سیاسفید

مرهمی برای سینمای مقاومت

نگاهی به فیلم مستند «مرهم» به‌بهانه رونمایی‌اش در مشهد

درمیان فیلم‌های مستندی که هرساله در مشهد تولید می‌شود، تعدادی از آن‌ها به موضوع مقاومت و مدافعان حرم می‌پردازد

مرهمی برای سینمای مقاومت
 

شهرآرا آنلاین - غلامرضا زوزنی| درمیان فیلم‌های مستندی که هرساله در مشهد تولید می‌شود، تعدادی از آن‌ها به موضوع مقاومت و مدافعان حرم می‌پردازد و باتوجه‌به نقش اساسی که افغانستانی‌ها در جریان جنگ در سوریه ایفا کردند، بخش درخورتوجهی از این مستندها به آن‌ها اشاره می‌کند. اگر کمیت آثار تولیدشده در این چند سال را نادیده بگیریم، در بررسی کیفیت آن‌ها هنوز نمی‌توان ادعا کرد جریان مستند‌سازی و فیلم‌سازی پابه‌پای جریان مولدش یعنی مقاومت، پیش می‌رود.

در این میان فیلم مستند «مرهم»، ساخته مسعود زارعیان، که اواخر هفته پیش با همت بچه‌های انجمن فیلم‌سازان انقلاب اسلامی خراسان‌ رضوی در سینماهویزه مشهد رونمایی شد، فرصت مغتنمی است؛ فیلمی که به‌دلیل تجربه این فیلم‌ساز مشهدی در ساخت مستند، یک سر‌وگردن بالاتر از سایر فیلم‌ها ایستاده است.

 

﷯ خویشتن‌داری در استفاده از تصاویر هیجان‌انگیز

مرهم که یک مستند پرتره است، به بخشی از جنبه‌های زندگی جهادی شهید خدابخش خاوری با نام جهادی علی شارژی می‌پردازد و در بیان آن‌ها با خساست رفتار می‌کند و همین خساست، مخاطب را برای دریافت اطلاعات بیشتر تشنه می‌گذارد. رشادت‌های خدابخش خاوری در جریان جنگ در سوریه به اندازه‌ای هست که هر فیلم‌سازی را به‌سمت ساخت یک مستند هیجان‌انگیز سوق دهد اما زارعیان با خویشتن‌داری، کمتر از تصاویر نبرد در سوریه استفاده کرده و بالعکس حال‌وهوای فیلمش را در جامعه امروزی فضاسازی کرده است. این فضاسازی ملموس باعث همذات‌پنداری بیشتر مخاطب با فیلم می‌شود. ازطرفی چون زارعیان و فیلم‌سازان امثال او فرصت و رخصت حضور در سوریه را برای فیلم‌سازی ندارند، او هم خواسته یا ناخواسته کمتر از تصاویر آرشیوی استفاده کرده و نقش خودش را در تولید تصاویر فیلمش، بیشتر کرده است.

مرهم برخلاف مستندهای مشابهش، لایه‌ای از شخصیت‌پردازی را در خود گنجانده است؛ شخصیت‌هایی که در مدت کوتاه فیلم، مخاطب را با خود همراه می‌کنند. با اینکه آن‌ها درباره علی‌ شارژی حرف می‌زنند، قاب‌بندی‌ها به نوعی است که گویی خودشان را تعریف می‌کنند. شعار دادن یا شعارزدگی، آفتی است که این دست از فیلم‌ها را دچار کرده است اما زارعیان در این فیلم، شعارهایش را درست، اندازه و بجا فریاد می‌زند. بعضی دیالوگ‌های مرهم آن‌قدر قصارگونه است که به‌ درد استفاده در فیلم سینمایی می‌خورد و حتی می‌توان این دیالوگ‌ها را که از زبان شخصیت‌های فیلم بیان شده است، پایه یک فیلم دیگر قرار داد.

