زهرا چکنه

زارعیان

من پیش از این فکر می‌کردم طلبه‌ها از همه مظاهر دنیوی به دور هستند و تنها یک لباده بلند و شلوار آخوندی و نعلین می‌پوشند و یک عرقچین بر سر می‌گذارند، نه اهل رفت و آمد هستند و نه اهل معاشرت!

اگر مردم طلبه‌ای را در سینما و یا ورزشگاه برای تماشای یک فیلم و یا دیدن یک بازی فوتبال ببینند، مات و مبهوت می‌مانند و با خودشان می‌گویند مگر آخوندها هم فیلم می‌بینند! و هزار و یک حرف دیگر. در حالی‌که طلبه‌ها هم مانند همه مردم عادی غذا می‌خورند و تفریح می‌کنند. ولی مردم آن‌قدر تصورات عجیب و غریبی نسبت به آن‌ها داشته و دارند که فکر می‌کنند روحانی‌ها مانند آدم فضایی‌ها هستند که از یک کره دیگر آمده‌اند و همه چیزشان با بقیه آدم‌ها تفاوت دارد. 
در طول این‌ سال‌ها هم هیچ کس به خودش زحمت نداده که کاری بکند تا تابوی تصور اشتباه از زندگی روحانی‌ها شکسته شود. اما نسل جدید طلبه‌ها که بیشتر با فضای مجازی آشنا و دم‌خور هستند و می‌دانند که چه تأثیری روی ذهن مردم دارد، دست به کار شدند و صفحات ریز و درشتی در فضای مجازی درست کردند تا بگویند ماهم مثل مردم عادی زندگی می‌کنیم.
مسعود زارعیان از همین طلبه‌های خوش ذوق و امروزی است که صفحه پر بازدید و معروفی در اینستاگرام با نام «طلبه تودی» دارد؛ که در آن به ابعاد مختلف زندگی روحانیت می‌پردازد تا مردم از نزدیک با زوایای پیدا و پنهان زندگی طلبه‌ها آشنا شوند. ناگفته نماند که زارعیان 10سالی می‌شود که در کنار حوزه و دانشگاه وارد حوزه سینما و مستندسازی هم شده است که شاید حضور او در این عرصه برای خیلی‌ها جای تعجب داشته باشد.
در ادامه گفت‌وگوی ما را با مسعود زارعیان درباره صفحه پربازدید طلبه تودی و سینما و روحانیت می‌خوانید. 
 
■ آقای زارعیان چه شد که تصمیم گرفتید طلبه شوید؟
پیش دانشگاهی بودم که خیلی اتفاقی با یک دوستی آشنا شدم که بر خلاف تصوری که من از طلبه‌ها داشتم، خیلی امروزی بود. سبک و سیاق زندگی و رفتارش طوری بود که برایم سؤال شد، مگر می‌شود یک روحانی آن‌قدر امروزی باشد و این‌طور زندگی جذاب و متفاوتی داشته باشد؛ این جرقه در ذهنم خورد که چه خوب است من هم طلبه شوم، خیلی درگیر کنکور بودم. خلاصه یکی دو ماه در کمای ذهنی و فکری بودم، تا سرانجام تصمیم خودم را گرفتم و با این هدف وارد حوزه علمیه شدم که دست جوانان هم‌سن و سال خودم را هم بگیرم. جوان‌هایی که مثل من نگرش دیگری به دین داشتند و باید آن‌ها هم وجه شیرینش را لمس می‌کردند تا با آن آشتی کنند.

■ چه سالی وارد حوزه علمیه شدید؟
سال 1382 بود که برای گذراندن دروس حوزه به مدرسه آیت الله موسوی نژاد در مشهد رفتم. چون شنیده بودم این مدرسه علمیه خیلی منظم و ویژه است و تا به حال بزرگان بسیاری در آن درس خوانده‌اند، هر روز از ساعت 6 که می‌رفتیم حوزه تا حوالی 9- 8 شب درگیر بودیم.

■ پس کنکور شرکت نکردید؟
با وجود اینکه پدرم خیلی هزینه کرده بود و هدف خودم هم ابتدا پزشکی بود و با جدیت آن را دنبال می‌کردم ولی آن‌قدر اراده‌ام برای رفتن به حوزه محکم شده بود که تصمیم گرفتم قید کنکور و دانشگاه را بزنم و وارد حوزه علمیه شوم.کنکور هم شرکت نکردم. به قول معروف مسیر زندگی‌ام 180 درجه عوض شد.

■ فکر می‌کردید یک روز طلبه شوید؟
در خواب شب هم نمی‌دیدم، من قبلاً اگر در کوچه‌ای طلبه و روحانی می‌دیدم مسیرم را کج می‌کردم تا با او برخورد نداشته باشم، چه برسد که تصور کنم روزی طلبه شوم.

■ واکنش اطرافیان و دوستان پس از اینکه شما وارد حوزه علمیه شدید، چه بود؟
واکنش‌ها متفاوت بود و بیشتر اطرافیان مخالفت کردند، طوری‌ که خیلی‌ از دوستان ارتباطشان را با من قطع کردند، من هم چون مسیر تازه‌ای را شروع کرده بودم، مجبور بودم برخی از چیزهایی که تمرکزم را به هم می‌زند و یا مانعی برای رسیدن به هدفم بود را کنار بگذارم. حتی خیلی از شماره تلفن‌هایم را از بین بردم و عکس‌های قدیمی‌ام را هم پاره کردم.
یادم هست تابستان که برای دیدن اقوام به شهرستان رفته بودیم، وقتی مادرم به خاله‌ام گفت که مسعود طلبه شده است، خاله‌ام از شدت تعجب همان لحظه جیغ بلندی کشید.

■ پس از اینکه وارد حوزه علمیه شدید و مدتی آنجا بودید، حوزه با آن جامعه آرمانی طلبگی تفاوتی نداشت که پشیمان شوید؟
طبیعتاً همه ما یکی سری اطلاعات از کلیات حوزه علمیه و تحصیلات حوزوی داریم که بخشی از آن نادرست و بخشی هم درست است. طلبه سنتی حوزه علمیه شاید اهل تفریحاتی که همه مردم دارند، نباشد، شاید سینما نرود، در ملأ عام ساندویچ نخورد و به اصطلاح عُرفیات طلبگی را رعایت کند.
 من هم قبل از ورودم به حوزه چنین ذهنیتی داشتم وفکر می‌کردم که طلبه‌ها خیلی خشک هستند که بخشی از این‌ها درست بود، ولی من روی دیگر سکه را هم دیدم. اینکه برخلاف تصور مردم طلبه‌ها خیلی شاد هستند و خیلی هم خوب زندگی می‌کنند. من چه در آن دوران و چه در حال حاضر از ورودم به حوزه پشیمان نشدم.
 چون من وارد حوزه علمیه شدم تا مثل روحانیونی که عامه مردم از آن‌ها یاد می‌کنند، نباشم؛ من وارد حوزه علمیه شدم تا مانند برخی از طلبه هایی نباشم که به دور از مردم هستند و تنها به فکر درس و بحث و حجره‌نشینی هستند و سرشان در لاک خودشان است، من به عشق فراگیری علوم دینی به حوزه آمدم تا یک طلبه به درد به خور برای مردم و جامعه باشم.

■ بگذارید برگردیم به ابتدای صحبت‌هایتان؛ گفتید دوستی که مشوق شما برای ورود به حوزه بود، طلبه امروزی محسوب می‌شد، مگر یک طلبه امروزی چگونه است؟
من همیشه فکر می‌کردم که طلبه‌ها تافته‌های جدا بافته از جامعه هستند و با بقیه مردم فرق دارند. ولی دیدم که دوستم مثل مردم عادی فیلم می‌بیند، سینما می‌رود، به هنر علاقه دارد، اهل سفر و لذت‌های حلال است، به کفش و لباسش می‌رسد و آن تصور خشک که از طلبه‌ها در ذهنم بود با شخصیت ایشان در تناقض بود. همین موضوع موجب جذب من به ایشان و تغییر مسیر زندگی‌ام شد.
من پیش از این فکر می‌کردم طلبه‌ها از همه مظاهر دنیوی به دور هستند و تنها یک لباده بلند و شلوار آخوندی و نعلین می‌پوشند و یک عرقچین بر سر می‌گذارند، نه اهل رفت و آمد هستند و نه اهل معاشرت؛ البته پس از ورودم به حوزه استادم آیت الله سید جواد بختیاری در کنار حاج آقای موسوی‌نژاد خیلی در تربیت من و نگاه من نسبت به یک طلبه واقعی مؤثر بودند.

■ آقای زارعیان شما در اینستاگرام صفحه‌ای را با عنوان طلبه تودی ایجاد کرده‌اید که بیش از 26 هزار عضو دارد و تا به حال بیش از 700 پست در این صفحه گذاشته‌اید، چه شد که این صفحه را ایجاد کردید؟
سال 1388 من اولین جشنواره عکس با موضوع روحانیت را در کشور برگزار کردم تا مردم قضاوت عادلانه‌ای نسبت به طلبه‌ها و روحانیت داشته باشند. نقاط مثبت و منفی را ببینند و بدانند که آن‌ها معصوم نیستند، بلکه راهشان متفاوت است و رسالت عظیم و خطیری دارند.
 پس از برپایی این جشنواره از چهار سال پیش صفحه‌ای را در اینستاگرام راه اندازی کردم که اولین صفحه با موضوع سبک زندگی روحانیون بود و بعدها خیلی از طلاب صفحاتی مشابه آن ایجاد کردند.
 اما «طلبه تودی» اولین صفحه است که اکثر افراد برای آشنایی با روحانیون به آن سر می‌زنند و خدا را شکر مخاطب خود را هم دارد. من می‌خواستم زوایای پیدا و پنهان زندگی طلبگی را بگویم و مردم نگاهی نزدیک به زندگی روحانیت داشته باشند؛ مثلاً آن‌ها چگونه درس می‌خواهند، رتبه طلبگی به چه نحو است، چگونه امرار معاش می‌کنند، چقدر شهریه می‌گیرند و کلی سوال دیگر در مورد زندگی طلبگی که شاید مردم دوست دارند چیزهایی در مورد آن بدانند. از همان روز اول هم سعی کردم دو زبانه باشه و مخاطب خارجی را هم جذب و جلب کنم که به لطف خداوند این دو زبانه بودن صفحه موجب شد که در عرصه بین الملل هم مخاطبانی این صفحه داشته باشد، حتی از بی بی سی بین‌الملل به من پیام دادند که مصاحبه بگیرند، ولی مصاحبه نکردم، اما بعدش خودشان مقاله‌ای در مورد این صفحه کار کردند و پس از آن ما با هجمه‌ سؤالات و پرسش‌های مختلف مردم اقصی نقاط دنیا مواجه شدیم.

