سیاسفید

زندگی به سبک طلبه تودی - گفتگو با روزنامه همشهری

همشهری دو - آزاده باقری:
«طلبه تودی، نگاهی است از نزدیک به زندگی روحانیت» این جمله توضیح کوتاهی از یک صفحه در اینستاگرام است که توسط یک روحانی ۳۱ساله راه‌اندازی شده و مدیریت می‌شود؛
 

صفحه‌اي كه يك سال از عمر آن مي‌گذرد و تا امروز حدود 400عكس و نزديك به 16هزار دنبال‌كننده دارد و با اين حساب جزو پرطرفدارترين صفحات اين شبكه اجتماعي است، به‌طوري كه روزانه هزاران نفر از اين صفحه بازديد مي‌كنند و نظرات خود را درباره آن مي‌نويسند. مسعود زارعيان، طلبه جواني است كه در مشهد با همان هدف يك خطي كه در بالا خوانديد كليد شروع اين صفحه را روشن كرده و تا امروز هم همچنان به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. زارعيان در تلاش است تا با دادن اطلاعات صحيح درباره زندگي طلبگي، راه قضاوت را براي مخاطبان هموار كند. او عكس‌هايي متفاوت در حالت‌هاي مختلف زندگي روزمره روحانيان را بازنشر مي‌كند كه ممكن است براي خيلي از كساني كه از نزديك با روحانيان و طلبه‌ها برخورد نداشته‌اند جالب و تعجب‌انگيز باشد. مثلا فوتبال و واليبال‌بازي‌كردن، گردش و تفريح، خريد‌كردن، مرتب‌كردن وسايل، شست‌وشوي لباس و ظرف، ماهيگيري روحانيان‌و... ازجمله تصاويري هستند كه شما مي‌توانيد در اين صفحه مشاهده كنيد. خيلي‌ها فكر نمي‌كردند صفحه‌اي كه درباره زندگي روحانيون باشد تا اين حد مورد استقبال مردم قرار بگيرد. با مسعود زارعيان كه طلبه حوزه علميه است و در مقطع كارشناسي‌ارشد تهيه‌كنندگي سينما گرايش مستندسازي تحصيل مي‌كند دقايقي به صحبت نشستيم تا درباره آنچه باعث شد اين صفحه متفاوت را در دنيايي مجازي مانند اينستاگرام كه پر است از صفحات جورواجور و مختلف راه بيندازد توضيح بدهد و درنهايت به پاسخ‌هاي جالب و متفاوتي رسيديم كه شما هم مي‌توانيد بخوانيد.

  • آقاي زارعيان! در حال حاضر شما صفحه‌اي در اينستاگرام راه‌اندازي كرده‌ايد كه نزديك به 16هزار دنبال‌كننده دارد. چطور به اين فكر افتاديد كه چنين صفحه‌اي راه بيندازيد؟

من 2سال است در اينستاگرام صفحه شخصي دارم. ١٢فروردين ‌ماه بود كه در كنار صفحه شخصي خودم، صفحه طلبه تودي را راه‌اندازي كردم. البته ايده اصلي آن را از سال ٨٨ در ذهن داشتم و حتي فراخوان عكس با موضوع روحانيت را براي نخستين‌بار به‌صورت كشوري ارائه دادم و در آن خواستم تا روحانيت سوژه عكاسي باشد. استقبال خوبي هم شد و از سراسر ايران عكس‌هاي زيادي با همين موضوع ارسال كردند. من آن زمان دبير و طراح اين برنامه در دفتر تبليغات اسلامي بودم.

  • بعد از استقبال مردم متوجه شديد كه مي‌توانيد در دنياي مجازي همچنان اين ايده را دنبال كنيد؟

بله و علت اصلي اين بود كه مي‌دانستم تا حدودي اطلاعات درستي از صنف روحانيت در دست مردم و عموم جامعه وجود ندارد و همين امر موجب مي‌شود قضاوت‌هاي نابجا صورت بگيرد. الان هم شاهد هستيم برخي از مردم اطلاعات درستي از زندگي روحانيت ندارند و گاهي همين بي‌اطلاعي موجب مي‌شود تا ناداوري و قضاوت‌هاي عجولانه صورت گيرد و از سوي ديگر اطلاعات غلط موجب مي‌شود وجهه روحانيت در برخي مواقع تخريب شود. من خودم طلبه هستم و سال‌ها تجربه طلبگي دارم، به همين منظور مي‌خواستم چهره واقعي زندگي روحانيت را به مردم نشان دهم. با اين كار ديگر قضاوت با مردم است چون به هر حال روحانيون بخشي از افراد جامعه را تشكيل مي‌دهند، زندگي مي‌كنند و طبيعتا اكثرا اين قشر از جامعه را ديده و مي‌شناسيم. اما به‌نظر من بهتر است يكسري اطلاعات ريز از جزئيات زندگي اين قشر تأثيرگذار در جامعه داشته باشيم چون ما از بدو تولد تا لحظه كفن و دفن با روحانيون به‌عنوان كارشناسان ديني و جانشينان پيامبران برخورد داريم بنابراين لازم است اطلاعات درستي از روحانيت بين مردم منتشر شود و نقش روحانيت مانند قبل كه خيلي پررنگ بوده و البته الان هم هست، حفظ شود.