با همه این قوت‌هایی که برای مرهم برشمردیم، این فیلم بدون ضعف و نارسایی نیست و زارعیان نیز خود آن‌ها را قبول دارد، اما مهم‌ترین اتفاقی که مرهم رقم زده‌ است، ورود یک مستندساز خوش‌آتیه به حصار فیلم‌سازی مقاومت است.

 

﷯ خاصیت محدود‌کننده مستندساز

پیش از آنکه بخواهیم درباره این فیلم صحبت کنیم، باید به صحبت‌های کارگردان آن در روز رونمایی اشاره کنیم؛ صحبت‌هایی که درددل بسیاری از مستند‌ساز‌هاست. زارعیان در صحبت‌های خود به محدود کردن دامنه مستندسازان در حوزه مقاومت و جنگ‌های منطقه پرداخت و گفت: خیلی از فیلم‌ساز‌های مشهدی دلشان می‌خواهد در این حوزه فیلم بسازند اما توفیقش را پیدا نکرده‌اند. این خواسته منِ فیلم‌ساز است که شرایط برای فعالیت همه آن‌ها فراهم شود. او درباره توفیق نداشتن فیلم‌سازان در این حوزه، در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام نوشته‌ است: «خیلی دیگر از دوستانم را می‌شناسم از درجه‌یک‌های سینمای مستند که علاقه‌مند به فیلم‌سازی درباره این افراد بودند اما نخواستیم و نگذاشتیم(فیلم بسازند). ترسیدیم شاید حرف بدی بزنند. شاید شاکله نظام و انقلاب لطمه بخورد. انقلاب را محدود و محصور و شخصی کردیم.»

این اتفاق تلخ را که زارعیان به آن اشاره می‌کند، دست‌اندرکاران فرهنگی کشور بازهم رقم زده‌اند. در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم همین نگاه محدودکننده وجود داشت و هنوز هم از بین نرفته ‌است؛ نگاهی که باعث شد سوالات زیادی از انقلاب و جنگ تحمیلی برای نسل بعدی بی‌پاسخ بماند. حالا هم دوباره همان اتفاق درحال رقم خوردن است.

محصور و محدود کردن این جریان از مستند‌سازی، رفته‌رفته معدود فیلم‌سازان فعال در این حوزه را به تکرار و سطحی‌نگری می‌اندازد. و درنتیجه منجر به تولید آثاری می‌شود که جز تضییع بیت‌المال و اشغال دقایقی از کنداکتور پخش سیما، اثر دیگری نداشته باشد. 


برچسب‌ها: مستند علی شارژی, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, شهید مقاومت
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

علی شارژی قهرمان و اسطوره ای از میان مردم

«دو متر قد با موهای زرد داشت. نوحه و روضه می خواند. برایش عرب و عجم و تربتی و غربتی فرقی نداشت. جنگ سوریه که پیدا شد قهرمانی خود را در آنجا خرج کرد.» پیرمرد، چهار جارو پشت دوچرخه دارد، پشت به پشت دیوار آفتاب زده نشسته و سایبان دست های چروکیده اش فقط نیمی از چهره اش را پوشانده است.
 
 
مریم ظریف/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
اولین مستند مسعود زارعیان در موضوع شهداء مدافعان حرم و با نام «مرهم»، عصر روز چهارشنبه هفتم آذر ماه 1397 در سالن شماره چهار سینما هویزه اکران و رونمایی شد. تجلیل از خانواده شهید خدابخش خاوری، توسط مؤسسه آفرینش های هنری آستان قدس رضوی و با حضور حجت گنابادی نژاد رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی، پس از اکران مستند، به عمل آمد. گنابادی نژاد خصوصیات شهید علی شارژی را در چند جمله چنین عنوان کرد:«او به جهت شجاعت در کنار پیشگامی و پیشگامی در کنار تحولات بزرگ روحی، فتوحات زیادی را برای سوریه انجام داد. فرمانده زرهی لشکر فاطمیون بود. او از پشت میزهایی که ما و شما می نشینیم بیرون نیامد و با لباس جهاد و حمیت دینی و شیعی، موفقیت های رزمی و روحی را در قله دنبال کرد.»