■ در مدت این چهار سالی که این صفحه talabetoday را راه اندازی کردید، واکنش‌ها به پست‌هایی که گذاشتید چطور بوده است؟
من اعتقاد دارم که باید فرزند زمانه خودم باشم و برای همین محتوای این صفحه را هم‌سو با نیاز مردم مدیریت کردم. در این مدت هم واکنش‌ها خیلی گوناگون بوده، خیلی‌ها استقبال کردند و خیلی‌ها هم مخالفت.
 کلی هم ناسزا به ما گفتند. ولی عموم طلبه‌ها خوشحال‌اند. چون زوایای پیدا و پنهان زندگی طلبه‌ها در این صفحه به نمایش گذاشته و درباره آن بحث می‌شود. 
گاهی اتفاق افتاده که پُستی را منتشر می‌کنم و می‌بینم که مردم به واسطه این عکس دارند باهم تعامل می‌کنند و حرف می‌زنند. جالب است بدانید یکی از پست‌های ما در طلبه تودی 400 هزار بازدید داشت و بیش از 3000 پیام و کامنت برایش گذاشته بودند.

■ فکر می‌کنید آقای مسعود زارعیان طلبه موفق تری است یا کارگردان و مستندساز بهتری؟
ورود من هم به سینما به عنوان یک کار و عرصه تبلیغی بود، اما منِ مسعود زارعیان که اکنون در عرصه مستند و سینما فعال هستم، دقیقاً مانند طلبه جهادی هستم که در مناطق محروم خانه، مسجد و مدرسه می‌سازد، در واقع کار اصلی آن طلبه هم ساخت مدرسه و خانه در مناطق محروم نیست، بلکه رسالت اصلی او، طلبگی و خدمت رسانی در عرصه دین است. زمانی هم که احساس نیاز می‌کند که باید حرکتی را انجام دهد و به مردم کمک کند، در نقش یک کنشگر اجتماعی وارد می‌شود، اما در کل باید مسائل دینی مردم را حل کند. من هم فیلمم را می‌سازم و دوباره برمی‌گردم به اصالت اصلی‌ام که حوزوی بودن است، زیرا اگر از اصالت خودم فاصله بگیرم، دیگر یک طلبه نیستم، بلکه یک هنرمند متدین می‌شوم که نمونه‌های آن هم در جامعه و عرصه سینما زیاد است. اکنون هم در زمان‌هایی که فرصت دارم، حتماً لباس می‌پوشم و منبر و تبلیغ می‌روم.

■ با ورود شما به این عرصه، آیا طلبه هایی به شما مراجعه کردند که تمایل داشته باشند آن‌ها هم وارد این عرصه شوند؟
بله؛ موارد بسیاری بوده است، ولی من ابتدا به آن‌ها می‌گویم که اینجا هم یک عرصه خطیر تبلیغی است که باید ابزارش را بدانید و ضروریات آن را هم رعایت کنید، این طور نیست که هر طلبه‌ای، هر جایی که برود، موفق شود. من در این سال‌ها از بین 20 طلبه‌ای که برای ورود به این عرصه اعلام آمادگی می‌کردند، شاید یک نفرشان را قبول می‌کردم؛ زیرا برخی‌ از طلبه‌ها اگر می‌خواستند وارد این عرصه شوند نه تنها به خودشان، بلکه به حوزوی بودنشان هم ظلم می‌کردند.

■ به نظر عامه مردم حوزه و سینما دو راه و مسیر جدا و حتی در تضاد هم هستند، چه شد که از حوزه وارد عرصه سینما شدید؟
من بعد از آنکه تحصیلات حوزه را گذراندم و سطح سه حوزه بودم، تصمیم گرفتم شاخه تبلیغی خودم را پررنگ کنم. به خودم رجوع کردم و گفتم که این درس و فعالیت‌های علمی و هدفی که از ورود به حوزه داشتی، اثرش کجا می‌خواهد باشد. حتی گپ و گفت‌های طولانی هم با برخی از علما داشتم که در نهایت با توجه به بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند: هنر در واقع ابزاری ماندگار، رسا و واضح است، باتوجه به علاقه‌ای هم که از قبل به هنر و سینما داشتم، دیدم که برای تبلیغ، هنر عرصه بسیار مؤثری است. درنگ نکردم و وارد حوزه سینما شدم.

■ واکنش‌ها بعد از ورودتان به این عرصه مثبت بود یا منفی؟
مثل همان روزی که من وارد حوزه شدم، زمانی هم که وارد سینما شدم، همه جا خوردند. آن زمان که وارد این حوزه شدم، شرایط مثل اکنون نبود، اوضاع الآن از قبل خیلی بهتر شده است، آن سال‌ها مثل حالا فضا باز نبود، مثلاً الآن در تابلو اعلانات مدرسه فیضیه دوره آشنایی با رسانه‌های نوین اطلاع رسانی می‌شود و یا در برخی از حوزه‌ها مستندها و فیلم‌هایی به نمایش گذاشته می‌شود، اما زمان ما حتی بعضی‌ها می‌گفتند آخر این چه حوزه و درس دینی است که تو را به سینما فرستاده که مرکز فساد است زیرا در تصور آن‌ها سینما مرکزی بود که با دین و ارزش‌های دینی در تضاد است.

■ چرا به دنبال مستندسازی رفتید؟
با تحقیقی که کردم، دیدم مستندسازی بهترین شاخه‌ای است که می‌توانم انتخاب کنم زیرا عرصه‌ای است که می‌شود حرف زد، می‌شود به جای نوشتن کتاب و مقاله فیلم ساخت چون آدم‌های امروز بنده فیلم و تصویر هستند، بارها پیش آمده که در مورد یک موضوع زیاد صحبت کرده‌اند، ولی فایده نداشته، اما با نمایش یک فیلم هر آنچه که می‌خواستند را به مخاطب القا کرده‌اند چون مخاطب امروزی تصویر برایش مهم است. مردم همیشه عاشق شنیدن قصه‌ها بوده‌اند و هستند و این یک نیاز فطری است، همچنان که در قرآن داستان‌های بسیاری آمده است؛ من با اعتقاد وارد این مسیر شدم تا قصه‌هایم را برای مردم تعریف کنم و به واسطه آن مسیرم را برای تبلیغ هموار کنم و با مخاطبی ارتباط برقرار کنم که شاید پای منبر نمی‌نشیند و ارتباطی با دین ندارد.
 
■ تا حالا چند فیلم و مستند ساخته‌اید؟
من کارم را با ساخت دو فیلم داستانی از سال 1386 شروع کردم و بعد از آن مستندسازی را آغاز کردم. در این مدت هم نزدیک به 30 فیلم و مستند ساخته‌ام، ولی از بین این‌ها دو فیلم «ایمان» و «علی ممد» را خیلی دوست دارم و آن‌ها را مناسب سینما می‌دانم. به این معنا نیست که بقیه فیلم هایم خوب نیستند. این دو از نظر محتوایی و ساختاری حرفه‌ای‌تر هستند.

■ محتوای فیلم‌های «ایمان« و «علی ممد» چیست؟
فیلم «علی ممد» نگاهی دیگرگونه به مردی 50 ساله است که ادعای حضور در جنگ تحمیلی را دارد، اما کسی حرف او را باور نمی‌کند. در واقع این فیلم به دغدغه‌های مردی می‌پردازد که به آب و آتش می‌زند تا به همگان ثابت کند جانباز بوده و از طریق آن به سوریه برود و مدافع حرم شود.
«ایمان» هم داستان یک طلبه ایرانی به نام ایمان است که حدود 23 سال سن دارد و مسلط به زبان انگلیسی است. او می‌خواهد برای تبلیغ دین در کنیا به این کشور سفر کند.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, طلبه تودی, مسعود زارعیان, اینستاگرام
+ نوشته شده در  شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

در گفتگو با طلبه مستند ساز: عدم حمایت؛ مشکل امروز ساخت فیلم دینی

مسعود زارعیان، مستندسازی است که مشغول تحصیل در سطوح عالی حوزه علمیه است و کارشناسی ارشد تهیه‌کنندگی سیما هم دارد. او خودش را مستندساز می‌داند و ایده‌های نویی را در سینما و محیط مجازی دنبال می‌کند. بیش از بیست فیلم مستند ساخته و مستند «ایمان» او در جشنواره عمار و جشنواره شهید آوینی چند جایزه گرفت. می‌گوید که مستندی به نام حجاب ساخته که دو سال توقیف بوده فقط به خاطر اینکه حرف روز را زده است. با او درباره مسائل مختلف سینمای دینی گفتگو کردیم.

 

 

چه طور می‌شود از کلیشه‌سازی در سینمای دینی رها شد؟

من فکر می‌کنم با وجود جشنواره‌هایی مثل رویش تغییر گفتمان اتفاق افتاده است. این‌که بخواهیم بدانیم که «چه گونه می‌شود خلاقانه ساخت؟»، سؤالی است که بوی کهنه‌گی می‌دهد! دوستان فیلم‌ساز به سطح بالایی از سواد فیلم‌سازی رسیدند. پیشنهاد کلی من این است که هر فیلم‌ساز به تجربه‌های انسانی و دینی خود بازگشت داشته باشد و آن‌ها را دوباره در فیلمش تجربه کند و اگر چنین شود با اثری خوب و خلاقانه در بخش دینی مواجه خواهیم شد. در غیر این صورت اگر فیلم‌ساز بخواهد به یک سری مفاهیم و موارد واضح و کارشده بپردازد دچار مشکل می‌شود.

 

امروزه مشکل عمده فیلم دینی کجاست؟

در انیمیشن، مستند و داستانی هرکدام ماجرا فرق می‌کند. من به‌ عنوان مستندساز باید بگویم که در حوزه ساخت مستند هم با مباحث مختلفی روبرو هستیم. گاهی می‌خواهیم مستندی پژوهش محور بسازیم که متأسفانه عموماً ضعف اسنادی دیده می‌شود. عمده مشکل را می‌توان در ورود و خروج نامناسب فیلم‌ساز به موضوعات دانست و همچنین مشکل بعدی در این بخش مسئله حمایت است که جای خالی آن به چشم می‌آید. درست است که بی حمایت و پول سفارش‌دهنده هم می‌شود فیلم ساخت، اما حقیقت این است که در کار حرفه‌ای، اثری خوب بدون حمایت به دست نخواهد آمد.

