سیاسفید

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

گاهی اوقات فکر می‌کنم چرا خداوند من را خلق کرده است و این عالم، با این نظام پیچیده را آفریده تا من زندگی کنم و نفس بکشم...

اگر به خدا ایمان آورده‌ای پس او را حکیم می‌دانی و فهمیده‌ای که از او عملی بدون هدف و علت سر نمی زند، حال من و تو برخی از این علل و اهداف را درک می‌کنیم و بسیاری را نمی‌فهمیم.

یقینا خداوند از آفرینش انسان هدفی داشته است، اما هیچ تا به حال فهمیده‌ای آن هدف چه بوده است؟

امام علی(علیه‌السلام)می فرمایند:خداوند رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجاست، و به کجا می رود.

این سوالی است که بشر همیشه در طول تاریخ به دنبال جوابش بوده است.

در اوستا آمده: ای آفریننده بزرگ و دانا از راه خرد و بینش و الهام راز پدید آمدن آفرینش را از روز اول به من بیاموز تا حقیقت را به مردم جهان آشکار سازم...

ارسطو نیز درباره سوال از راز هستی گفته:

آن کس با خود به مبارزه برخاسته است که نمی خواهد بداند از کجا آمده است و  چیست، آن ایده آل مقدسی که بایستی نفس خود را برای رسیدن به آن ایده آل تربیت نماید.

به قول شاعر:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم            که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا     یا چه بودست مراد وی از این ساختنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود                            به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

و جواب این سوال هدف انسان را از زندگی روشن می‌سازد، او را از سر‌درگمی نجات می‌دهد و راه او را روشن می‌سازد، برای لذت بردن از زندگی...

هر کدام از عرفا، فلاسفه و... پاسخی به این سوال داده‌اند اما حضرت زهرا(سلام الله علیها) آن صدیقه‌ی طاهره در کلماتی اعجاز‌گونه و روان هدف از خلقت عالم را اظهار حکمت الهی دانسته‌اند، آن حکمت بالغه‌ای که آفرینش موجودات را اقتضا می‌کند.

آري خداوند انسان را آفريد تا بندگي كند و با بندگي به اوج رسد و مقرب شود، تا او را غرق نعمت كند و در بهشت برين جايش دهد و اينها همه از سر عشق خالق به مخلوق است و بس...

هر کس در دنیا هدفی دارد که برای رسیدن به آن تلاش می کند، بعضی اهدافشان به همین دنیا ختم می‌شود و بعضی نگاهی فراتر به زندگی کرده‌اند...

چه زیباست انسان در زندگی بهترین و بالاترين هدف را انتخاب کند و آن هدف، هدف خداوند از خلقت انسان است...

شأن انسان در ایمان، هجرت و جهاد است. هجرت، هجرت از سنگینی‌هاست و آن جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند، چکمه هایت را بپوش ، ره‌توشه‌ات را بردار و هجرت کن که پیامبران نیز همه آمده‌اند تا تو را از سنگینی‌ها رها کنند و غل و زنجیر جاذبه‌ی دنیا از دست و پای روحت بگشایند...

کسی این مقام را در خواهد یافت که از خود و آنچه دوست دارد بگذرد و سر تسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود...

و اماحرف آخر؛

غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند...


برچسب‌ها: هدف انسان, ارسطو, امام علي, مرتضي آويني
+ نوشته شده در  شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶ساعت   توسط مسعود زارعیان  |