انتظار نسل امروز
تمام ردیف ها پر از تماشاچی بود. همه آمده بودند ببینند علی شارژی کیست و چرا این صفت را به او داده اند. پسر نوجوانی به تک تک چهره ها نگاه می کرد و به دنبال اشتراک معناداری بین سؤال ذهنی خودش و دیگران بود. می گفت:«برادرم با کارگردان دوست است و پیشنهاد کرد که این فیلم را ببینم. انتظار دارم واقعیت آن چیزی را که بوده، ببینم و دستی در آن نبرده باشند و نگاه خاصی در آن نباشد.» فیلم هایی که تاکنون دیده است را ابتدا خودش تجزیه و تحلیل می کند و سپس سؤالاتش را از کسانی که مفسر و منتقد خوبی هستند می پرسد. پس از پایان پخش مستند مجددا به سراغش می روم و در یک کلام می پرسم :«چطور بود؟» می گوید:« از موضوع کلی فیلم که به شخصیت علی شارژی پرداخته بود راضی ام کرد. اما انتظار داشتم که به نبردها و فعالیت های رزمی او در سوریه بیشتر بپردازد.»

حرف های کارگردان
با صبوری تمام منتظر ورود خانواده شهید خدابخش خاوری می شود و سپس اجازه اکران فیلم را می دهد. پس از اکران،
پرداخت این فیلم از دیدگاه پدر بود و احساسات پدر بیشتر دیده می شد. صلابت رفتار پدر در عملکرد پسر به چشم می خورد. پدر اکتیو بود و در مستند سازی این مهم است که سراغ شخصیتی برویم که خودش را بروز دهد. شخصیت مادر حجب و حیا دارد و جملات کلیشه ای را عنوان می کند. جذابیت حضور پدر بیشتر از مادر بود. پدر علی کاملا خودش را بیرون ریخته بود و آقای زارعیان به خوبی از ویژگی پدر در بالابردن سطح مستند استفاده کرده بود.
مسعود زارعیان از این که توانسته قدمی هر چند کوچک در شناساندن شهداء مدافعان حرم و خانواده ی آن ها بردارد خرسند است و می گوید:«هر کس بتواند برای شهداء و خانواده شهداء فیلم بسازد، قطعا موجب توسعه و تعمیق این فرهنگ خواهد شد. افراد زیادی هستند که علاقه به ساخت فیلم در این زمینه دارند اما توفیق نمی یابند. همه چیز به بچه های فیلمساز و زمینه های تولید فیلم بستگی دارد.» او چند نکته را با تولید این فیلم یادآور شد و چنین بیان کرد:«ما ایرانی ها معروف به مهمان نوازی هستیم ولی جان و مال در اختیار مهمان قرار دادن را باید از عراقی ها یاد بگیریم که اربعین به خوبی دیده می شود. ما مشهور به ایستادگی و مقاومت هستیم، اما این مورد را باید از افغانی ها یاد بگیریم. فرزندان این خانواده ها از کنار ما می روند و در جبهه مقاومت با رشادت شهید می شوند به طوری که این اتفاق برایشان ملموس و جذاب و دست یافتنی شده است. ما همیشه قبل از این ماجراها، دنبال نشانه و اسطوره بودیم. دنبال افرادی شاخص می گشتیم که به دفاع مقدس عطف بزنیم. اما چنین کسانی خیلی راحت کنار ما هستند.» زارعیان معتقد است که:«اگر مردم مدافعان حرم را به دور از حجاب و لایه هایی که ما دور آن ها کشیدیم، ببینند و به آنها نزدیک شوند،‌ آنها را دوست خواهند داشت. ما قصد داریم این دوست داشتن فراگیر شود. من فرد مقدس گرایی نیستم و با تقدس زدایی مخالفم اما باید آشنایی زدایی اتفاق بیفتد.» او شهید حججی را مثال می زند که چقدر به مردم نزدیک می شود و در دل جامعه راه پیدا می کند. مسعود مقتدر را نام می برد که دابسمش هایش همه جا هست. او می گوید:«این افراد از میان مردم بلند شده اند. همسایه و دوست و آشنای هر محله و شهر هستند. برای همین داستان شهیدان برای مردم جذاب است. وظیفه ی من فیلمساز است که بیان سینمایی داشته باشم که چگونه این واقعیت بدون
یک سفارش تلویزیونی بود که محسن اسلام زاده به عنوان تهیه کننده، برای تولید آن، مرا به همکاری دعوت کرد. بودجه ی در نظر گرفته شده، به شدت ضعیف بود. یعنی یک پنجم تولید فیلم مستند معمولی. مابقی هزینه ها را شخصا تقبل نمودم.
حجاب را نشان دهم بدون توهین و انحراف.»