 

کارکرد نمادها در ساخت فیلم دینی کدام است؟

اگر بتوانیم از تجربه‌های شخصی دینی در فیلم خوب بهره ببریم نمادها هم جای خودش را در مسیر کار پیدا می‌کند. دیگر نماز و مسجد و تسبیح از فیلم بیرون نمی‌زند. مهم این است که فیلم دینی روایتی از تجربه‌ ناب دینی را روایت کند.

 

تفاوت فیلم دینی و دیگر ژانرها در کدام موارد است؟

باید بدانیم فلسفه دین چیست و کارکرد آن در جامعه کدام است. اگر این مطلب واضح باشد تفاوت کار در فیلم دینی با فیلمی که قرار نیست مفهومی معنوی را بیان کند نمایان می‌شود. باید معنایی توحیدی از فیلم نتیجه شود. باید مفهوم عبودیت و بندگی نمایش داده شود. باید «نفخت فیه من روحی» را بتوانیم نمایش دهیم. احترام به دیگران و خود و برگشت به فطرت، سرلوحه فیلم دینی است. اگر فیلم‌ساز بتواند مفهومی را مثلاً «قباحت دروغ» را صرفاً نمایش دهد حتی اگر هیچ مهر و جانمازی هم در کادرهای فیلم نباشد، فیلمی دینی تولید شده است چراکه یکی از آموزه‌های مهم اخلاقی-رفتاری در دین ما پرهیز از دروغ‌گویی است. وجه متمایز فیلم دینی با دیگر فیلم‌ها این است که انسان را به خودش بازگشت می‌دهد و فهم نوینی در نسبت مخاطب با خدا ایجاد کند.

 

آیا ایده‌های صیقل‌خورده نهایی برای ساخت اثر دینی موجود است؟

منابع فراوان دینی داریم و مخصوصاً شیعه محتوای زیادی در این بخش دارد. از عمر همه ما خارج است که حتی بخواهیم به منابع مسلط شویم. انیمیشن‌سازی که بخواهد به سراغ داستان‌های دینی برود الی ماشاالله داستان خوب خواهد داشت. روش کار هم این است که خط اصلی را در آموزه‌های دینی به دست آوریم و با همان نگاهی که به دست آمده در جامعه جستجو کنیم تا مناسب مقتضیات روز، قصه‌ای پیدا کنیم و داستانی بسازیم و یا مستندی دیداری تولید کنیم.

همین‌جا پیشنهاد دارم که همسو با کارگاه‌های هنری که در بخش‌های مختلف برای هنرمندان تشکیل می‌شود باید کارگاه‌های مطالعه و آشنایی بیشتر با منابع دینی برگزار شود. طلاب حوزه‌های علمیه هم می‌توانند حلقه واصل بین مفاهیم و روایت‌های دینی و فیلم‌ساز باشند.

 

 

برداشت آزاد در فیلم دینی تا چه حد ممکن است؟

 در این بخش دستمان باز است مشروط به اینکه 4 موضوع اتفاق نیافتد. فیلم‌ساز می‌تواند برداشت آزاد خود را در سینما ارائه کند به جز مواردی که شامل وهن، بدعت، تحریف و خرافه است. در غیر این موارد آزاد است اما باید بیان کند که این موضوع یا کاراکتر در تاریخ به این صورت نبوده و محصول برداشت شخصی است. 

 

رغبت جشنواره‌ها به سینمای دینی تا چه اندازه است؟

زیاد است. زمانی که فیلم، فیلم باشد و به‌اصطلاح «در آمده» باشد، مورد توجه جشنواره‌ها قرار می‌گیرد. جهان امروز به دنبال معنویت است. مهم‌ترین خلأ در همین بخش است.

 

چرا سینمای دینی هنوز به‌عنوان ژانری مستقل در کنار دیگر ژانرها به رسمیت شناخته نشده است؟

چون ژانر شاخصه‌های معلومی دارد. سینمای دینی هنوز به جمع‌بندی دقیقی که بتوان ژانری با پارامترهای مشخص مثل دیگر ژانرها باشد دست نیافته است. در ایران می‌توانستیم ژانری به نام دفاع مقدس داشته باشیم که متأسفانه پیگیری نشد.

 

توصیه‌های شما برای فیلم‌سازان جوان کدام است؟

همه ما مسلمانیم و هنرمند. می‌تواند مهم‌ترین دغدغه ما ساخت اثر دینی باشد. سراغ کارهایی که بیانش را بلد نیستیم نرویم و به دنبال مسائلی برویم که دغدغه خود ماست. مجیدی و کریمی اگر موفق هستند، حرفی می‌زنند که از دلشان برآمده است.


برچسب‌ها: جشنواره رویش, سینما وریته, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مسعود زارعیان: صداقت اصل اول فیلمسازی مستند است

گفت‌وگوی روزنامه صبا با مسعود زارعیان؛ کارگردان مستند «علی ممد»
مسعود زارعیان تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد تولید سیما با گرایش مستندسازی به اتمام رسانده است. او در انجمن مستندسازان ایران عضو است. زارعیان با تجربه در فیلمنامه‌نویسی و ساخت فیلم‌های مستند، حضور در جشنواره‌های متعددی را در کارنامه کاری خود دارد. وی در ساخت فیلم‌هایش با نگاهی ‌عمیق به مسائل روز به نکاتی قابل توجه و تامل‌برانگیز اشاره دارد که سبب می‌شود تا مخاطب خود را با فیلم همراه‌سازد و خود را برای درک بیشتر ماجرای فیلم، کنار فیلمساز احساس کند. از جمله فیلم‌های این کارگردان می‌توان از «مدرسه حاج آقا»، «ایمان»، «چی بپوشم»، «سید اخلاق»، «خواب شهر»، «شب ماهی»، «روایت حضور»، «آنسوتر خبری هست»، «سفر به اعماق زمین» و «علی ممد» نام برد. گفت‌وگوی مار ا با وی خواهید خواند.

 
 
دلیل آن‌که فیلمسازان برگزاری جشنواره‌ها را از نکات مهم و قابل توجه در عرصه فیلمسازی می‌دانند چیست؟
برای فیلمسازانی که فرصتی بجز حضور در جشنواره را برای معرفی خود و آثارشان ندارند، برگزاری جشنواره‌ها بهترین موقعیت برای عرضه خود و محصولشان است. در واقع جشنواره زمینه تعامل هنرمندان، هم‌افزایی و آموزش را فراهم می‌کند و در نهایت جشنواره‌ها با نمایش فیلم‌های با کیفیت، از ده‌ها کلاس دانشگاهی تاثیرگذاری و بار علمی و تجربی بیشتری را برای فیلمسازان فراهم می‌کند. جشنواره در سراسر دنیا محلی برای معرفی درست فیلمسازان پیشرو است که زمینه را برای فروش و دیده‌شدن اثر فراهم می‌کنند اما در کشور ما از آن‌جا که عمده جشنواره‌ها با بودجه دولتی اداره می‌شوند، وجود این گردهمایی سینمایی بیشتر تبدیل به فرصتی برای مسئولان شده است تا از اعتبار فیلمسازان برای رسیدن به منافع اداری خودشان بهره ببرند و بر اوراق گزارش کار و بیلان کارشان بیفزایند. البته جشنواره‌های تخصصی سینمای مستند تا حد زیادی از این واقعیت تلخ فاصله گرفته و توانسته‌اند زمینه را برای رشد فیلمسازان فراهم کنند، جا دارد از همه آن‌ها که خالصانه در این راه فعالیت می‌کنند تشکر کنیم و خدا قوت بگوییم.
 
 
آیا این نگاه و تلاش از سوی برگزارکنندگان جشنواره‌ها می‌تواند باعث توجه جدی‌‌تر فیلمسازان به جشنواره شود؟
بله. طبیعتا زمانی که فیلمسازان نمایش آثارشان را در یک جشنواره می‌بینند در درجه اول هم اعتبار جشنواره در نظر آن‌ها بیشتر می‌شود و دوم این‌که برای ساخت فیلم بعدی و بالابردن کیفیت آن فکر و تلاش مضاعفی خواهند داشت.
 
 
جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت، جشنواره‌ای است که بیشترین توجه را به فیلمسازان مستند معطوف کرده است. این دلیل برگرفته از چه نکات و دلایلی است؟
درباره این موضوع باید بگویم که به‌طور حتم این جشنواره برای سینمای مستند ایجاد شده و بر مبنای رسالت اصلی خود از ابتدا به فیلم و سینمای مستند پرداخته است. شاید دلیل این اتفاق وجود نداشتن جشنواره‌ای تخصصی در زمینه سینمای مستند بوده که همواره خلای آن احساس می‌شود. در ادامه باید اضافه کنم که همواره مدیران شأن فیلم مستند را در حد مستندهای تلویزیونی، راز بقا و چند مستند جنگی تقلیل داده بودند که با گذشت زمان و برگزاری چندین دوره از این جشنواره ذهنیت بسیاری نسبت به این مدیوم تغییر کرده است. البته باید بدانیم که سینمای مستند می‌تواند داستان داشته و جذاب باشد و حتی گاهی سینمای داستانی را پشت سر بگذارد.
 
ثمره برگزاری چنین جشنواره‌هایی که به‌صورت بین‌المللی برگزار می‌شود چیست؟
قطعا فیلمسازان بسیار زبده و خوش ذوقی در سینمای مستند ایران داریم که می‌توانند از طریق برگزاری این جشنواره‌ها با فیلمسازان خارج از ایران ارتباط برقرار کنند و به انتقال تجربه بپردازند و به نوعی خودشان را به دنیا معرفی‌کنند. البته بسیاری از تهیه‌کنندگان خارجی در این سینما هستند که می‌توانند از سینمای مستند ایران حمایت کنند و این بخش فرصت خوبی را در این زمینه ایجاد می‌کند.

 
این اتفاق تا چه اندازه می‌تواند می‌تواند مخاطبان را با اطمینان و علاقه بیشتری به تماشای فیلم مستند بنشاند؟ آیا جهانی بودن یک جشنواره این فرصت را می‌تواند فراهم کند؟
بله؛ طبیعتا با وجود فیلمسازان درجه یک از کشورهای دیگر و موضوعات فیلم‌ها مخاطب با تنوع بیشتری در فیلم‌ها رو‌به‌رو خواهد شد. البته نگاه متفاوت فیلمسازان نسبت به تنوع موضوع، تعدد آثار و گوناگونی آن‌ها در جذب مخاطب در این زمینه تاثیر زیادی دارد.
به‌هر حال ایرانیان مسائل روز دنیا را دنبال می‌کنند، روزنامه می‌خوانند و قطعا مسائل اجتماعی و سیاسی دنیا برایشان جذاب است که می‌توانند آن‌ها را در آثار مستندسازان خارجی دنبال کنند. از طرفی مسائل و موضوعات فیلم‌های مستند حول محور زندگی انسان ساخته می‌شود و بسیاری از آن‌ها درد مشترک زندگی امروز بشر است و مخاطب ایرانی با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند که در نهایت می‌تواند برایش جذاب باشد.
 
