سیاسفید

سید محمد مهدی طباطبایی‌نژاد مدیر جدید مرکز گسترش

این خبر خیلی بی ربط به اون خبر چند وقت پیش درباره شفیع آقا محمدیان مدیر سابق مرکز گسترش نیست بخوانید جالب است تا بیشتر وضعیت همه چیز(!) را بدانید. گاه دلم می سوزد برای چهارمین سوگواره فیلم و عکس لحظه های عاشورایی که فقط برای چند میلیون کارش لنگ ماند!

سید محمد مهدی طباطبایی‌نژاد مدیر جدید مرکز گسترش: در سال گذشته پروژه‌های «لاله»، «شهابی از جنس نور» و«رنج و سرمستی» حدود 90 درصد بودجه مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را در اختیار گرفتند به طوری که در یکسال گذشته 10 میلیارد و 500 میلیون تومان صرف این سه پروژه شده است، در حالی که کل بودجه‌ این مرکز، حدود 12 میلیارد تومان است، به این ترتیب در شرایط فعلی و با یک و نیم میلیارد تومان باقی مانده، هزینه‌های فعالیت‌های دیگر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اعم از بخش‌های مستند و انیمیشن‌، جشنواره‌ها و حتی حقوق پرسنل از همان یک و نیم میلیارد تومان پرداخت شده است.


حمایت 103 سینماگر از شفاف سازی طباطبایی نژاد
حادثه غیرمنتظره در مراسم تودیع مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی!


برچسب‌ها: سید محمد مهدی طباطبایی‌نژاد, مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی, شفیع آقا محمدیان, سینما
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

حجاب و چند خرده روایت ناتمام

این چند پاراگراف نوشته جات چند نفر از مخاطبان مستند "چی بپوشم" است که توسط یکی از مخاطبان همین وبلاگ جمع آوری شده و با اندکی توضیح برایم ارسال کرده اند. فکر می کنم قلم خوبی است و نیاز به ویرایش ندارد و از طرفی بد نیست شما هم در جریان باشید. از همین جا از فرستنده این متن سرکار خانم فرقانی که نسبت به مستند لطف بسیار داشته اند، تشکر و قدردانی می کنم. اجرتان نزد پروردگار محفوظ.

و اما بعد؛

* مادرش می‌گوید «وقتی هم‌سالانِ متفاوت خودش را می‌بیند، بیشتر از روسری دوری می‌کند!».

«سلام. من مطهره هستم. 9 سالم است. من عاشق چادر و روسری هستم. من وقتی به حرم می‌روم یا چادر سر می‌کنم یا روسری و اجازه نمی‌دهم مردم موهایم را ببینند. اگر موهایم را ببینند زشت است. هر کی که بدون روسری یا چادر و مقنعه بیرون بیاید جتی بزرگترها خیلی زشت است. من هیچ وقت اجازه نمی‌دهم که موهایم دیده شود. حتی یک لاخ [تار] مو. اگر با چادر موهایم دیده باشد زشت است. من از همین حالا تا آخر عمرم حجابم را رایت [رعایت] می‌کنم. راستی مردهایم [مردها هم] باید حجاب را رایت [رعایت] کنند.»

این بچه خیلی لهجه‌ی مشهدی دارد! پوزش!


* خانواده‌ی مادری‌اش متشکل از چندین خاله‌ی جوان و اهل مد و شیطنت است. این دختر بهتر از هر کسی در فامیل به انواع رقص‌های خارجی، داخلی، کلاسیک، رپ و... مسلط می‌باشد، در حد تدریس خصوصی حتی!

«سلام. اسم من سما است و 11 ساله. من دوست ندارم چادر سر کنم. چون اعصابم خورد میشه. چیکار کنم آدمم دیگه باید نظرم و بگم دیگه. ولی دوست دارم که شال یا روسری سر کنم. ولی حجاب چیز خیلی خوبی است. راستی کی میگه که فقط کسانی که حجاب دارن میرن تو بهشت؟ ولی اصلا این طور نیست.».

* پدرش حساس و مادرش حساس‌تر. حجاب را فقط چادر می‌دانند. چندین بار دیده شده در جمع عبارت «فلانی! خودت رو جمع کن!» خطاب به دختران‌شان بیان کرده‌اند... توضیح دیگری نیاز نیست به نظرم!