 
مرهم
شرح حال علی شارژی، با صدای پدر در گوش شهر می پیچد و شهروندان در ازدحامی آرام به روزمرگی هایشان می پردازند. پدر پسرش را به شارژ تلفن تشبیه می کند که دلیل تقویت است. همرزمان از او انرژی می گیرند و بغضی گلوگیرشان می شود که با وجود زخمی شدن علی، دست از شوخی بر نمی دارند. ترکش هایی که به بدن علی اصابت کرده قطره های بتادین رویش می نشیند و پدر کمرش را لیوان می اندازد تا دردهای نداشتن پسر را تحمل کند و بتواند گردن و سرش را بالا بگیرد و به آسمان خیره شود.
 
تماشاگر جوان
«انتظارم را برآورده کرد. به عنوان مخاطب عام، آن را می پسندم اما جای تحلیل و بررسی هم دارد که متأسفانه فرصتی برای این بخش وجود نداشت. پرداخت این فیلم از دیدگاه پدر بود و احساسات پدر بیشتر دیده می شد. صلابت رفتار پدر در عملکرد پسر به چشم می خورد. پدر اکتیو بود و در مستند سازی این مهم است که سراغ شخصیتی برویم که خودش را بروز دهد. شخصیت مادر حجب و حیا دارد و جملات کلیشه ای را عنوان می کند. جذابیت حضور پدر بیشتر از مادر بود. پدر علی کاملا خودش را بیرون ریخته بود و آقای زارعیان به خوبی از ویژگی پدر در بالابردن سطح مستند استفاده کرده بود. از لحاظ فرم کار آقای زارعیان را می پسندم و انتظار دارم که از این دست مستندات بیشتر بسازند. کارهای ایشان متفاوت از سایر دوستان مستندساز است.» این تفاسیر، از زبان پسر جوانی است که با دو دوستش به سمت درب خروجی می روند.