 
فیلمسازی در گونه مستند چه ضرورت‌هایی دارد که باید آن‌ها را رعایت کرد؟
صداقت اصل اول فیلمسازی مستند است. در مستندسازی باید با کمک‌گرفتن از واقعیات، مخاطب را به حقیقت رهنمون کرد. در واقع اگر مستندساز از واقعیت فاصله بگیرد و اصل اول؛ یعنی صداقت را رعایت نکرده باشد دچار مشکل خواهد شد و کسی که دروغگوست نمی‌تواند به حقیقت دست پیدا کند. به قول گریرسون؛ فیلم مستند، پرداخت خلاقانه امر واقع است، پس باید از واقعیت شروع کرد و به حقیقت رسید.» حال باتوجه به این موضوع نیاز است که بدانیم مستندساز باید منصف باشد و با وجدان حقیقت‌جویش با مسائل روبه‌رو شود. البته که او قاضی نیست و تنها یک کاوشگر است که به‌دنبال کشف و نه قضاوت بین خوب و بد می‌رود.
 
در مستند «علی ممد» تناسب محتوا و فرم تا چه اندازه در روایت فیلم رعایت شده است؟
جواب این سوال را من به‌عنوان فیلمساز نمی‌توانم بدهم بلکه داوران، صاحب‌نظران و مردم می‌توانند در این باره اضهار نظر کنند. چون شخصیت فیلم من انسانی معمولی بود و زندگی ساده‌ای داشت، روایت فیلم من هم بر اساس شخصیت آن ساده است و پیچیدگی ندارد. با این حال حرف بزرگی در فضای کلی فیلم مستتر است که امیدوارم مخاطب در خلال این روایت بسیط و روان بتواند با آن ارتباط برقرار کند و به زیر متن فیلم دست پیدا کند.
 
آیا تناسب بر اساس فیلمنامه بوده یا موضوعات لحاظ شده در فیلم این ساختار را شکل داده است؟
در فیلم تا یک جایی از تصویربرداری سوژه ما را با خود برده و از یک جایی به بعد بر اساس فیلمنامه‌ای که نوشتم کار پیش رفته است. فیلمنامه‌ای کلاسیک که با نیاز شخصیت اول شروع می‌شود با تقابل و کشمکش او با موانع، ادامه پیدا می‌کند و به نقطه اوج می‌رسد، در نهایت با گره‌گشایی به پایان فیلم نزدیک می‌شود. همچنین فیلمنامه‌ای که حالات مختلف شخصیت اصلی را در بردارد و در واقع یک زندگی را که مجموعه‌ای است از اشک‌ها و لبخندها، غم‌ها و شادی‌ها روایت می‌کند.
 
در ساخت این مستند شخصیت اصلی فیلم، بسیار آدم گیرا و جذابی است. درباره این شخصیت بگویید.
شخصیت اصلی فیلم من علی‌محمد، مرد پنجاه سال‌های است که مشکلات اقتصادی روی او فشار آورده است و پس از گذشت سی‌سال می‌خواهد شیمیایی‌شدنش در جنگ تحمیلی را اثبات کند و درصد جانبازی بگیرد. از طرفی هم متقاضی حضور در جنگ سوریه برای مبارزه با داعش است. علی‌محمد به‌لحاظ ظاهری و فکری هم آدم جذابی است و وقتی در این موقعیت قرار می‌گیرد کافی است دوربین من، او را دنبال کند و صحنه‌های جالب و خرده قصه‌های جذاب رقم بخورد. من به‌عنوان کارگردان سعی کردم تنها او را دنبال کنم و با میزانسن‌های معمولی، فقط به ثبت واقعیت بپردازم و کمترین دخالتی در اصل واقعیت نداشته باشم.
 
این مستند با چه رویکردی از نظر اجتماعی و فرهنگی نسبت به محتوا طراحی شده است؟
این مستند درباره خانواده‌ای است که پس از حدود سی سال زندگی مشترک در شرف انحلال است. حال این مسئله بسیار دردناکی است که مستندساز را وادار می‌کند درباره آن فیلم بسازد و به جامعه و مسئولان اخطار بدهد چرا یک جانباز، بلکه یک انسان، در این جامعه پس از گذشت این همه مدت از زندگی خود و کار کردن نتواند جهیزیه‌ اندکی را برای دخترش فراهم کند؟ چرا وقتی حقش را مطالبه می‌کند کسی به داد او نمی‌رسد؟ و...
 
تصور می‌کنید مخاطب بعد از دیدن این مستند چه پیامی را از فیلم دریافت می‌کند؟
به‌نظرم این فیلم یک اثر ضد جنگ به مفهوم کلی است زیرا زندگی علی ممد را که بین دو جنگ معنا می‌شود برای مخاطب به تصویر می‌کشد و تصمیم گیری را برعهده آن‌ها می‌گذارد.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, سینمای مستند, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

دیدگاه رضا میرکریمی درباره مستند «علی ممد»/ طنز تلخ و گزنده‌ای داشت

رضا میرکریمی پس از تماشای مستند «علی ممد» این اثر را دارای طنز تلخ و گزنده‌ای دانست که به خوبی به مسایل و مشکلات جانبازان پرداخته است.
 

رضا میرکریمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار مهر، رضا میرکریمی کارگردان سینما برای تماشای فیلم مستند «علی ممد» ساخته مسعود زارعیان به دعوت کارگردان این فیلم به محل برپایی دهمین جشنواره «سینما حقیقت» آمد و به همراه کارگردان و عوامل فیلم به تماشای این مستند نشست.

وی پس از تماشای این فیلم آن را تاثیرگذار دانسته و اظهار کرد: فیلم طنزِ تلخ و گزنده ای داشت که نشان می داد طبقه تهی دست و رنج کشیده جامعه چگونه مجبور است در این جبر اجتماعی برای  بدست آوردن حق خود، هرچند اشتباه، اما معصومانه دروغ بگوید.

کارگردان فیلم «دختر» اضافه کرد: باید به کارگردان فیلم تبریک بگویم چرا که توانسته نگاه کاملا بی طرف به موضوع داشته باشد. البته ممکن است این فیلم به لحاظ نوع نگاهی که به جانبازان جنگ تحمیلی دارد دچار حواشی و حرف و حدیث هایی شود ولی معتقدم که فیلم حرف بسیار بزرگتری را منتقل می کند که ورای این حواشی ها است و این حواشی ها قطعا نتیجه نگاه های رایج سطحی نگرانه از سوی برخی افراد است.

میرکریمی با اشاره به واکنش مخاطبان در سالن افزود: خنده مخاطبان علی رغم موقعیت های طنز کم کم تا پایان فیلم تبدیل به همذات پنداری و تعمق در فیلم می شد که نشان از موفقیت این اثر داشت.

کارگردان فیلم «یه حبه قند» عنوان کرد: در مجموع فیلم بسیار خوش ساخت بود و هوشمندانه مسیر خودش را می رفت. نماها خوب و فکرشده ضبط شده بود و برخی از سکانس ها فراتر از حد انتظارم بود. از طرفی نزدیک شدن فیلمساز به سوژه به مستند بودن فیلم کمک زیادی کرده بود و می شد فهمید حجم زیادی راش ضبط شده است.

میرکریمی در پایان گفت: دیالوگ های شخصیت اول فیلم را که در منطقه عملیاتی گفته شد به جهت حضورم در عملیات خیبر تایید می کنم.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, رضا میرکریمی, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

نگاهی به مستند «علی ممد»؛ به بهانه حضور در سینماحقیقت

 

توهم مشاهده

محسن جعفری راد 
از آشنایی زدایی به عنوان یکی از مولفه‌های روایت مدرن در فیلم علی ممد ساخته مسعود زارعیان به خوبی استفاده شده است. نگاهی دیگرگونه به مردی که ادعای حضور در جنگ را دارد اما کسی حرف او را باور نمی‌کند.
فیلم به دغدغه‌های مردی می‌پردازد که به آب و آتش می‌زند تا به همگان ثابت کند جانباز بوده و از طریق آن به سوریه برود و مدافع حرم شود.
در این راستا نوع نزدیک شدن کارگردان به سوژه بدون هر نوع تاکید اضافی، به علی ممد فردیتی می‌بخشد که شخصیت او را خاکستری جلوه می‌دهد. او با هر بار حرف زدن گریه می‌کند، همسرش از تنبلی و عدم تعهد او می‌گوید، رفیفش کل قضیه جانباز را داستان می‌داند و منکر می‌شود و ...
مهمترین برگ برنده فیلمساز نگاه همسان و هم سطح به شخصیت علی ممد است. نه از موضع بالا به او نگاه می‌کند و نه او را به عنوان قدیس معرفی می‌کند، بلکه با پرهیز از هر افراط و تفریطی در فاصله‌ای هویتمند از سوژه می‌ماند تا از هرگونه نگاه ابزاری به سوژه جلوگیری کند.
امتیاز مثبت دیگر این مستند، نوع فضاسازی است که نگاهی هجوآلود به موقعیت جنگ دارد. گاهی به عنوان ضد جنگ عمل می‌کند. مثل صحنه‌ای که علی محمد با رفیقش روی تانک هستند و دوربین آنها را معلق بین زمان گذشته و حال نشان می‌دهد و به نوعی هم نوا باتناقضات فراوان شخصیت علی ممد، موقعیت تانک را هجو می‌کند.
فرم بصری فیلم کاملا در خدمت مفاهیم مدنظر کارگردان است. نه از تصاویر خوش رنگ و لعاب استفاده کرده و نه به سیاق فیلم‌های با مضمون مشابه، دوربین روی دست کاذب دارد. بلکه با هوشمندی کارگردان، در کوتاه ترین زمان جای درستش را انتخاب می‌کند. مثل صحنه‌ای که دوربین دور علی محمد می‌چرخد و همزمان با تزلزل وجودی او، سرگیجه او را به مخاطب انتقال می‌دهد. 
از طرفی دیگر حرکت دوربین دایره‌ای را ترسیم می‌کند که انگار حرکات دگردیسی و پوچ علی ممد را تبیین می‌کند که مدام دور خودش می‌چرخد و درجا می‌زند.
علاوه بر اینها کارگردان با احترام به شخصیت‌هایش نگاه می‌کند. با ابنکه علی محمد پتانسیل روایتی سانتیمانتال را دارد، کارگردان از هر نوع نگاه احساساتی پرهیز می‌کند و قضاوت را به مخاطب واگذار می‌کند. 
به عنوان مثال زمانی که همسر علی محمد در سکوت و با نگاه نفرتش را انتقال می‌دهد، وجهی دیگر از شخصیت متناقض علی محمد را آشکار می‌کند.
در کل فیلم علی محمد به عنوان یکی از بهترین‌های جشنواره امسال با نگاهی آشنایی زدایانه به تاثیر جنگ در زندگی انسانها، روایتی موجز دارد.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, علی جعفری منتقد, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مسعود زارعیان: افزودن «جایزه شهید آوینی» به جشنواره سینماحقیقت باعث اعتبار بیشتر آن شد