  • زماني كه تصميم گرفتيد در اينستاگرام چنين صفحه‌اي راه بيندازيد چقدر احتمال مي‌داديد مورد استقبال مردم قرار بگيرد و موفق باشد؟

مطمئن بودم كه از سوي روحانيون و قشر مذهبي جامعه مورد استقبال قرار خواهد گرفت. از طرف ديگر همان ابتداي كار، صفحه را به شكل دوزبانه مديريت كردم تا غيرايراني‌ها، هم بتوانند از اين صفحه استفاده كنند چون مي‌دانستم خارج از ايران سؤالات بيشتري درباره زندگي روحانيون پيش مي‌آيد. اين نكته را بايد بگويم كه اصلي‌ترين دغدغه من، دغدغه رهبري بود و نامه ايشان به جوانان غرب و آمريكا روي هدف من بسيار تأثيرگذار بود. هميشه دنبال فضايي بودم تا لبيكي به نامه رهبري باشد. وقتي از روحانيت اطلاعات درست بدهيم طبيعتا به ارزش‌هاي ديني دامن مي‌زنيم و اطلاعاتي از دين را به شكل صحيح به جهان مخابره مي‌كنيم. فكر مي‌كنم به‌طور نسبي دوسوم مخاطباني كه دارم را پيش‌بيني مي‌كردم اما اين تعداد مخاطب كه مردم عادي را در برمي‌گيرد هيچ‌وقت تصور نمي‌كردم به صفحه من ورود پيدا كنند.

  • واكنش روحانيوني كه اطراف شما بودند بعد از راه‌اندازي طلبه تودي چطور بود؟ آيا منتقدي بين آنها وجود داشت كه به شما بگويد تصميم‌تان براي ورود به شبكه‌هاي مجازي اشتباه است؟

حدود 9٠-8٠ درصد طلبه‌هايي كه با آنها ارتباط دارم راه‌‌اندازي اين صفحه را تأييد كردند. حتي در برخي موارد به من كمك كردند و مشورت‌هاي خوبي هم به من دادند. عمده نگاه‌ها مثبت بود. اما چون من مي‌خواستم در اين صفحه بدون قضاوت كار كنم يك جاهايي مخالفت‌هايي نيز صورت مي‌گرفت؛ مثلا مي‌گفتند فلان عكس را بردار چون از اين عكس سوءاستفاده‌هايي هم مي‌شود. اما من اعتقادم اين است كه فلان عكس انداخته شده و چون فرم درستي دارد قطعا ديده خواهدشد. پس چه بهتر است اين عكس در صفحه ما كار شود و با كپشني كه در ذيل آن قرار مي‌گيرد سمت و سوي درست پيدا كند. همين اتفاق موجب خواهد شد به درستي درباره آن تصوير قضاوت شود نه اينكه غرض‌ورزي در آن رخ دهد. عكس‌ها ثبت مي‌شوند و يك اتفاق واقعي در جامعه هستند. پس بايد اجازه داد همه، آنها را ببينند. چرا بايد چنين عكسي را مخفي كنيم؟ مثلا روحاني‌هايي كه سوار تله‌سي‌يژ شدند، آنها هم مانند تمام بنده‌هاي خدا در آن محيط پياده‌روي كرده و در مسير برگشت مانند بقيه از تله‌سي‌يژ استفاده كرده‌اند و يك نفر هم اين اتفاق را ثبت كرده. اگر چنين عكسي را من منتشر نكنم آيا نفر ديگري از اين عكس استفاده نمي‌كند؟ يا در تصويري يك روحاني ماهيگيري مي‌كند. يكي از مخاطب‌ها انتقاد كرد كه چرا يك روحاني بايد ماهي بگيرد؟ و نگاهش با گرايش حمايت از حيوانات بود. يا تصويري كه يك روحاني از كنار فردي رد مي‌شود كه در حال نواختن موسيقي است و همين اتفاق موجب بحث‌ها و اظهارنظرهاي مختلف مي‌شود. اين خودش فضاي گفت‌وگو ايجاد مي‌كند كه به‌نظر من خيلي هم خوب است. با تمام اين تفاسير من بر رسالت اصلي صفحه پافشاري كردم و خدا را شكر در مجموع، همه حوزويان با گرايش‌ها و نگاه‌هاي متفاوت با صفحه همراه شدند. اين صفحه به‌عنوان صفحه‌اي است كه به شكل معتدل به چهره روحانيت نگاه مي‌كند و خيلي‌ها ما را پذيرفتند.

  • چه تعداد از عكس‌هايي كه در اين صفحه منتشر مي‌كنيد را خودتان انداخته‌ايد و چه تعداد‌شان ارسالي هستند؟

چون خودم عكاسي مي‌كنم و با عكاسان زيادي در ارتباطم سعي كردم عكس‌هايي را انتخاب كنم كه ترجيحا با موبايل ثبت شده و فرم درستي هم داشته باشند. اصلا هم مهم نيست عكاس كيست، مهم آن اثر عكاسي شده است. نگاه و سوژه متفاوت را هم كار مي‌كنيم. درصد كمي از عكس‌ها، كار خودم است ازجمله تصويري كه يك روحاني عبايش را روي خانومش انداخته و در مشهد در حال زيارت هستند. همين تصوير در فضاي مجازي چندين‌بار منتشر شد. مردم و عكاسان مختلف عكس‌ها را مي‌فرستند يا معرفي مي‌كنند. در نهايت، با رضايت عكاس اجازه انتشار را به‌دست مي‌آوريم.