دردهای کارگردان
پشت تمامی آثاری که هنرمندان تولید و ارائه می دهند،‌ درد دلهایی است که کمابیش باقی می ماند و هیچگاه درمان ندارد. آقای زارعیان با اینکه از تولیداتی که خودش سفارش می گیرد و به خوبی از پس همه ی آن ها بر می آید خشنود است اما در مورد مستند مرهم اینگونه می گوید:«یک سفارش تلویزیونی بود که محسن اسلام
شخصیت علی شارژی را در پدر و دو تن از همرزمان او پیدا کردم. سخی غلامی در کارگاه تفکیک زباله کار می کند. او سابقه طولانی جبهه دارد. از جنگ های افغانستان و شوروی گرفته تا دفاع مقدس و سوریه. اما سید علی موسوی، تا قبل از همراه شدن با علی شارژی،‌ اعتقادی به رزم و جهاد و دفاع و شهادت نداشته و محض کنجکاوی با علی همراه شده و به فاطمیون می پیوندد.
زاده به عنوان تهیه کننده، برای تولید آن، مرا به همکاری دعوت کرد. بودجه ی در نظر گرفته شده، به شدت ضعیف بود. یعنی یک پنجم تولید فیلم مستند معمولی. مابقی هزینه ها را شخصا تقبل نمودم.» زارعیان نظر نرم تری در مورد موضوع فیلم دارد که:«اولین بار بود که توفیق تولید برای یک شهید را داشتم. همیشه علاقه مند بودم اما می ترسیدم در دام سطحی نگری و شعارزدگی بیفتم. من شش سال است که مستند می سازم، اما دیدم، فیلمی برای کسانی که به جبهه سوریه می رفتند تهیه نشده و حتی با اینکه من برای تولید چنین فیلمی اقدام نمودم، جواب نگرفتم. تا این که اینبار فرصت را غنیمت دانسته و پای هزینه و پیامدهای بعدی آن ماندم و مستند را تولید کردم. خیلی اتفاقی با این شهید آشنا شدم که مجروح وارد ایران می شود و در بیهوشی جان می دهد و شهید حساب نمی شود.»


کار باب دل
جذابیت داستان شهید،‌ برای زارعیان آن نقطه است که، خانواده علی شارژی جاده سیمان ساکن هستند. پدرش جاروفروش است. کارگردان می گوید:«برایم عجیب بود و می توانست سوژه خوبی برای کار باشد. شخصیت علی شارژی را در پدر و دو تن از همرزمان او پیدا کردم. سخی غلامی در کارگاه تفکیک زباله کار می کند. او سابقه طولانی جبهه دارد. از جنگ های افغانستان و شوروی گرفته تا دفاع مقدس و سوریه. اما سید علی موسوی، تا قبل از همراه شدن با علی شارژی،‌ اعتقادی به رزم و جهاد و دفاع و شهادت نداشته و محض کنجکاوی با علی همراه شده و به فاطمیون می پیوندد.» زارعیان معتقد است:«حرف در این مسیر زیاد است و باز هم جای کار دارد. تازه این کار، کار باب دل من نیست. من خیلی بهتر از این باید کار می کردم. بودجه نبود و شرایط من هم جور نبود. من واقفم که سینمای مستند ظرفیت عظیمی دارد و اصلا از این ظرفیت استفاده نمی شود. ما سراغ یک سری فیلم های آنتن پر کن رفتیم و بخش هنری تعطیل شده است. باید از
من واقفم که سینمای مستند ظرفیت عظیمی دارد و اصلا از این ظرفیت استفاده نمی شود. ما سراغ یک سری فیلم های آنتن پر کن رفتیم و بخش هنری تعطیل شده است. باید از این شکل فاصله گرفت. باید به این آدم ها واقعی نگاه کرد. نحوه عملکرد ما فیلمسازان این است که تنبلی نکرده و برای انعکاس این قبیل موضوع ها سینمایی تر پیش برویم.
این شکل فاصله گرفت. باید به این آدم ها واقعی نگاه کرد. نحوه عملکرد ما فیلمسازان این است که تنبلی نکرده و برای انعکاس این قبیل موضوع ها سینمایی تر پیش برویم.»