 

مسعود زارعیان که با فیلم مستند نیمه‌بلند «علی ممد» در دو بخش مسابقه ملی و جایزه شهید آوینی جشنواره سینماحقیقت حضور دارد، پیرامون موضوع این مستند گفت: مستندهای زیادی درباره‌ی جنگ دیده‌ایم، اما این موضوع که جانبازی از طبقه ضعیف به دلیل شرایط بد معیشتی به مرحله‌ای برسد که بخواهد شیمیایی شدنش را اثبات کند، داستان تازه‌ای است که در فیلم به بازگویی آن پرداختم.
 
زارعیان: افزودن «جایزه شهید آوینی» به جشنواره سینماحقیقت باعث اعتبار بیشتر آن شد
 
این مستندساز در گفتگو با خبرنگار روابط عمومی دهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت اظهار داشت: من خیلی اتفاقی با «علی ممد» آشنا شدم و چند ماه قبل از روزی که او را دیدم، جواب استعلام صورت سانحه که شیمیایی بودنش را اثبات می‌کرد، آمده بود و ما به یک‌باره وارد ماجرایی شدیم که همان زمان اتفاق می‌افتاد.
او ادامه داد: برای ساخت فیلم با این خانواده همراه شدیم و برای من جالب بود که این فرد با وجود شرایط بد معیشتی که داشت، تصمیم گرفته بود برای پاسبانی از دین و کمک به شیعیان به سوریه برود. شرایط جسمی او اجازه نمی‌داد شغلی داشته باشد و همسر او ناچار بود دو شیفت کار کند تا بتواند بخشی از هزینه‌های زندگی را تأمین کند.
زارعیان با بیان این‌ که قصد داشته با روایت این داستان شرایط قشر ضعیف جامعه و دغدغه‌هایشان را بیان کند، تصریح کرد: مستند «علی ممد» به دنبال حقیقت است و داستان این خانواده هم یک حقیقت اجتماعی است. در این مستند این پرسش مطرح می‌شود که چرا یک جانباز باید چنین شرایطی داشته باشد و کسی کمکش نکند.
وی خاطرنشان کرد: من در این فیلم هیچ‌چیز را حذف نکردم و گذاشتم مخاطب خودش همه‌چیز را ببیند و قضاوت کند. «علی ممد» آسیب‌دیده‌ی جنگ به مفهوم کلی است. دختر او، شیمیایی پدر را به ارث برده و پای او دچار مشکل است. با وجود تمام این مشکلات این مرد معتقد به وطن و جهان‌بینی دینی‌اش است و می‌خواهد برای دفاع از اسلام به سوریه برود.
این فیلمساز با تأکید بر این ‌که شاخص جشنواره‌های مستند در ایران جشنواره سینماحقیقت است، اظهار کرد: این جشنواره حاصل تلاش مستندسازان را در طول یک سال به منصه‌ظهور می‌رساند و در میان جشنواره‌های جهانی اعتبار دارد. شخصیت شهید آوینی هم معتبرترین شخصیت سینمای مستند ایران است، متفکری که معیارها و نگاه‌های جدید را به سینمای مستند اضافه کرد. او یک مستندساز درجه یک بود و با مجموعه‌هایی که ساخت، به سینمای مستند اعتبار بخشید. تلاقی این دو مفهوم سینماحقیقت و شهید آوینی می‌تواند بسیار مبارک باشد و اعتبار حاصل از آن به دیده شدن فیلم‌ها کمک کند.
او در پایان افزود: اضافه شدن جایزه شهید آوینی به جشنواره سینماحقیقت اعتبار این جایزه را افزایش داده است. قطعاً مستندسازان ما که به سینماحقیقت معتقد هستند، دوست دارند رهروی خوبی برای او باشند. سیدمرتضی آوینی علاوه بر مستندهای مطرحی که در قالب روایت فتح ساخته است، مستندهای اقتصادی و سیاسی خوبی هم دارد و با توجه به نگاه معنوی که به او وجود دارد، همه دوست داریم دنباله‌روی این شهید باشیم. به این معنا باعث افتخار من است که فیلمم در بخش جایزه شهید آوینی سینماحقیقت حضور دارد.

برچسب‌ها: مستند علی ممد, سینما وریته, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

دردسر یک جانباز برای تهیه جهیزیه دخترش/ درباره مستند علی ممد

کارگردان مستند «علی ممد» با اشاره به شخصیت این مستند بیان کرد که وی بعد از سال ها مجبور می شود جانبازی خود را اثبات کند تا بتواند سهیمه ای دریافت کند.

مسعود زارعیان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مستند خود با نام «علی ممد» که امروز ۱۷ آذر ساعت ۱۷:۴۵ در آخرین  نمایش خود در جشنواره «سینما حقیقت» اکران می شود، گفت: «علی ممد» داستان فردی است که در موقعیت حساسی قرار گرفته و حالا بعد از سی سال جانبازی، می خواهد آن را اثبات کند.

وی ادامه داد: او پیش از این از سهمیه های جانبازی خود استفاده نکرده است ولی اکنون بعد از سی سال که به دلیل اضافه وزن نمی تواند کار کند و همسرش سه نوبت در روز کار می کند، برای تهیه جهیزیه دخترش ناچار می شود که به دنبال ارایه مدارک برای اثبات جانبازی خود برود.

این مستندساز درباره میزان دخالت دیدگاه خود در این فیلم عنوان کرد: طبیعتا چون کار من مستند اجتماعی است سعی کردم کمترین نظر و دخالت را داشته باشم و فقط خواستم طبق فیلمنامه خود به سبک کلاسیک قطعات این فیلم را کامل کنم، بنابراین به لحاظ موقعیت سازی دخالتی نداشتم.

کارگردان مستند «علی ممد» درباره نحوه آشنایی با زندگی علی ممد و پرداختن به زندگی وی عنوان کرد: من در شرکتی کار می کردم که همسر علی ممد در آن آبدارچی بود و گاهی از مشکلاتش با ما درد و دل می کرد. او یک روز گفت شوهرش می خواهد برای جنگ با داعش به سوریه برود و من طبق شناختی که نسبت به خانواده اش داشتم این مساله برایم جالب شد.

وی با اشاره به مشکلات زندگی سوژه خود تصریح کرد: تکاپوی وی برای اثبات جانبازی لایه رویین فیلم است اما در بطن فیلم دغدغه مهمی نهفته است. من به مناسبت این موضوع وارد بخشی از زندگی جانبازان شدم که خیلی از آن اطلاع نداشتم. البته پدر خود من ایثارگر است و در جبهه پرستار بوده و من همیشه به او می گفتم چرا هیچ گاه از سهمیه خود استفاده نکرده است. بعد از آن به دنبال قصه علی محمد یعقوبی متوجه شدم که تعداد بسیار زیادی از رزمندگان هستند که در جنگ مجروح، موجی و یا درصدی شیمیایی شده اند و با این درد سال ها زندگی می کنند اما از هیچ سهیمه ای هم استفاده نکرده اند و دلیل شان با علی محمد مشترک است.

کارگردان مستند «ایمان» درباره دلیل این افراد عنوان کرد: با پایان جنگ و زمانی که علی محمد بازمی گردد درخواست می شود که برایش پرونده باز کنند اما او خودش تمایلی ندارد و پاسخ می دهد که برای کشورش به جنگ رفته و این دلیل بسیاری از افرادی است که نخواسته اند از سهمیه ای استفاده کنند.

وی اضافه کرد: با این حال بعد از این سال ها و حالا که قرار است جهیزیه ای برای دخترش تهیه کند همه سابقه خود را جمع آوری می کند و آنها را برای تایید به نهادهای مربوطه می برد تا بتواند یک حقوق ماهانه دریافت کند.

کارگردان مستند «علی ممد» با اشاره به روندی که در طول این اثر نشان داده می شود، گفت: این مستند طی هفت ماه فیلمبرداری شد و من با سوژه خود به نهادهای مختلف می رفتم تا روند کاری اثبات جانبازی را ببینم. او در این مسیر با مشکلات فراوانی همراه بود و ابتدا در مدارک وی تردید وجود داشت و آنها را نفی می کردند. ما با او همراه می شویم و به اهواز و بیمارستان شهید بقایی می رویم؛ جایی که عمده پرونده های شیمیایی جانبازان از سراسر ایران در آن وجود دارد.

زارعیان در بخش دیگری از سخنان خود درباره جشنواره «سینما حقیقت» و همچنین برنامه نمایش مستندها اظهار کرد: اکران اول این مستند با افتتاحیه جشنواره همراه شد و به شکلی غریبانه نمایش داده شد چراکه درست در ساعت نمایش، افتتاحیه جشنواره نیز برگزار شد. امروز هم اکران آخر این مستند است و کاش شرایط بهتری برای نمایش مستندها در نظر گرفته می شد.

وی با اشاره به اینکه مستندش در دو بخش جشنواره حضور دارد، گفت: مستند «علی ممد» در بخش ملی و بخش جایزه شهید آوینی حضور دارد. جایزه شهید آوینی با این جشنواره ادغام شد اما هیچ فرصت تازه ای برای آثار این بخش فراهم نشد. دوستان برگزارکننده می توانستند حداقل برای مستندهایی که در این بخش حضور دارند یک اکران دیگر هم در نظر بگیرند.