  • آنطور كه در صحبت‌هاي شما در فضاهاي مختلف متوجه شده‌ايم مثل اينكه شما تنها روحاني در خانواده‌تان هستيد. آيا چنين اتفاقي موجب نشده كه شما به زندگي طلبه‌ها و روحانيون كنجكاو شويد و چنين صفحه‌اي راه بيندازيد؟

من بعد از آنكه به‌مدت 4-3سال در حوزه طلبگي كردم به مرحله‌اي رسيدم كه مي‌توانستم گرايش‌هاي تبليغي‌ام را مشخص كنم. من هم به سراغ هنر، تصوير و سينما رفتم. به سراغ همان علاقه‌اي رفتم كه قبل از طلبگي‌ام هم داشتم. در حال حاضر نيز فيلمسازي و مستندسازي مي‌كنم. اين علاقه و هنر، عامل اصلي‌اي بود كه به زندگي روحانيون به اين سبك بپردازم چون كاملا از سر يك اتفاق و دغدغه به سراغ طلبگي آمدم و هميشه ماهيت اين قضيه براي من جاي سؤال داشته و برايم مهم بوده. البته اين هدف را يك رسالت مي‌دانستم چون احساس كردم فقط مجتهدشدن و درس خواندن كمك به حوزه علميه نيست. گاهي اوقات بايد زمينه فعاليت طلبه‌ها را فراهم كنيم. اين كار، زمينه و بستر تبليغ روحانيت از يك زاويه را فراهم مي‌كند. من خودم هم فكر نمي‌كردم طلبه شوم اما يك اتفاق موجب شد به اين سمت گرايش پيدا كنم. شايد اين صفحه نيز براي يكسري يك اتفاق باشد تا به اين سمت گرايش پيدا كنند.

  • مخاطبان صفحه شما را مي‌توان به 3دسته تقسيم كرد؛ يك‌دسته از آنها موافق صفحه شما هستند، يك دسته مخالف و دسته ديگر مخالفان يا كساني كه تا قبل از مشاهده صفحه شما هيچ گرايشي به سمت روحانيت و طلبگي نداشتند اما با ديدن اين صفحه به اين قشر از جامعه گرايش پيدا كرده‌اند. كمي درباره اين 3دسته از مخاطبانتان توضيح بدهيد.

در ابتدا بايد بگويم چون قضاوتي در كار نبوده منتقدان خيلي در اقليت هستند. قرار نيست كار حزبي، سياسي و كاري كه سود و منفعت مالي و معنوي در آن وجود داشته باشد در اين صفحه صورت بگيرد. كاملا مشخص است اين صفحه مي‌خواهد با مخاطب‌هايش ارتباط برقرار كند و يكسري اطلاعات ارائه دهد. در شروع كار صفحه، منتقدها زياد بودند اما به مرور كه مشخص شد اهداف اين صفحه چيست ديگر از شدت مخالفت‌هايشان كاستند. دسته همراه هم كه طبيعي است وجود داشته باشد؛ اما آن دسته كه نگاه‌شان تغيير كرده نيز قابل‌توجه هستند. حتي از اهل سنت هم مخاطب ما بوده كه به ما گفته بود مي‌خواهد شيعه شود و گفته از صفحه ما استفاده مي‌كند. همين اتفاقات براي ما كافي است تا به كارمان اميدوار باشيم. برنامه‌اي كه بي‌بي سي در شبكه‌اش كار كرد موجب شد يك‌شبه ٢هزار دنبال‌كننده به‌دنبال كننده‌هاي صفحه اضافه شود. بي‌بي‌سي گفت ما فكر نمي‌كرديم روحانيون در شبكه‌هاي اجتماعي حضور موفق داشته باشند. اين خودش يك موفقيت بزرگ است. راشا تودي هم صفحه را در شبكه خبري‌اش معرفي كرده و نشان مي‌دهد ما به نتيجه مطلوب رسيده‌ايم، درحالي‌كه خودم از دوزبانه كار كردن مايوس شده بودم. تبليغاتي هم به‌صورت داخلي و خارجي نداشتيم. با وجود اين دلگرم بودم اين صفحه روزي مخاطب خودش را پيدا كند كه الان اين اتفاق افتاده است.

  • تصميم داريد در آينده فعاليت‌هاي خود را چگونه ادامه بدهيد؟

اميدوارم شرايط به‌گونه‌اي مساعد شود تا بار ديگر فراخوان عكس موبايلي با همين موضوع را به راه بيندازم. چند ‌ماه بعد از روزي كه اين كار را شروع كردم صفحات ديگري با همين موضوع راه‌اندازي شد كه به‌نظرم اگر فقط ادعاي نخستين صفحه را نكنند كار خوبي است و مردم هم استقبال مي‌كنند. از اين بابت خوشحال هستم كه توانستم با اين كار جريان‌سازي‌ كنم. راه‌اندازي يك سايت به نام طلبه تودي را هم درنظر دارم كه اميدوارم بتوانم به آن جامه عمل بپوشانم.