انجمن فیلمسازان                                     
سیمای مرکز خراسان بانی قصه شد و محسن اسلام زاده تهیه کنندگی کار را به عهده گرفت. او با اینکه در مراسم رونمایی مستند مرهم حضور نداشت اما کارگردان،‌ فروتنانه از او سپاسگزاری نمود. هماهنگی هایی که بچه های مرکز رسانه ای فاطمیون با دو تن از همرزمان شهید خاوری با نام های: آقا سخی غلامی و سید علی موسوی جهت تولید مستند انجام دادند،‌ نادیده گرفته نشد. انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی برگزارکننده مراسم بود. آقای محمدی سرشت، دبیر انجمن، در شرحی کوتاه بر نحوه اکران تولیدات چنین گفت:«اکران آثار اعضاء انجمن هر دو هفته در سینما هویزه انجام می شود که آقای زارعیان نیز عضو این انجمن هستند. هم اکنون 20 تا 30 فیلم ساز، در حال تولید فیلم های مستند و داستانی هستند و هر فیلمی که آماده باشد رونمایی می شود. مبنای حضور فیلم سازان و عضویت در انجمن،  فعالیت مؤثر دوستان فیلم ساز و هنرمند در جبهه فرهنگی و انقلابی است. در کنار این مبنا، رزومه و فیلمسازی و علاقه مندی هم شرط بعدی عضویت می باشد. همچنین کارگروه های آموزشی در زمینه های فیلم نامه، مستند، فیلم داستانی و تهیه کنندگی و تدوین گری وجود دارد. کارهای سفارشی ما در حوزه هایی است که دغدغه و موضوع مشخص دارند. معمولا کارهای سفارشی که انجمن مجری طرح است به صورت گروهی انجام می شود. گروه، فیلم نامه را بررسی می کنند. گروه تهیه کنندگان تشکیل شده و کارگردان و سایر عوامل مانند: تصویربرداران تدوین گران و ... کار را تولید می کنند.»

 

برچسب‌ها: مستند علی شارژی, مدافع حرم, مسعود زارعیان, شهید مقاومت
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مستند «مرهم» روایتی سینمایی از شهید خدابخش خاوری

کارگردان مستند «مرهم» گفت: گاهی انقلاب را محصور می‌کنیم، باید اجازه بدهیم که این فضا بازتر شود و هر کسی که نسبت به شهدای مدافع حرم دغدغه دارد فیلم بسازد.

این مستند که به سفارش مرکز سیمای خراسان رضوی و با همکاری مرکز رسانه‌ای فاطمیون تولید شده است، چهارشنبه گذشته با همکاری مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی در پردیس سینمایی هویزه مشهد رونمایی و اکران شد و از خانواده شهید خاوری توسط انجمن فیلمسازان انقلاب اسلامی خراسان رضوی تجلیل به عمل آمد.

مسعود زارعیان درباره روند تولید این مستند به خبرنگار ما گفت: چند نفر را به ما معرفی کردند، اما چون شناختی روی آن‌ها نداشتم، خودم دنبال سوژه رفتم. از قبل شناختی جزئی از علی شارژی داشتم، اما کم کم تحقیقاتم را درباره این شهید کامل کردم و سراغش رفتم. دیدار کوتاهی با پدرش داشتم و دو تا از همرزمانش را پیدا کردم، با وجود ظرفیت‌های بالای دراماتیکی که این شخصیت و خانواده‌اش داشت به سمت تولید فیلم رفتیم.

 

او افزود: کار در مورد شخصیتی است که حضور ندارد و کار کردن با این موضوع در سینمای مستند خیلی سخت است. درباره این شهدا هم آرشیو قوی و کاملی وجود ندارد، کسانی که آرشیو داشته‌اند معمولاً درباره شان کار ساخته شده است. تصمیم گرفتم که شخصیت علی شارژی را در شخصیت پدر و دو تا از همرزمانش پیدا کنم. به شخصیت پدر و دو همرزمش نزدیک شدم و تا جایی که امکان داشت تلاش کردم روایت متفاوتی داشته باشم.

کارگردان مستند «مرهم» با بیان اینکه تصویربرداری این کار حدود ۶ روز طول کشیده است، خاطرنشان کرد: سعی کردیم برخلاف رویه مرسومی که در تولید چنین آثاری وجود دارد، چهره واقعی از شهید را نشان دهیم و حجاب‌ها را در حد امکان برداریم. سعی کردم که خانواده‌اش را با محوریت پدرش، نشان دهم و زندگی شان را بدون اغراق به تصویر بکشم اینکه آن‌ها هم مثل ما هستند و زندگی هایشان پر از مشکل است بویژه افغانستانی‌ها که مشکلاتشان بیشتر است البته این مشکلات را داد نزدم و شعار ندادم، سعی کردم که تصویر واقعی از آن‌ها نشان دهم.