این مستندساز و طلبه در پایان تصریح کرد: به هر حال ما مستندسازان جایی برای دیده شدن فیلم هایمان نداریم و آثار را در شرایط سختی تولید می کنیم. من یک مستندساز مستقل هستم و با پول جیب خود فیلم می سازم پس بهتر است حمایت بیشتری از مستندسازان در جشنواره صورت بگیرد.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, سینما وریته, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مستند "علی ممد" ساخته مسعود زارعیان به بخش جایزه شهید آوینی راه یافت

به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی "سینما تجربی"، جایزه شهید آوینی ویژه‌ی نمایش و تقدیر از فیلم‌های مستند منتخب حوزه‌ی مقاومت، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است که برای سومین سال متوالی به عنوان یکی از بخش‌های رسمی جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت برگزار می‌شود. 


برپایه‌ی این گزارش، هیات انتخاب جشنواره سینماحقیقت در سه گروه مستندهای کوتاه، نیمه‌بلند و بلند، از جمع ۲۲۸ اثر مستند ارائه شده به دبیرخانه جشنواره با موضوع جایزه شهید آوینی، ۲۲ فیلم را برای رقابت در این بخش برگزیدند که اسامی این آثار عبارت است از:
* فیلم‏های مستند کوتاه: آن مرد زنده ‎است (علی نیکومنش)، بازگشت شگفت سیمرغ (رضا اکبریان گالشکلایی)، پسرم (محمدمهدی خالقی)، صدای سکوت (وحید زارع‌زاده)، مخیم مدافع حرم (روح‌االله رفیعی)، نبرد پالمیرا (ساسان فلاح‌فر)
* فیلم‌های مستند نیمه‌بلند: آن دو (ماجد نیسی)، ابوالفضل نیستان (محمدتقی رحمتی)، ایرانیان مرتد (حمید عبدالله‎زاده)، خانه‌ام ابریست (رضا فرهمند)، زمین (سعیدمحسن یوسفی)، علی‌ممد (مسعود زارعیان)، حریم (محمد قانع‎فرد)
* فیلم‎های مستند بلند: انحصار ورثه (محمدعلی شعبانی)، بزم رزم (سیدوحید حسینی)، بازگشت به سرزمین طوی (علی فرقانی)، بچه‎ی این‎ جا (امین قدمی)، بلتا (سعیدمحسن یوسفی)،  صدای سکوت (پناه‎برخدا رضایی)، میان این روزها ایستاده‎ام (فرهاد درودگر) و همسایه‏ ها (مهدی طرفی)
گفتنی است که فیلم‌های آن دو (ماجد نیسی)، ایرانیان مرتد (حمید عبدالله‎زاده)، علی ممد (مسعود زارعیان)، انحصار ورثه (محمدعلی شعبانی)، بزم رزم (سیدوحید حسینی) و صدای سکوت (پناه‎برخدا رضایی) همزمان در بخش «مسابقه ملی» جشنواره سینماحقیقت نیز حضور دارند.
«جایزه شهید آوینی» از هیات داوری مجزایی برخوردارست و جایزه‌ی برگزیدگان این بخش هم تندیس شهید آوینی، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۲۰، ۱۰۰، ۸۰ میلیون ریال برای کارگردانان سه فیلم مستند بلند، نیمه‌بلند و کوتاه برگزیده‌ی هیات داوران است که در آیین پایانی جشنواره، به برگزیدگان اهدا خواهد شد. جایزه ویژه مدافعان حرم به مبلغ ۸۰ میلیون ریال نیز از دیگر جوایز این بخش است که به بهترین کارگردان فیلم برگزیده‌ی هیات داوری با موضوع بحران سوریه و مدافعان حرم تعلق خواهد گرفت.
* مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی سازمان امور سینمایی، دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» را طی روزهای ۱۴ تا ۲۱ آذرماه ۱۳۹۵، با شعار «حقیقت بهترین راهنماست» که از فرمایشات حضرت علی(ع) است، در پردیس سینمایی چارسو برگزار خواهد کرد.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, سینما وریته, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

فیلم مستند "علی ممد" ساخته مسعود زارعیان به دهمین جشنواره سینما حقیقت راه یافت

اعضای هیات انتخاب جشنواره در سه گروه مستندهای کوتاه، نیمه‌بلند و بلند، پس از بازبینی بیش از 1100 فیلم ارسالی به دبیرخانه جشنواره، 70 فیلم را برای رقابت در بخش مسابقه ملی «سینماحقیقت» برگزیدند که دربین آنها مستند 56 دقیقه ای "علی ممد" ساخته مسعود زارعیان در بخش نیمه بلند به این جشنواره راه یافت.

اسامی 17 فیلم‌ نیمه بلند منتخب بخش مسابقه ملی دهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت به ترتیب حروف الفبا به این شرح هستند:

فیلم‌های مستند نیمه‌بلند:

آثار عجم (حسن نقاشی)، آقا ولی (مهناز محمدی)، آن دو (ماجد نیسی)، اعتراض وارد نیست (فرناز و محمدرضا جورابچیان)، ایرانیان مرتد (حمید عبدالله‌زاده)، این یک جسد نیست (غلامرضا حیدری)، بامداران (مهدی ملک‎زاده)، پرندگان در سایه (حجت طاهری)، راه بی‌عبور (محمدرضا حافظی)، رویای آهنی (یاسر طالبی)، علی ممد (مسعود زارعیان)، کوپریتو (مهران فیروزبخت)، مردان ارباب جمشید (پگاه آهنگرانی و درنا مدنی)، مردی که فسیل شد (حامد سعادت)، مرز مه‌آلود (آتبین حسینی)، همجا (مهدی قنواتی)، والسی برای تهران (زینب تبریزی).

شایان ذکر است مسعود زارعیان  با فیلم مستند کوتاه "ایمان" در دوره هشتم این جشنواره نیز حضور داشته است.


برچسب‌ها: مستند علی ممد, سینما وریته, مسعود زارعیان, سینما حقیقت
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۵ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مستند چی بپوشم

فیلم مستند "چی بپوشم"

با موضوع بررسی حجاب در بین دختران دبیرستانی شنبه 20 تیر ساعت 22 از شبکه دو سیما پخش می شود.


برچسب‌ها: مستند جنجالی, مسعود زارعیان, مستند حجاب, حجاب دختران
+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

حضور فيلم مستند "ايمان" ساخته مسعود زارعيان در هشتمين جشنواره سينماحقيقت

به لطافت نسيم خنك ايمان
نقدی بر فیلم مستند « ايمان» ساخته مسعود زارعیان

سيد محمد سليماني
مستند اجتماعي هنوز هم پركاربردترين و رايج‌ترين گونه مستند، به ويژه در ميان نسل جواني است كه همراه با دوربين‌هاي ديجيتال كوچك و سبك امروزي خود، همراه با سوژه‌هايشان تا عمق موضوع انتخاب شده سرك مي‌كشند. اطلاعات جمع مي‌كنند. منتقل مي‌كنند و نتيجه مي‌گيرند و در اين بين، هر چه سهم تحقيق درباره سوژه قبل از شروع فيلم‌برداري بيشتر باشد، به ميزان تأثيرگذاري محصول نهايي نيز افزوده مي‌شود. مستندهاي اجتماعي، هرچند كه شالوده‌شان بر اتفاقات كاملاً مستند و بازسازي نشده بنا شده باشد، باز هم سهم محققين در تأثيرگذار شدن محصول پاياني قابل توجه است.


اتفاقاً همين فيلم «ايمان» نمونه نسبتاً خوبي است براي تبيين چنين ديدگاهي در برخي مستندهاي اجتماعي. سوژه مستندساز واضح و روشن است. وقتي تلاش يك مُبلّغ جوان براي كمك گرفتن از نهادهاي رسمي تبليغ اسلام در خارج كشور به بهانه جوان و كم تجربه بودن به جايي نمي‌رسد، همه اندوخته‌اش را روي هم مي‌گذارد. همه دلبستگي‌هاي اينجايي‌اش را رها مي‌كند و به آفريقا سفر مي‌كند تا مروج دين اسلام شود.
دوربين مستندساز، همه جا همراه ايمان است ولي پيش از آن، همه جاهايي را كه بايد باشد، شناسايي كرده و مي‌داند كه بايد كجاها دنبال ايمان باشد. كجا بايد پشت در و پنجره بسته توقف كند. كجا صحنه را بچيند و مصاحبه بگيرد و كجا با يك هماهنگي كوچك وارد شد و گاهي اوقات هم وقعي به تقاضايي مثل «خاموش كن»، «قطع كن...» و ... نگذارد و به كارش ادامه دهد. اينها را مي‌شود در «ايمان» ديد. اگر چه در جاهايي هيجان‌زده مي‌شود و مي‌رود سراغ پخش صداي رئيس جمهوري در خودروي پيكان ايمان ، كه درباره ضرورت‌ها سخن مي‌گويد و اصلاً نيازي به آن احساس نمي‌شود، ولي در بيشتر جاها جلوي هيجان بيهوده را مي‌گيرد و دوربين را به سوي اصل موضوع مي‌چرخاند و واقعيت را نشان مي‌دهد.
در اين قبيل مستندها، پرهيز از اطناب، حياتي است. زياده‌گويي در اين قبيل مستند‌هاي اجتماعي كه از حوالي خط قرمزها عبور مي‌كنند، اين خطر جدي را دارد كه ناخواسته ارتباط بين اثر و مخاطب را قطع مي‌كند. در «ايمان» تقسيم اطلاعات و ارائه آن‌ها در اندازه‌هاي مستندي كوتاه، آگاهانه صورت گرفته است. معرفي ايمان و همسرش در اتومبيلي كه به سمت فروشگاه مي‌رود، دانستني‌هاي لازم  و اوليه را در اختيار مخاطب مي‌گذارد و آماده‌اش مي‌كند براي آشنايي بيشتر با شخصيت ايمان، معرفي خانواده‌اش، خاستگاه اجتماعي‌اش و...
پرهيز فيلم‌ساز از زياده‌گويي باعث شده است كه مخاطب بتواند بهتر با موضوع خانواده متفاوت ايمان كنار بيايد و اين، تنها جايي است كه فيلم‌ساز صحنه را مي‌چيند. مصاحبه مي‌كند و كساني را جداي از شخصيت ايمان، به تماشاگر معرفي مي‌كند. معرفي آدم‌هايي نيز كه ايمان براي كمك گرفتن به سراغشان مي‌رود، مختصر و مفيد است.