 
 

برچسب‌ها: طلبه تودی, اینستاگرام, مسعود زارعیان, طلبگی
+ نوشته شده در  شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

صفحه‌ی پرطرفدار «طلبه تودی» در اینستاگرام متعلق به کیست؟

 مرد جوانی که مثل فوتبالیست‌های حرفه‌ای مشغول فوتبال بازی کردن با بچه‌هاست، مرد میانسالی که در شلوغی مترو کتاب می‌خواند، ورزشکارانی که پس از کوهنوردی تله‌سیژ سوار شده و در حال پایین آمدن از ارتفاع هستند، مردی که جاروبرقی به دست مشغول تمیز کردن خانه است و... همه شما این تصاویر را بارها در زندگی روزمره دیده‌اید، تصاویری تکراری که شاید خیلی هم برای شما جالب نباشند. اما اگر به شما بگوییم همه این آدم‌ها ملبس به لباس روحانیت هستند چطور؟ مطمئنیم حالا نظرتان را تغییر داده‌اید و دوست دارید اطلاعات بیشتری از روحانیونی که در قاب این عکس‌ها به تصویر کشیده شده‌اند به دست بیاورید؛ اطلاعاتی که به شما کمک می‌کند قضاوتی واقعی درباره زندگی آنها داشته باشید. این شاید دلیل اصلی موفقیت صفحه «طلبه تودی» در اینستاگرام است.

صفحه‌ای که نتیجه تلاش‌های یک روحانی است؛‌ مسعود زارعیان. برای ملاقات با این روحانی جوان باید 897 کیلومتر راه را طی کنیم و خودمان را از تهران به مشهد برسانیم؛ به پایتخت معنوی کشورمان و روبه‌روی مردی بنشینیم که دوست دارد نگاه مردم عادی را به خودش و هم لباس‌هایش تغییر بدهد. مستندساز 31 ساله‌ای که مشغول تحصیل در سطح چهار درس خارج حوزه علمیه است و کارشناسی ارشد تهیه‌کنندگی سیما هم دارد.

اینستاگرام پر از صفحه‌های مختلف با تصاویر متفاوت است. شما چطور بین این همه تصویر و ایده به فکر راه‌اندازی صفحه طلبه تودی افتادید؟

ایده این کار یعنی عکس‌هایی که روحانیون در آن محوریت داشته باشند سال 88 در ذهن من شکل گرفت. آن موقع من رئیس اداره هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی بودم و برای اولین بار طرحی اجرا کردم با عنوان فراخوان عکس با موضوع روحانیت. جشنواره‌ای کشوری که به جمع‌آوری عکس‌های مختلف عکاسان کشورمان پرداخت و اتفاقا بازخوردهای زیادی هم داشت. این درحقیقت استارت اولیه کار بود.

«طلبه تودی» در اینستاگرام

 

اصلا چرا عکس از روحانیون؟

چون من خودم هم یک طلبه هستم و همیشه دیده‌ام مردم عادی قضاوت درستی از زندگی من و بقیه دوستانم ندارند. درحقیقت قضاوت بیشتر مردم، بدون علم و آگاهی و اطلاع از زندگی واقعی و روزمره روحانیون است. این بی‌اطلاعی باعث می‌شود تصورات غلطی ازآنها به وجود بیاید. نکته جالب اینجاست که سوال‌های مشترک زیادی هم در موقعیت‌های مختلف از همه ما پرسیده می‌شود. مردم واقعا نمی‌دانند طلبه‌ها کی معمم می‌شوند، معیشت‌شان از کجا تامین می‌شود، اصلا چه چیزی می‌خورند، چه چیزی می‌پوشند، با همسرانشان چطور رفتار می‌کنند و به فرزندانشان چطور محبت می‌کنند. اینها را مردم عادی از من بارها پرسیده‌اند‌. حتی موقعی که می‌خواستم خواستگاری بروم، مادرم به خاطر بی‌اطلاعی خانواده مقابل، باید آنها را توجیه می‌کرد؛ پسرم این شرایط را دارد، ‌طلبه است، درس می‌خواند، ‌درآمدش این شکلی است و... از همان موقع این ایده در ذهن من شکل گرفت تا جایی که می‌توانم به این علامت سوال‌ها جواب بدهم.

طلبه تودی کی متولد شد؟

سال گذشته همزمان با ایام ورود امام (ره) یعنی حوالی 12 بهمن بود که من این ایده را در اینستاگرام عملی کردم، با این هدف که عکس‌هایی را که خود مردم از زندگی معمولی و روزمره روحانیون گرفته‌اند در فضای مجازی به اشتراک بگذاریم؛ البته با این رویکرد که همه این عکس‌ها نگاه اجتماعی داشته باشند، نه نگاه‌های دیگر.

عکس‌ها برای به اشتراک گذاشته شدن در صفحه شما باید ویژگی خاصی داشته باشند؟

ترجیحا سعی می‌کنیم عکس‌هایی کمتر دیده شده از روحانیت را به اشتراک بگذاریم. این عکس‌ها بهتر است با تلفن همراه گرفته شود، فرم خوبی داشته باشد و مهم‌‌تر از همه به زندگی اجتماعی روحانیون بدون قضاوت بپردازد. از منظر اجتماعی واقعا هدف این بوده از تمام زوایا به زندگی این قشر نگاه کنیم؛ چرا که معتقدم اگر بخواهیم روحانیون را به شکل ملائکه بدون گناه و اشتباه نشان بدهیم باعث می‌شویم برای مردم یک ذره غیرواقعی جلوه کنند، درحالی که روحانی‌ها هم یک شهروند عادی هستند.