 

 نباید انقلاب را محصور می‌کنیم

به باور زارعیان، وظیفه مستندسازها این است که بیان سینمایی برای بیان این نکات ارزشمند داشته باشند و این مسائل خیلی ساده بیان شود، اما چون برخی از ما فیلمسازها تنبلی می‌کنیم و بیان سینمایی پیدا نمی‌کنیم هر کسی که آثاری با مضامین شهدای مدافع حرم را می‌بیند، کانال تلویزیون را عوض می‌کند یا استقبال نمی‌کند و می‌گوید که باز هم دارند حرف‌های همیشگی را می‌زنند.
او گفت: ما نباید نسبت به این مسائل مقدس گرایی و تقدس زدایی داشته باشیم بلکه در مواجهه با این سوژه‌ها باید آشنایی زدایی کنیم. من هم تلاش کردم که اثر دلچسبی را بسازم و با استقبال مخاطب و بازخوردها، خستگی از تنم رفت.

کارگردان این مستند با بیان اینکه خوشحالم که فیلم مرهم بهانه‌ای برای قدردانی از خانواده خاوری شد، افزود: گاهی انقلاب را محصور می‌کنیم، باید اجازه بدهیم که این فضا بازتر شود و هر کسی که نسبت به شهدای مدافع حرم دغدغه دارد فیلم بسازد، این سبب توسعه وتعمیق باورهای دینی می‌شود.

وی اظهار داشت: در این ۶ سال خیلی‌ها دوست داشتند که فیلم بسازند ولی این توفیق را پیدا نکردند در حالی که شرایط فیلمسازی باید برای همه فراهم شود.

زارعیان گفت: ما ایرانی‌ها به میهمان نوازی معروفیم، اما میهمان نوازی با جان و دل را از عراقی‌ها باید یاد بگیریم، مشهور به ایستادگی هستیم ولی ایستادگی و مقاومت در غربت را باید از افغانستانی‌ها یاد بگیریم. خانواده خاوری به ما درس ایستادگی و مقاومت می‌دهند. در این روزها که به دنبال اسطوره می‌گردیم و به دوران دفاع مقدس رجوع می‌کنیم، خوب است بدانیم که در کنار ما، شهدایی هستند که بسیار ملموس و دست یافتنی‌اند.

او تأکید کرد: اگر مردم مدافعان حرم را به دور از حجاب و لایه هایی که دورشان کشیدیم، ببینند دوستشان خواهند داشت و این فرهنگ فراگیرتر می‌شد. موافق با مقدس گرایی و تقدس زدایی نیستم، اما باید آشنازدایی اتفاق بیفتد. این اتفاق درباره شهید حججی افتاد و دیدیم که این شهید جوان چقدر در دل مردم جا باز کرد چون مردم احساس کردند که او از جنس خودشان است، در همسایگی و اطراف خودشان است ولی گاهی ما حجاب‌ها را ایجاد می‌کنیم و درست روایت نمی‌کنیم. وظیفه من فیلمساز این است که بیان سینمایی پیدا کنم و واقعیت‌ها را بیان کنم، همه تلاش من این بود که به زندگی این عزیزان نزدیک شوم.

 

 با غیرت دینی پا در میدان نبرد گذاشت

حجت الاسلام حجت گنابادی‌نژاد، رئیس سازمان فرهنگی آستان قدس رضوی نیز در سخنانی گفت: امروز دُری در عصر ما هست که آن دُر ارزشمند محبت و ارادت به اهل بیت (ع) است و در فرصت انقلاب اسلامی با دستان امام و امروز با درایت رهبری در دنیا در حال انعکاس است یکی از دُرها، سرمایه عظیم ارادت به اهل بیت عصت و طهارت در بین افغانستانی‌هاست.