مسعود زارعيان كارگردان فيلم

 

سازمان اداري هدف «ايمان» مثل همه تشكيلات اداري ديگر، پيچ و خم‌هاي خاص خودش را دارد. با اين تفاوت كه مخاطب انتظار دارد، همه اتفاقات جاهاي ديگر، در آنجا رخ ندهد. به همين دليل نيز وقتي رئيس دفتر مقام مسئول، از گروه فيلمبرداري مي‌خواهد كه دوربين را خاموش كنند و مستندساز اين كار را انجام نمي‌دهد، حسي كه در مخاطب اثر به وجود مي‌آيد، آميخته با رضايتي است كه ناشي از برقراري ارتباط حسي با «ايمان» است.

 

وقتي در مستندي با ويژگي‌هاي ايمان، ارتباط حسي با شخصيت اصلي برقرار مي‌شود، مي‌توان در سايه آن كه بيشتر ناشي از همان مسئله تقسيم و ارائه به موقع اطلاعات است، به سراغ راه‌هاي ديگري براي پرداختن به موضوع اجتماعي مورد نظر رفت كه يكي از آن‌ها ورود به زندگي شخصي و خصوصي سوژه است.
دوربين مستندساز، در جايي هم وارد خانه ايمان مي‌‌شود كه به عنوان روحاني جوان از ابزار امروزين ارتباطي به راحتي بهره مي‌گيرد چرا كه همه دغدغه «ايمان» ارتباط است و اين توانايي براي برقراري ارتباط، بايد به مخاطب ثابت شود و اين، يعني همان چيزي كه به مسئولان تصميم‌گيرنده ثابت نشده است.

 

در نمايي كه «ايمان» از دور و عمق ميدان به دوربين نزديك مي‌شود و شنونده مكالمه تلفني ضبط شده كارگردان با يكي از مسئولان هستيم، به وضوح از جواني و بي‌تجربگي ايمان مي‌گويند در حالي كه مخاطب مستند اجتماعي «ايمان» خيلي جلوتر از آن مسئول دريافته كه او مي‌تواند موفق باشد چون به ابزار ارتباطي نوين و كارآمدي كه در «ايمان» ديده‌ايم مجهز است.
تا اينجا، مستند اجتماعي ايمان، توانسته نصف بيشتر مسير را براي ايجاد آن ارتباط و اثبات آن توانايي پيش‌گفته بپيمايد. از حالا به بعد مخاطب منتظر نتيجه همه آن چيزهايي است كه به عنوان اطلاعات مستند در اختيارش قرار گرفته

و حالا مي‌خواهد در كنار همه آن نماهاي متحرك و مستند ايمان، او را در جزيره آرامشي كه به سويش رفته ببيند. ثانيه‌هايي سكوت و تاريكي و بعد تصاويري نه چندان واضح از ايمان كه به مقصد رسيده و ويژگي‌هاي محيط را شرح مي‌دهد. آنچه كه ايمان به سختي خود را به آن رسانده است، حالا براي مخاطب مستند ايمان ارزشي به مراتب فراتر از آن چيزي را دارا است كه شايد از مخيله «ايمان» گذشته باشد.
حس خوب مخاطب در مواجهه با لحظات پاياني «ايمان» به لطافت همان نسيم خنكي است كه ايمان از وزيدن آن در محيط زندگي جديدش سخن مي‌گويد.


برچسب‌ها: مستند ايمان, مستند جنجالي روحانيت, جشنواره سينما حقيقت, فيلم مستند جنجالي طلبگي
+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

تلاش کردم«چی بپوشم»کار متفاوتی باشد/ مدیران سیما می‌گفتند خودت رااذیت نکن!

مسعود زارعیان تحصیلات حوزوی خود را تا درس خارج ادامه داده و الان مشغول تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در حوزه سیمای دانشگاه صدا و سیما قم در گرایش مستندسازی است. وی دو فیلم کوتاه داستانی "خواب شهر" و "شب ماهی" و چند فیلم مستند به نام های " مدرسه حاج اقا"، " سفر به اعماق زمین" ، "ایمان "، "خورشید فقاهت و مجاهدت" و "روایت حضور" را در کارنامه خود دارد.

 

خورشید فقاهت و مجاهدت، مبارزه آیت الله شیرازی را روایت می کند و روایت حضور حضور روحانیون مشهد در جریان انقلاب اسلامی و تاثیر گذاری آنها را به تصویر می کشد. از کار های در حال تدوین زارعیان می توان به مستند هایی در رابطه با حضور داعش در عراق و حمله به روستای  "بشییر" نام برد.

 

 زارعیان ادعا ندارد که مستند «چی بپوشم» او مستندی است که به تمام جوانب حجاب پرداخته و کاملا مشکل جوانان را حل کند، ولی معتقد است مستندی است که توانسته نسبت به حجاب راه حل ارائه دهد و ادعا می کند که می تواند یک مرجع کاملا به روز و خوب برای تصمیم گیری نسبت به حجاب باشد.

*   *   *

* آقای زارعیان چرا وارد ساخت مستند در حوزه حجاب شد؟ آیا دغدغه شخصی بود  یا اینکه از جای خاصی این کار به شما سفارش داده شد؟

دغدغه کار در حوزه حجاب کاملا شخصی بود. من همیشه یکسری دقت هایی خاصی به تظاهرات دینی دارم، مخصوصا آن جایی که به مقوله فرهنگ مربوط می شود و رابطه با مسائل اجتماعی است. به دلیل دغدغه شخصی به سراغ حجاب رفتم. سال 91 تصویر برداری این کار آنجا شد و در نهایت تیر ماه امسال از شبکه خراسان رضوی و شبکه دو به نمایش درآمد.

 

معتقد هستم که مقوله حجاب یک اصل دینی و از واجبات دینی و شرعی ماست، به همین علت پرداختن به آن آسان نیست. چون حجاب نماد مردم دین مدار و بی دین ماست و به نحوی همیشه دستخوش تصمیامت فرهنگیان و یا مدیران فرهنگی ما قرار گرفته است.

 

 در گذشته سلیقه ای با حجاب برخورد شده است، عده ای قائل به حجاب حداکثری و یک عده قائل به حجاب حداقلی بودند. در این سی سال بعد از انقلاب کار هایی که در حوزه حجاب صورت گرفته، به قدری افت و خیز داشته، کوتاه مدت و کم عمق بوده که ما ظاهر فعلی آن را در جامعه شاهد هستیم. کار جدی که بتواند تاثیر گذار باشد، جریان سازی کند، سوالات حول حجاب را بررسی کند و پاسخ دهد، یا حداقل مشکلات را حفاری و به گونه ای طرح مسئله کند که ما را به تصمیم درست برساند، انجام نشده است.

 

به همین علت علاقه مند بودم که از یک زاویه جدید یه حجاب نگاه و بتوانم یک جمله ساده در این عرصه بیان کنم. تخصص و علاقه من در این عرصه بود و خیلی تلاش کردم تا مستند "چی بپوشم" یک کار متفاوتی باشد.

 

معتقدم چون کار متفاوتی است، حدود دو سال بعد از ساخت گفتند: آقا این اصلا شرایط پخش ندارد. تعبیر مسئولین صدا و سیما این بود که این کار، بسیار خوب است ولی به درد شبکه نمی خورد. چون که یک مقداری بدون قضاوت به این عرصه ورود پیدا کرده بودم. احساس می کنم ورود بدون قضاوت نیاز پدیده بی حجابی و یا بد حجابی است.

 

 

* ولی شما در صحبت های خود اشاره کردید که این مستند از شبکه دو پخش شد؟

بعد از یک مقدار تغییرات روی کار، از شبکه دو پخش شد. سعی کردم تا مجموع فضای کلی حاکم بر مستند را حفظ کنم اما به هر حال اجازه نداشتم خیلی از تصاویر را در مستند استفاده کنم، در حالی که در این تصاویر نه توهینی بود، نه سیاس به موضوع نگاه شده بود و من فکر می کنم یک نگاه کاملا "مصفی"(این کلمه را چک کنید تار است!) و درستی داشت.

 

شاید یک جاهایی آن هم خیلی محدود، در حد چند پلان با قواعد صدا و سیما سازگاری نداشت و روی خط قرمزها حرکت کرده بودم، می شد فقط آن ها را خارج کرد و فیلم را نمایش داد. اما متاسفانه خیلی جدی با این موضوع برخورد کردند و گفتند این تغییرات را انجام ندهید، نه تنها متضرر مالی می شوید و باید بخشی از هزینه ها را برگردانید، بلکه این فیلم به طور کامل و برای همیشه به آرشیو صدا و سیما می رود.

 

* مستند «چی بپوشم» چه چیزی را بیان می کند و موضوع آن در رابطه با چیست؟

در این مستند من در مدارس مختلف سراغ خانم ها رفتم و با آقایان کاری نداشتم. دختر خانم های دبیرستانی را انتخاب کردم، فضای دبیرستان، فضای دانشگاه نیست که با انبوهی از اشکالات، انبوهی از مسائل مختلف و گرایشات مواجه شده باشند. هنوز با نگاه ها و دیدگاه های مختلف آشنا نیستند که دچار سردرگمی شوند. هنوز آن طبع و آن فطرت پاک و بی آلایش دختر خانم ها در ابتدای دبیرستان وجود دارد و میشود با رائه یکسری ره حل ها و راه کارهای درست و منطقی ان ها را به سمت را درست هدایت کرد.

 

 حد حداقل می توان با آن ها دیالوگ کرد و گفت که آقا این خوب و آن بد است. حالا شما هر راه حلی را که فکر می کنید درست است، انتخاب کنید. اما بعد از مقطع دبیرستان و در سنین بالاتر، می توان گفت که دختر خانم ها تقریبا به یک انتخاب نسبی رسیده اند. مصلا اگر می خواستند حجاب را انتخاب کنند، تا الان انتخاب کرده بودند.

مسعود زارعیان

* کار کردن مستندی در رابطه با حجاب و به تصویر کشیدن آن چه در سختی هایی دارد؟

اصلی ترین موضوع این است که مدیران فرهنگی اصلا نمی خواهند در این رابطه فکر کنند، نمی خواهند به این موضوع بپردازند و ببینند و مشکل اساسی ما عدم فکر نسبت با این موضوع مهم است.

 

 ما تا الان همیشه دنبال سریع ترین را حل بودیم و وقتی فساد می بینیم، برخورد قهری داریم. ولی یک نفر پیدا نمی شود که اشکالات افراد را بررسی و طرح مسئله کند. تا بتوانیم برای درمان آن طرح بریزیم، شما ببینید یکی از پیش پا افتاده ترن مواردی که مسئولین به آن دقت نمی کنند این است که ما باید به همان اندازه از این نسل و دختران مان توقع باحجاب بودن، تدین و عدم دین گریزی را داشته باشیم که به آنها خوراک فرهنگی داده باشیم، نه اینکه بیشتر از ان چیزی که به آنها داده می شود، توقع داشته باشیم. شما ماشین هایی را که سر خیابان ها هستند، ببینید؛ بعضی از این دختران دبیرستانی هم می گفتند که ما تجربه سوار سدن به این ماشین ها را داشته ایم.