مخاطبان چطور با این ایده ارتباط برقرار کردند؟

از آنجا که سمت و سویی به صفحه ندادیم و سعی کردیم خود مخاطب برای ارتباط برقرار کردن انگیزه پیدا کند، خوشبختانه استقبال خوبی هم از این ایده شد.

خودتان هم عکاسی می‌کنید؟

بله. سعی می‌کنم این نگاه اجتماعی به زندگی روحانیون را من هم در عکس‌هایم به تصویر بکشم؛ مثلا در یکی از عکس‌هایی که در این صفحه به اشتراک گذاشتم و اتفاقا جزو عکس‌هایی است که زیاد هم تایید و پسندیده شده (لایک زیادی خورده است) طلبه‌ای را همراه همسرش در حرم امام‌رضا(ع) نشان داده‌ام که کنار هم نشسته‌اند و چون هوا سرد است، این طلبه عبای خودش را روی سر همسرش کشیده است. مردم از این عکس استقبال زیادی کردند. ‌فکر می‌کنم این یکی از راه‌های تعامل بین جامعه روحانیت و مردم است.

قبل از راه‌اندازی این صفحه با اینستاگرام آشنا بودید؟

بله، صفحه شخصی من یک صفحه دیگر است و مدت زیادی است در آن حضور دارم. اما وقتی طلبه تودی را راه انداختم واقعا به این فکر می‌کردم قضاوتی درست از زندگی روحانیون در مخاطبان به وجود بیاورم. به خاطر همین سعی کردیم این صفحه را به دو زبان حفظ کنیم تا مخاطب مان محدود به فارسی زبانان نباشد و مردم تمام دنیا با سبک زندگی طلبه‌ها و روحانی‌ها آشنا شوند.

سبک زندگی طلبه‌ها چطور است؟

چون ما به عنوان کارشناسان دین در جامعه مطرح هستیم، سبک زندگی ما هم منطبق با باید‌ها، نباید‌ها و ایدئولوژی دینی و الهی است. یعنی تمام واجبات، محرمات، مکروهات و مستحباتی که باید در موقعیت‌های مختلف رعایت کنیم سبک زندگی ما را می‌سازند. سبک زندگی طلبه یعنی دنبال کردن زندگی ساده اولیای خدا و اهل بیت . زندگی ساده‌ای که در آن فردخودش را وقف خدمت به مردم کرده است و در این راه باید مفاهیم الهی و باید و نباید‌های دینی را از منابع مختلف استخراج کند و به دست مردم برساند. بهتر است این طور بگویم که سیره زندگی اهل بیت، سیره زندگی طلبه‌ها را هم می‌سازد. این البته یک تعریف کلی و جامع است و هر طلبه برای خودش وظایفی دارد که به زندگی‌اش جهت می‌دهد. درواقع این سبک زندگی ساده یک تراز است و شاید خیلی‌ها با این تراز فاصله داشته باشند.

شما چطور سراغ این سبک زندگی رفتید و طلبه شدید؟

برای من انتخاب این مسیر یک اتفاق بود که شاید هیچ‌کس باورش نمی‌شد مسعود این راه را انتخاب بکند. چون در خانواده ما کسی طلبه نبود. در آشنایان و دوستان هم چنین کسی وجود نداشت. اما من یک روز وقتی اواسط دوره پیش دانشگاهی بودم احساس کردم باید به جوان‌ها و هم سن و سال‌هایم که در معرض انحرافات اخلاقی و... هستند، کمک کنم. من آن انحرافات را می‌دیدم. می‌دیدم بچه‌ها وقتی از مدرسه بیرون می‌آیند سراغ چه کارهایی می‌روند. با خودم فکر کردم چطور می‌توانم به اینها کمک کنم و خوشبختانه دوست عزیزی سرراه من قرار گرفت و راهنمایی‌ام کرد و گفت اگر واقعا می‌خواهی کاری بکنی که هم اتفاق خاصی در زندگی خودت بیفتد و هم به زندگی بقیه کمک کنی، راه امام زمان(عج) را در پیش بگیر.

و همان موقع تصمیم گرفتید طلبه بشوید؟

بله. آن موقع اواسط دوره پیش دانشگاهی بودم که همه چیز را رها کردم و رفتم سراغ طلبگی و البته تصمیم سختی هم بود چون با سبک زندگی من در آن 18 سال تفاوت داشت و معتقدم یکی از درست‌ترین تصمیم‌هایی بوده که در عمرم گرفته‌ام. به‌خصوص از پایان سطح دو تحصیلات حوزوی که تبلیغ را شروع کردم. همان موقع از خودم پرسیدم بهترین راه تبلیغ در جامعه امروز چیست و به کلام حضرت آقا رسیدم که فرموده‌اند: ابزارهای هنری، بی‌شک رساترین، بلیغ‌ترین و کاری‌ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است. بعد دیدم از هنرهای هفتگانه، سینما اثرگذاری و ماندگاری زیادی دارد. از همان موقع سعی کردم سینما را دنبال کنم و فیلم‌های مستند زیادی هم ساخته‌ام.