دختر اول این خانواده (18 ساله): به نظر من هیچ‌کدوم از اون دانش‌آموزان درک کاملی از حجاب نداشتن. فقط حرفی که از بچگی بهشون گفته شده و دنبال کردن. بحثی هم که با هم داشتن از روی عقل نبود، بیشتر دعوا بود! حتی جو جامعه هم جوریه که تعریف درستی از چادر نشده. فقط چیزی بوده که از بچگی گفتن بپوش. اما از نظر من فقط چادر حجاب کامل نیست و همین طور جو دانشگاه طوری نیست که بشه با چادر رفت. هر کسی هم عقیده‌ی شخصی خودشو داره. میتونه تصمیم بگیره که به چه شکل بیرون بره و چه پوششی داشته باشه و کسی برای دیگری نمیتونه تصمیم بگیره. مستند، بد نبود. نتونستن مفهوم رو کامل برسونن. نکته‌ی مثبت‌ش این بود که تونسته بود بگه هیچ کدوم از اونا فلسفه‌ی چادر رو نمی‌دونن، ولی اگه مستند رو تو دانشگاه درست می‌کردن بهتر بود.»

دختر دوم این خانواده (16 ساله): برنامه‌ی خیلی جالبی بود. احساس می‌کنم هر کسی با حجاب امنیت بیشتری داره. ولی از آخر هدف مستند رو نفهمیدم که حجاب باید داشت یا نه؟ ولی در کل برنامه‌ی متنوعی بود.

* دختر باهوشی که در منزل‌شان، برچسبِ «دور از دسترس اطفال نگهداری شود» روی ماهواره چسبیده نشده...

«با عرض سلام و خسته نباشید. ریحانه هستم. 11 ساله. حجاب صدفی است برای مروارید. به نظر من هر کسی اختیار خودش را دارد، یعنی نمی‌تواند به او بگوید حجاب کن.»

* از معدود پسرهای این سنّی است که به صفاتی مثل: مؤدب، با ایمان، پایبند به مسئله‌ی محرم و نامحرم، اهل خانواده (منهای رفیق‌بازی یعنی)، حامی دیگران، دست به خیر حتی!، می‌شناسم. و خیلی هم مواظب نگاه‌ش هست. البته شیطنت‌های خاص خودش را هم دارد به هر حال! بعد از نوشتن این چند خط هم sms داد: «حال کردی چی نوشتم؟ از تجربیاتم استفاده کردم!». گفتم شما هم در جریان باشید!

مهدی (17ساله): «با عرض سلام و خسته نباشید. به نظر من مستند خیلی خوبی بود. اما بهتر بود که از رابطه‌ی دخترهای چادری و مانتویی با پسرها هم در مستندتان می‌گفتید. از آنجایی که دخترهای چادری از حجاب‌شان خیلی مطمئن هستند باید هنگامی که از مدرسه تعطیل می‌شوند، از آنها به عنوان دوربین مخفی فیلم گرفت که چطور رفتار می‌کنند، آیا هنگامی که پسرها به آنها متلک می‌اندازند دختران چادری و مانتویی در جواب چه عکس‌العملی نشان می‌دهند. آیا خوش‌شان می‌آید یا بی‌توجه رد می‌شوند. با تشکر از مستند خوب‌تان. من خودم از چادر خوشم می‌آید. ولی مانتوهای بلند را که اندامی نیستند هم دوست دارم.»

* خانم 29 ساله. صاحب دو فرزند. معتقد، کمی بی‌دقت، آشنا به تغییرات دوره‌زمانه!!

«سلام. مستند از این نظر که از تعداد کمی در مورد حجاب تحقیق کرده بودن ضعیف بود. دوم اینکه حجاب برای جوونا تعریف  نشده، برای همون دیدگاه درستی ندارن. سوم اینکه اطلاعات و اعتقادات مذهبی قشر جوون بسیار ضعیفه.»

* خانم 49 ساله.

«مشخص بود که نیت خوبی برای ساختن این مستند وجود داشت که در این بی‌سر و سامانی فیلم و فیلم‌سازی جای تقدیر دارد. غیر از صحبت‌های روحانیون محترم بقیه‌ی فیلم به نظرم ناپخته بود. می‌توانست جذاب‌تر ساخته شود. البته با توجه به اینکه متوجه شدم قسمت‌هایی از فیلم به اجبار حذف شده، احتمالا فیلم اولیه جذاب‌تر بوده.»


زیباترین زن مسلمان جهان!


برچسب‌ها: مستند حجاب, زیباترین زن مسلمان جهان, سینما, چی بپوشم
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  |