مرهمی برای سینمای مقاومت
درمیان فیلمهای مستندی که هرساله در مشهد تولید میشود، تعدادی از آنها به موضوع مقاومت و مدافعان حرم میپردازد

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| درمیان فیلمهای مستندی که هرساله در مشهد تولید میشود، تعدادی از آنها به موضوع مقاومت و مدافعان حرم میپردازد و باتوجهبه نقش اساسی که افغانستانیها در جریان جنگ در سوریه ایفا کردند، بخش درخورتوجهی از این مستندها به آنها اشاره میکند. اگر کمیت آثار تولیدشده در این چند سال را نادیده بگیریم، در بررسی کیفیت آنها هنوز نمیتوان ادعا کرد جریان مستندسازی و فیلمسازی پابهپای جریان مولدش یعنی مقاومت، پیش میرود.
در این میان فیلم مستند «مرهم»، ساخته مسعود زارعیان، که اواخر هفته پیش با همت بچههای انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی خراسان رضوی در سینماهویزه مشهد رونمایی شد، فرصت مغتنمی است؛ فیلمی که بهدلیل تجربه این فیلمساز مشهدی در ساخت مستند، یک سروگردن بالاتر از سایر فیلمها ایستاده است.
خویشتنداری در استفاده از تصاویر هیجانانگیز
مرهم که یک مستند پرتره است، به بخشی از جنبههای زندگی جهادی شهید خدابخش خاوری با نام جهادی علی شارژی میپردازد و در بیان آنها با خساست رفتار میکند و همین خساست، مخاطب را برای دریافت اطلاعات بیشتر تشنه میگذارد. رشادتهای خدابخش خاوری در جریان جنگ در سوریه به اندازهای هست که هر فیلمسازی را بهسمت ساخت یک مستند هیجانانگیز سوق دهد اما زارعیان با خویشتنداری، کمتر از تصاویر نبرد در سوریه استفاده کرده و بالعکس حالوهوای فیلمش را در جامعه امروزی فضاسازی کرده است. این فضاسازی ملموس باعث همذاتپنداری بیشتر مخاطب با فیلم میشود. ازطرفی چون زارعیان و فیلمسازان امثال او فرصت و رخصت حضور در سوریه را برای فیلمسازی ندارند، او هم خواسته یا ناخواسته کمتر از تصاویر آرشیوی استفاده کرده و نقش خودش را در تولید تصاویر فیلمش، بیشتر کرده است.
مرهم برخلاف مستندهای مشابهش، لایهای از شخصیتپردازی را در خود گنجانده است؛ شخصیتهایی که در مدت کوتاه فیلم، مخاطب را با خود همراه میکنند. با اینکه آنها درباره علی شارژی حرف میزنند، قاببندیها به نوعی است که گویی خودشان را تعریف میکنند. شعار دادن یا شعارزدگی، آفتی است که این دست از فیلمها را دچار کرده است اما زارعیان در این فیلم، شعارهایش را درست، اندازه و بجا فریاد میزند. بعضی دیالوگهای مرهم آنقدر قصارگونه است که به درد استفاده در فیلم سینمایی میخورد و حتی میتوان این دیالوگها را که از زبان شخصیتهای فیلم بیان شده است، پایه یک فیلم دیگر قرار داد.
با همه این قوتهایی که برای مرهم برشمردیم، این فیلم بدون ضعف و نارسایی نیست و زارعیان نیز خود آنها را قبول دارد، اما مهمترین اتفاقی که مرهم رقم زده است، ورود یک مستندساز خوشآتیه به حصار فیلمسازی مقاومت است.
خاصیت محدودکننده مستندساز
پیش از آنکه بخواهیم درباره این فیلم صحبت کنیم، باید به صحبتهای کارگردان آن در روز رونمایی اشاره کنیم؛ صحبتهایی که درددل بسیاری از مستندسازهاست. زارعیان در صحبتهای خود به محدود کردن دامنه مستندسازان در حوزه مقاومت و جنگهای منطقه پرداخت و گفت: خیلی از فیلمسازهای مشهدی دلشان میخواهد در این حوزه فیلم بسازند اما توفیقش را پیدا نکردهاند. این خواسته منِ فیلمساز است که شرایط برای فعالیت همه آنها فراهم شود. او درباره توفیق نداشتن فیلمسازان در این حوزه، در صفحه شخصیاش در اینستاگرام نوشته است: «خیلی دیگر از دوستانم را میشناسم از درجهیکهای سینمای مستند که علاقهمند به فیلمسازی درباره این افراد بودند اما نخواستیم و نگذاشتیم(فیلم بسازند). ترسیدیم شاید حرف بدی بزنند. شاید شاکله نظام و انقلاب لطمه بخورد. انقلاب را محدود و محصور و شخصی کردیم.»
این اتفاق تلخ را که زارعیان به آن اشاره میکند، دستاندرکاران فرهنگی کشور بازهم رقم زدهاند. در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم همین نگاه محدودکننده وجود داشت و هنوز هم از بین نرفته است؛ نگاهی که باعث شد سوالات زیادی از انقلاب و جنگ تحمیلی برای نسل بعدی بیپاسخ بماند. حالا هم دوباره همان اتفاق درحال رقم خوردن است.
محصور و محدود کردن این جریان از مستندسازی، رفتهرفته معدود فیلمسازان فعال در این حوزه را به تکرار و سطحینگری میاندازد. و درنتیجه منجر به تولید آثاری میشود که جز تضییع بیتالمال و اشغال دقایقی از کنداکتور پخش سیما، اثر دیگری نداشته باشد.
برچسبها: مستند علی شارژی, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, شهید مقاومت