چرا برای رساندن پیام‌تان سراغ تصویر رفتید؟

چون معتقدم تصویر، زبان امروز جامعه بشری است. من هم انسانی هستم که باید به روز زندگی کنم، چون می‌خواهم با مردم امروز صحبت کنم. مخاطب من مردم دیروز و فردا که نیستند. گرچه با زبان تصویر حتی می‌توانیم با آیندگان هم صحبت کنیم.

پس مثل بقیه جوان‌های همسن و سالتان کاملا از ابزارهای جدید تکنولوژی استفاده می‌کنید و به روز هستید؟

بله. این به روز بودن، جزو باید‌های جامعه امروز ماست. الان اگر بپرسیم آیا ماشین خوب است یا نه، کاملا غلط است. چون این سوال، سوال صد سال پیش بوده که هنوز کارکردهای ماشین برای مردم مشخص نشده بود. درحال حاضر برای این که از مردم جامعه امروز عقب نمانیم باید از امکانات استفاده کنیم. بگذارید این طور بگویم که منِ روحانی اگر علامه دهر هم باشم اگر به مردم دسترسی نداشته باشم چطور می‌توانم آنها را آگاه کنم. برای ارتباط بهتر، من باید مخاطبم را بشناسم. البته این به آن معنا نیست که ما ابزار زده بشویم. باید ابزارها را هم بشناسیم، تهدیدها و فرصت‌های ابزارها و تکنولوژی‌های عصر جدید را بشناسیم و از آنها درست استفاده کنیم و همه چیز در حد اعتدال باشد.


برچسب‌ها: طلبه تودی, اینستاگرام, مسعود زارعیان, طلبگی
+ نوشته شده در  شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

روحانیونی که هرگز ندیده اید / رونمایی از صفحه اینستاگرامی طلبه تودی +عکس

طلبه تودی؛ این نام یکی از صفحه های اینستاگرامی است؛ صفحه ای که با بیش از هشت هزار فالوور یکی از پربیننده ترین صفحات اینستاگرام است. عکس بازی فوتبال یک روحانی با چند کودک، هر مخاطبی را وادار می کند برای یک بار هم شده نگاهی به عکس های طلبه تودی بیندازد.

و البته جذابیت های عکس های دیگر مجبورش می کند وقت بیشتری را برای این صفحه بگذارد. روحانیونی کنار سفره غذا، روحانی بچه به بغل، در حال جارو کشیدن، روحانیونی سوار بر تاکسی، در حال خریدن عطر یا تماشای بازی فوتبال و فوتسال و ...

اینها عکس هایی هستند که تصویرهای متفاوتی از زندگی روحانیون را نشان می دهند. مسعود زارعیان ادمین این صفحه است، کسی که خودش ملبس به لباس روحانیت است. تحصیلات حوزوی را تا سطح «خارج فقه اصول» خوانده و در کنار آن، تحصیلات سینمایی هم دارد.
 

روحانیونی که هرگز ندیده اید 

چه شد که این صفحه را در اینستاگرام راه انداختید؛ برای پاک کردن ذهنیت منفی که بعضی ها درباره زندگی روحانیت دارند یا فقط منظورتان نشان دادن زندگی عادی آنها بود؟

- سال 1387 رییس هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی بودم. یک سال بعد جشنواره عکس روحانیت را طراحی کردم. جشنواره در سطح کشوری برگزار شد و بیش از دو هزار عکس در آن شرکت کردند. این اولین بار بعد از انقلاب بود که روحانیون سوژه عکاسی می شدند. من خودم مستندساز و عضو انجمن مستندسازان سینمای ایران هستم. می دانم که هنر، زبان همه فهم و تاثیرگذاری است. معمولا رسانه ها وارد حوزه های علمیه و زندگی طلبگی نمی شوند، به خاطر همین مردم از زندگی آنها بی خبرند.

روحانیون تنها کسانی هستند که در مذهب شیعه از لحظه تولد تا مرگ با انسان هستند و حضور اجتماعی فراگیری دارند، به همین دلیل لازم است به این حضور توجه شود.

بی اطلاعی از زندگی آنها باعث می شود تصورات غلطی درباره آنها شکل بگیرد. کسی نمی داند درآمدآنها از کجاست، از کجا نان می خورند، مدارک تحصیلی شان چطور بالا می رود، چه می شود که یک روحانی می تواند وارد سیاست شود و یکی دیگر نمی تواند، رابطه شان با خانواده هایشان چطور است و ... به نظر من این ضعف است. کسانی که فعالیت دینی می کنند، خواه ناخواه از تظاهرات اجتماعی و خودنمایی (به معنای نشان دادن زوایای زندگی خودشان) دور می مانند ولی این دلیل نمی شود که مردم اطلاعی از نحوه زندگی آنها نداشته باشند. به همین دلیل است که هر روز می شنویم می گویند شیر نفت توی جیب روحانیت است و الگانس سوار می شوند و ...



روحانیونی که هرگز ندیده اید 

این تغییر نگاه از خیلی وقت پیش شروع شده، با ساخت چند فیلم که تصویر دیگری از روحانیون نشان می دهد.