 

* منظور شما از ماشین چیست؟

منظورم ماشین گشت ارشاد است. وقتی همه را با یک چوب می رانند؛ شما حساب کنید که یک دختر دبیرستانی در کنار-چه می دانم- شاید یک فاحشه قرار بگیرد. یک دختری که به هیچ چیزی پایبند نیست. افرادی در این ماشین ها جمع می کنند به لحاظ سنی، یه لحاظ فکری و به لحاظ خانواده متفاوت هستند.

 

 نمونه اش همین "هایس ها" همان روزها اطراف دبیرستان که من داشتم تصویر می گرفتم، می آمد یک گروه از این دختران دبیرستانی را به خاطر اینکه یک مشکل بدحجابی دارند، می بردند، اما این را بررسی نمی کرد که این دختر در چه خانواده ای بزرگ شده؟اصلا این پدر و مادر دارد یا نه؟ مادر پدر او کی هستند و چه نگاهی و چه دیدی دارند؟ یا چه اندازه متعد به قواعد اسلامی است؟ تا چه اندازه پایبند مبانی حکومتی و حقوق شهروندی هستند؟ همه را با هم می برند و در یک  مکان قرار می دهند. ببینید به اندازه خوراک فکری و فرهنگی که می دهیم، باید توقع داشته باشیم. توقع ما از این بیشتر باشد، می شود همین حال و روزی که الان داریم.

 

* به نظر شما تا امروز کارهایی که راجع به عفاف و حجاب از تلویزیون پخش شده، مخصوصا در حوزه مستند که شما در آن فعالیت  می کنید از کیفیت مناسبی برخوردار بوده است یا نه؟

من همه کارهای پخش شده را ندیده ام ولی تا آنجایی که مشاهده کردم، کارها عمدتا کارهایی هستند که در سطح جریان دارند و عمقی پیدا نمی کنند. در برنامه های ما ابدا فرم در خدمت محتوا به کار گرفته نمی شود و صرفا یک سری کار های شعاری تا امروز دیده شده اند.

 

ابتدای کار من، یکی از مدیران صدا و سیما به من گفت که " آقای زارعیان خودت را اذیت نکن، تو می خواهی به پولت برسی، شما برو المپیاد ورزشی دختران مسلمان که در فلان شهر برگزار می شود. آن هایی را که در حجاب در المپیاد شرکت کردند را انتخاب کن" یعنی ایشان می خواست که من فقط یک عده را جلوی دوربین خود قرار دهم و این ها بگویند که بله ما با حجاب توانستیم ورزش کنیم و مشکلی نداشتیم.

 

 یا مثلا برویم سراغ خانمی که در علم پزشکی، یا نانو، یا در علم هسته ای، یا فلان نبوغ را داشته و ایشان هم بگوید؛ بله، حجاب اصلا هیچ مزاحمتی برای من نداشت. سطح توقع این است. این کارهایی است که من حداقل تا الان دیده ام.

 

متاسفانه مشکل کارهای ما هم همین است که با مردم و جامعه هیچ ارتباطی نداریم و از آنها دور هستیم. اگر یک کاری هم ساخته شود که به این مردم نزدیک است، متاسفانه جلویش را می گیرند! مثل کار خود من که مدت ها در آرشیو محرمانه بود و من واقعا به عنوان یک فیلم ساز اینقدر سرخورده شده بودم، در طول کار اینقدر برای من مشکل عصبی ایجاد کردند که نگو ونپرس! مشکل کار من همین مسائل بود. البته من این را به شما بگویم که من فیلم خود را یک فیلم نمی دانم و ادعا ندارم که مستندی است که به تمام جوانب حجاب پرداخته و کاملا مشکل جوانان را حل کند. ولی مستندی است که توانسته نسبت به حجاب را حل ارائه دهد و ادعا می کنم که می تواند یک مرجع کاملا به روز و خوب برای تصمیم گیری نسبت به حجاب باشد.

 

برگرفته از شماره22 نشریه حلقه وصل


برچسب‌ها: مستند ايمان, مستند جنجالي حجاب, مستند چي بپوشم, فيلم مستند جنجالي دختران دبيرستاني
+ نوشته شده در  شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

واقعيت در فيلم مستند و محمد رضا اصلاني

بيان شخصي در فيلم مستند و محمد رضا اصلاني

محمد رضا اصلانی به مفاهیم درونی و جنبه رئالیستی بودن واقعیت های پیرامون یک مستند ساز اشاره کرد. اینکه واقعیت چیست و هر جامعه ای با زبان خود اندیشه نگاری را شکل می دهد. وی در ادامه اظهارکرد که زبان در ما تفکر ایجاد می کند و هرچه زبان کامل تر باشد تفکر نیز کامل تر است.متاسفانه اکثر فیلم های مستند امروزی به سبک کباب قفقازی هستند که در آن کله های سخنگو فقط حرف می زنند و این در طول فیلم بارها  تکرار می شود.ما در سینما با توهم سندیت مواجه هستیم نه خود سند اصلی ولی ما به دلیل عادتمان به سینما آن را سند فرض می کنیم .

ما در جهان با چه واقعیت هایی مواجه هستیم ؟ این واقعیتی که ما درک می کنیم متکی به خاصیت های وجودی خود ماست ما این واقعیت ها را فقط دریافت می کنیم،در واقع ما خود، واقعیت خویشتنیم .ما هستیم که این واقعیت را به جهان تحمیل کرده ایم در نتیجه ما خود آن فیلم را به مثابه یک سند عرضه می کنیم.

 

سینمای مستند تا دهه بیستم نقش گزارشگر و تصویرگری داشت به طوری که می توان گفت سینمای مستند مادر رسانه هاست و سینمای مستند در واقع کارگزار اطلاعاتی و آگاهی بخشی جامعه بود.در دنیای امروزی "خبر " مهمترین کالای جهانی است .با اختراع رسانه های صوتی و تصویری سرعت اطلاع رسانی در راس همه امور قرار گرفت که بدین دلیل سینمای مستند از مسئولیت اطلاع رسانی رها شد .از این زمان به بعد سینمای مستند در واقع دیگر اطلاعات نمی رساند بلکه می گوید اطلاعاتی که موجود است چه عمقی دارند یعنی از عرض به سمت طول حرکت می کند.

عمق بخشی اولین وظیفه سینمای مستند است . متاسفانه سینمای مستند و رسانه ها دائم در حال تقلید از یکدیگر هستند. هنوز هم ساختار رسانه و نگاه رسانه ای بر سینمای مستند سایه افکنده و بسیاری از فیلمسازان ما خبر هولناک هجوم رسانه ها را دریافت نکرده اند.در واقع رسانه ها دیکتاتوری را اجرا می کنند نه نظام ها، این حجم بسیار زیاد اطلاعات هر روزه رسانه ها ما را از هر استنباطی ساقط می کند چون فرصت این استنباط را به ما نمی دهد.و در این بین سینمای مستند هم به ارزانی آش رسانه ها را هم می زند .

ولی در نظام هایی که اخبار سانسور می شود هنوز سینمای مستند این نقش را دارد که اطلاعات را به ما برساند و این مربوط به نقص رسانه هاست و سینمای مستند ناگزیر است این خلا را جبران کند.

 

چیزی که ما در اشیا می بینیم مربوط به عادات ماست و عادت در واقع ضد دیدن و دریافتن است . یک فیلمساز مستند در واقع اشیا را از زندان های عادات و تعریف های ما بیرون می کشد. اینکه ما در فیلمی تاریخچه ای از شی را بیان می کنیم در واقع آن را در زمان خودش زندانی کرده ایم به قول کریس مارکر " وقتی که مجسمه ها می میرند به هنر تبدیل می شوند" و وقتی انسان می میرد به تاریخ تبدیل می شود.سینمای مستند نوعی جنون است و ما از طریق این دیوانگی باید این جنون را آزاد کنیم در واقع جهان نیز یک جنون مطلق است .هر کسی آزاد است هر آن طوری که می خواهد فیلم بسازد نه اینکه بخواهند فیلم بسازد.

سفارش گرفتن برای ساخت یک فیلم مشروع است ولی سفارشی ساختن نامشروع است .فردیت من در واقع اعلان آزاده بودن من است ودر نتیجه سینمای مستند آزاده بودن آن مضمون است نه خود من.بسیاری از گزارش ها در سینمای مستند مهمل اند ، ما باید در جستجوی یافتن  پرسش باشیم نه پاسخ ، باید اشیا را به سخن گفتن در آوریم . اعتراف در سینمای مستند یک امر اخلاقی است در واقع یک مستند ساز " من خود" را اعتراف می کند ، اینکه بتوانی اشیا را به اعتراف واداری و از بردگی و بندگی رها سازی. که متاسفانه یک علت ابتذال سینمای آمریکا همین در خدمت بودن آن است نه موضوعات آن.هیچ موضوعی اصلا مبتذل نیست این نگاه ماست که آنرا به ابتذال می کشاند.


 

تحقیق و پژوهش در سینمای مستند مربوط به حجم و انبوه اطلاعات نیست آنچه مطرح است این است که مستند ساز چیزی را که همه می دانند دوباره به آنها نگوید و این توهین به یک جامعه است.سینمای مستند تصویر کردن یک گزارش یا خبر یا تحقیقات مفصل مردم شناسی نیست ، سینمای مستند مواجهه من با جهان هستی ست ، چیزی را بیان کنم که هیچکس دیگری نمی تواند بگوید در غیر این صورت ساخت این فیلم نامشروع است.

من باید چیزی را عرضه کنم که یکتا  و منحصر به فرد باشد در این جاست که سینمای مستند تبدیل به هنر می شود.ما با فیلم مستند جهان را در بودن خودش محقق می کنیم ، انقلابی ترین سخن بشریت " من بودن " اوست . انسان رشد کرد تا سیب را گاز زد و از بهشت رانده شد ولی هستی را به هستی آورد ، پس یادمان باشد سیب را گاز باید زد با پوست.


برچسب‌ها: هفتمين جشنواره سينما حقيقت, كارگاه بيان شخصي در فيلم مستند, آرنه برو, محمد رضا اصلاني
+ نوشته شده در  جمعه ۶ دی ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مطالب قدیمی‌تر