 

او افزود: علی شارژی فرمانده لشکر زرهی فاطمیون بود که قهرمانی و دلاوری هایش، فتوحات و پیروزی‌های بسیاری را سوریه در پی داشت. حاج حیدر تعریف می‌کرد، در کلاسی که برای آموزش و معرفی تانک‌های زرهی برگزار شده بود، مدرس داشت از ضرورت تأمین نیرو برای هدایت تانک سخن می‌گفت که در بین جلسه، ابوحامد تقویمش را بست و خواست که برود، به او گفتیم کجا می‌روید؟ موضوع جلسه شما هستید. قرار بود اولین دوره آموزشی را برای فاطمیون برگزار کنیم، گفت که به تعداد انگشتان دست در فاطمیون دیپلم نداریم چه برسد به فوق دیپلم، گفت متخصص تانک نمی‌خواهیم، کسی را می‌خواهیم که بتواند تانک را راه ببرد. مدرس دوره گفت که این آموزش با توجه به سطح سواد نیروها، امکان اجرا ندارد. چند روز از آموزش تانک در سوریه گذشت و مدرس دانشکده زرهی، پیش ما آمد و گفت من آمدم سه تا استغفار کنم، اول از خدا بعد از نیروهای فاطمیون و بعد هم از فرماندهان، آموزش‌ها در لشکر فاطمیون شروع شده و میزان پیشرفت باورنکردنی است.

وی با بیان اینکه فتوحات علی شارژی، روایتگری دیگری می‌طلبد، خاطرنشان کرد: این شخصیت زرهی را کنار شجاعت، شجاعت را کنار پیشگامی، پیشگامی را کنار تحولات و رشدهای روحی داشت. علی شارژی از کارگزارهای پشت میزی، بیرون نمی‌آمد و شاید او را از گزینش رد می‌کردیم و حتی به پایگاه بسیج هم راه نمی‌دادیم، اما او با لباس جهاد و غیرت دینی و حمیت شیعی، پا در میدان نبرد گذاشت و موفقیت‌های رزمی را با موفقیت‌های روحی در هم آمیخت.

گنابادی نژاد با بیان خاطره‌ای درباره این فرمانده لشکر فاطمیون گفت: کسانی که گفتند افغانی‌ها برای پول و گرفتن اقامت به سوریه رفتند، این را بشنوند و خجالت بکشند. علی شارژی در بیمارستان بود با حاج حیدر به ملاقاتش رفتیم. علی به خاطر شدت جراحات، پایش سیاه شده بود و دکتر معالجش توضیح داد که امیدی به برگشت پایش نداریم و باید از بالای زانو قطع شود. با وجود این شرایط، روحیه‌اش بسیار خوب بود. آخرین جمله‌ای که به حاج حیدر گفت این بود که اگر پایم را قطع کنند، چطور به منطقه بیایم، شماها برای آموزش ما خرج کردید و زحمت کشیدید، ما باید کاری برای جبهه اسلام و رزمنده‌ها انجام دهیم. دور روز بعدش هم به درجه شهادت نایل آمد.

پدر شهید علی خاوری هم در پایان این مراسم گفت: یقین داشته باشید که هیچ کس در این دنیا نمی‌ماند. پسرم گفت کدام مرگ بهتر است، گفتم شهادت در راه اباعبدالله الحسین(ع)، مرگ آبرومند است. اگر امام حسین(ع) شهید نمی‌شد امروز آثاری از اسلام نمی‌ماند. تا می‌توانید از خدا غافل نباشید، دنیا فانی است.

 

لینک خبر در روزنامه قدس

به قلم زهره کهندل


برچسب‌ها: مستند علی شارژی, مدافعان حرم, مسعود زارعیان, سینما مارکت
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷ساعت   توسط مسعود زارعیان  |