- بله، ولی تلاش آنها هم ناقص است و می خواهند نگاه عموم را تصحیح کنند. در این فیلم ها روحانی موتور سوار می شود یا کار می کند، خب کار کند و سوار شود، اینها عادی است، خیلی مهم نیست. ما صفحه اینستاگرام را با نگاه بی طرفی راه انداخته ایم و از موبایل های مردم کمک گرفتیم تا زندگی عادی طلاب و روحانیون را نشان بدهیم. طلبه تودی می خواهد بگوید نزدیک شدن به روحانیت کار سختی نیست. آنها هم مثل همه کسانی هستند که در این جامعه زندگی می کنند و سلایق و سطوح مختلفی دارند و با یک معیار نمی شود همه را قضاوت کرد.

خود روحانیون با این کار شما مشکلی ندارند؟

- بیش از نود درصد روحانیون همراه این صفحه هستند و نگاه مثبتی به آن دارند اما یک عده انتقاد و تهدید کرده اند. می گویند نگاه بدی را ترویج می کنی... هم مردم و هم روحانیون بین این منتقدین هستند. دوستان ما فقط یک عکس را می بینند و پازل بزرگی را که طراحی شده نمی بینند. نمی شود فقط عکس مثبت منتشر کرد. نگاه من منفی نیست. برداشت ها منفی است و این مشکل آنهاست.



روحانیونی که هرگز ندیده اید
 

توضیحاتی که برای عکس ها می نویسید دو زبانه است، مخاطب خارجی هم دارید؟

- هنوز جدی تبلیغ نکرده ایم ولی برنامه ای برای بین المللی شدن دارم. باید مخاطب خارجی را جدی بگیریم. برای ما تغییر نگاه آنها هم به روحانیت مهم است. من اوایل برای عکس ها متن نمی گذاشتم. می خواستم مخاطب را بشناسم. در فضای مجازی اگر در قدم اول اشتباه کنی، مخاطب را از دست می دهی.

برای بعضی از عکس ها متن های هدفمندی انتخاب می کنید.

- خرده روایت ها و داستان ها را ضمیمه می کنم. داستان، حرف اول را می زند. این روند را به کار بردیم و بازخوردهای خوبی هم داشت. هدف من این بود که اطلاعاتی را هم به مخاطب بدهم. اینکه فرق روحانی و طلبه را بدانند. اصطلاحات را برایشان تعریف می کنم. برایم مهم بود که معلوم شود یک روحانی از درون، این صفحه را اداره می کند. بعدها که عکس های مستند گذاشتیم، توضیحاتی هم مختصر شد و درباره خود همان عکس بود.



روحانیونی که هرگز ندیده اید 

این توضیحات دردسرساز نشده؟

- هزار مدل نظر داده اند. نگاه ها متفاوت است. زیر یک عکس می نویسی روحانی در حال چایی خوردن، ایراد می گیرند که چرا این را نوشته ای، روحانی که فرازمینی نیست و از این دست نظرها. بعضی وقت ها هم ترجیح می دهم چیزی ننویسم.

برای بعضی از عکس ها هم صحبت هایی از روحانیون بزرگ می آورید تا مشکلی پیش نیاید، مثل عکسی که دو روحانی تلسکی سوار شده اند و شما از امام خمینی (ره) حرف هایی را درباره تفریح سالم نقل کرده اید.

- از آن عکس خیلی ایراد گرفته شد. می گفتند کدام روحانی تلسکی سوار می شود؟ به نظر من دو روحانی که کوهنوردی کرده اند و تا قله رفته اند و خسته شده اند، چه ایرادی دارد که از این وسیله نقلیه استفاده کنند؟ نگاه آیت الله مجتهدی این بود که طلبه باید خودسازی کند و در کنار آن «عرفیات» را هم رعایت کند. ساندویج گاز نزند، سینما نرود و ... در جامعه امروزی نمی شود از بعضی چیزها اجتناب کرد. قبلا در قم موتور سوار شدن از نظر بعضی ها اشکال داشت. الان خیلی از روحانیون موتور سوار می شوند. یک روزی استفاده از میکروفن حرام بود. این نگاه ها اشتباه است. وقتی دین ما برای ناخن گرفتن 25 دستور دارد، چرا نباید درباره موسیقی حرف بزند؟

گفتید عضو انجمن مستندسازان سینمای ایران هم هستید. مستند هم می سازید؟ تخصصی کار می کنید یا تفریحی؟

- من تحصیلات سینمایی هم دارم. در دانشکده صداوسیما مستندسازی خوانده ام. تا الان بیست فیلم مستند ساخته ام. مستند «ایمان» را ساختم که در جشنواره عمار و جشنواره شهید آوینی چند جایزه گرفت. مستند حجاب هم دو سال توقیف بود؛ فقط به خاطر اینکه حرف روز را زده بودم.

خیلی ها می خواهند از نگاه واقعی فرار کنند. گفتند یک جاهایی از فیلم را سانسور کن. سانسور کردم و در شبکه های یک و دو و شبکه استانی خراسان پخش شد. این فیلم در فضای مجازی حداقل 2 میلیون و 500 هزار بازدید داشت. این نشان از تاثیر هنر و فراگیری مخاطب آن دارد. طبق فرمایشات مقام معظم رهبری در یک فیلم می شود بیش از ده ها منبر موعظه و تبلیغ کرد.



روحانیونی که هرگز ندیده اید 

دوستان روحانی شما اهل فیلم هم هستند؟ 

- من خیلی ها را به کفریات کشانده ام (شوخی). اگر فیلم جذاب و تاثیرگذاری در اکران باشد، تبلیغ می کنم که حتما به سینما بروند و آن را ببینند. در جمع های شبانه هم فیلم زیاد می بینیم؛ چه خارجی و چه ایرانی. دوستی دارم که ملبس است و 600 فیلم را نقد کرده است. بیشتر از سه هزار فیلم دیده و ما با کمک هم در چهار جلد کتاب، آنها را تحلیل کرده ایم.

غیر از اینستاگرام در دیگر فضاهای مجازی هم هستید؟ فضاهایی مثل فیس بوک و توئیتر که به فیلترشکن نیاز دارند و مجاز نیستند؟

- هم فیس بوک داشته ام و هم توئیتر؛ اما چون اینستاگرام قوی تر و موجه تر است، آنها خیلی فعال نیستند. فیلترشکن پای فساد را به خانواده های ما باز کرد و الان نوجوانان جامعه مثل برادر 18 ساله من درگیر خطرات جدی شده اند.

شبکه های ماهواره ای را هم می بینید؟

- شبکه های ماهواره ای خیلی جلو زده اند. آنها نوگرایی دارند و با زبان روز حرف می زنند. یک اتفاق خوب هم که افتاده این است که چند شبکه مذهبی کارهای جدی و خوبی در زمینه معارف انجام می دهند. به نظر من ماهواره فرصت است و از این فرصت باید خوب استفاده کرد. مردم بنده ایده های تازه اند.

تکلیف موسیقی روشن شود



روحانیونی که هرگز ندیده اید 

عکس نوازنده آکاردئون را که یک روحانی از کنارش رد می شود؛ این عکس هم هدف خاصی را دنبال می کند؟

- درباره آن عکس هم خیلی صحبت شد. یک روحانی کنار یک بازیگر عکس می گیرد واویلا می شود. روحانیت در کنار همه مسائل هست و حرف دارد. ما نباید نگاه مان را به ی جای مشخص محدود کنیم. البته با نگاه اثباتی نه منفی. نظر مراجع درباره موسیقی متفاوت است. بعضی ها از زنگ موبایل گرفته تا موسیقی توی آسانسور و کنسرت را حرام می دانند و بعضی ها حتی می گویند کنسرت ها هم مشکلی ندارند. من این عکس را در صفحه گذاشتم تا روحانیون صحبت کنند و تکلیف موسیقی را روشن کنند.

من پرسپولیسی ام



روحانیونی که هرگز ندیده اید


روحانیون هم اهل فوتبال هستند، از تیم خاصی طرفداری می کنند؟

- فوتبال در ایران طرفداران زیادی دارد و از سنین پایین خیلی ها عاشق این ورزش هستند. طبیعی است که روحانیون هم این علاقه را داشته باشند و در زمان تفریح، این بازی ساده و سالم را انجام بدهند. فوتبال مباح است و تفریح خیلی خوبی هم هست. سید حسن خمینی فوتبال بازی می کند، پدرش مرحوم سید احمد بازی می کرد. ما در حوزه لیگ فوتبال و فوتسال داریم. من خودم طرفدار پرسپولیس هستم. بیرون حوزه طرفداران پرسپولیس بیشتر از استقلال است، در حوزه هم شاید همینطور باشد. ما هم برای هم کری می خوانیم و کل کل می کنیم اما این قاعده کلی در حوزه نیست که بگوییم در حوزه همه فوتبال می بینند و همه درباره بازی ها حرف می زنند. روحانیون در رشته های کوهنوردی، رزمی و ... فعال هستند. من خودم فوتبال را حرفه ای دنبال می کردم و عضو تیم نوجوانان ابومسلم بودم.


برچسب‌ها: طلبه تودی, مسعود زارعیان, اینستاگرام, روحانیون
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۴ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

مستند مدرسه حاج آقا

فیلم مستند "مدرسه حاج آقا" به مدت 38 دقیقه به دومین جشنواره فیلم اشراق راه پیدا کرد.

"مدرسه حاج آقا" قبلا در ششمین جشنواره فیلم دینی رویش به نمایش درآمده بود و روایتی تصویری از مدرسه علمیه ای قدیمی که تحت اشراف حجت الاسلام و المسلمین موسوی نژآد اداره می شود و دارای امتیازاتی است. این مستند در سه فصل به نوع نگاه طلاب مدرسه نسبت به طلبگی، حاج آقای موسوی نژاد و مکان مدرسه می پردازد.

جالب آنکه علی رغم میل باطنی طلاب قدیم و جدیدش، ساختمان این مدرسه به علت فرسودگی، در بهار امسال تخریب شد تا با آجر و خشت های امروزی بنا شود و من می دانم که دیگر حال معنوی گذشته را نخواهد داشت. این هم درد است که به سادگی از خیر مکان های تاریخی، سنت ها و اصالت ها می گذریم. بلایی که این سالها به جان شهرمان مشهد افتاده!


برچسب‌ها: مستند مدرسه حاج آقا, مدرسه علمیه موسوی نژاد, حجت الاسلام و المسلمین موسوی نژاد, طلبگی
+ نوشته شده در  یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  |