سیاسفید

فیلم مستند چی بپوشم

تدوین فیلم چی بپوشم(مستند حجاب) پس از حدود یک سال با عبور از مشکلات فراوان بر سر راه به پایان رسید.  گفتم شاید انتشار نظرات ارزشمند دوستانم قبل از تولید این مستند در این موقعیت خالی از لطف نباشد. عزیزانی که اینجا چیزی نوشته اند معمولا از صنوف و سطوح مختلف جامعه هستند که هر کدام از زاویه ای مساله را مورد ارزیابی قرار داده و راهی پیش پای فیلمساز گشوده اند. مباحث مطرح شده نشان از اهمیت موضوع دارد و موکد این مطلب که نزدیک شدن به مساله حجاب در این مقطع زمانی کاری است بس دشوار.

الان که این فیلم تمام شده احساس می کنم به بخش عمده ای از نظرات و پیشنهادهای دوستان وفادار بوده ام که تشخیصش بر عهده مخاطب است. امیدوارم متولیان فرهنگی، نظرات فرزندان خودشان و این نسل از انقلاب را با گوش جان بشنوند تا شاید بالاخره نگاهشان به کار فرهنگی تاثیرگذار تغییر کرده و طرحی نو دراندازند.

دوستان من همین قدر بدانید که چکیده نظراتتان را به عنوان نماینده کوچکتان به برخی مدیران ارائه دادم اما ظاهرا حفظ موقعیت برای برخی مسئولان مهمتر از رسیدن به آرمان امام و انقلاب است. جالب آنکه هر چند وقت یکبار دلسوزان فرهنگ جامعه به گونه ای سیاست ها و شیوه ها را نقد می کنند اما گوش ها بدهکار نیست و فقط اگر من مستندساز حرفی بزنم کفر گفته ام و خط قرمز زیر پا گذاشته ام!

برخی نمی خواهند اشکال کار را بدانند و دائم از واقعیت ها فرار می کنند. من در این مستند در حد بضاعت تلاش کرده ام تا لااقل یک جمله راه حل برای برون رفت از وضع کنونی ارائه داده باشم و امیدوارم به قول مسعود فراستی "درآمده باشد" و مورد تایید مخاطبان آن قرار گیرد.

در بین کامنت ها بحثی میان آقایان ماهان و علی در گرفته درباره انقلاب که کمی دور از موضوع است اما دلم نیامد حذفش کنم. برخی از دوستان هم نسبت به حقیر لطف داشته و از این حرکت حمایت کرده اند که اینجا نیامده است.

mahan

چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ ۲۲:۱۴

سلام آقای زارعیان

پرداختن به برخی مسائل در کشوری مثل ایران کاری بسیار دشوار است و شاید گفت کاری ست که امکان پرداختن به آن از نوع و نگاه آزاد ممکن نیست.

حجاب هم جزئ همین مسائل هست که مستندی که شما میسازید از آنجایی که در ایران میسازید و از جمله برای صدا و سیما میسازید مطمئنن یک مستند یک طرفه خواهد شد که واقعیت های ممکن در جامعه را نشان نخواهد داد نظرات یک طرفه خواهد شد و دید دوربین یک طرفه خواهد شد.

به طور مثال شما اگر یک دید کلی به جامعه و یک دید کلی به صدا و سیما بیندازید قطعا متوجه خواهید شد که این رسانه ملی نیست بلکه رسانه ای میلی است که هیچگاه نخواسته واقعیت های ممکن در جامعه را نشان دهد و البته گواه این ادعا مثالهای مکرر هست که در صورت نیاز توضیح میدهم.

همچنین نظر بنده مخالف یا موافق با حجاب نبود نظرم محتوای کلی برنامه ها و تحقیقات در این زمینه می باشد.

 

مسعود زارعیان

چهارشنبه ۱۹ بهمن

سلام ماهان عزیز قبول دارم که صدا و سیما بسیار کم کاری کرده و می کند شکی نیست. همچنین گاه مصلحت اندیشی هایش به ضرر حرکت های فرهنگی در جامعه منجر شده است اما به نظرت چه باید کرد؟ ساکت بنشینیم باز هم؟ چیزی نگوییم وکاری نکنیم باز هم؟ من و تو در این جامعه زیست می کنیم و اگر به هر شکل و اعتقادی حجاب را قبول داریم و این همه تضاد را شاهد هستیم باید حداقل دغدغه ای باشد برایمان. باید جوابی برایش داشته باشیم. دلیلی و علتی در رد یا اثباتش در حدود و صغورش و کم یا زیادش.
من هم مثل شما نه کارمند صدا و سیما هستم و نه قرار است با تولید این فیلم پولی به جیب بزنم که اگر هزینه های تولیدش تامین شود کلاهم را بالا می اندازم! اما فقط خواستم با کمک دوستانم دریچه ای نو به سوی این موضوع باز کرده و سوالی طرح کرده باشم. که عاجزانه دست نیاز به سوی دوستان خوبم چون شما دراز می کنم تا بهترین مسیر را رفته باشم...

بحث را در ادامه مطلب دنبال کنید


برچسب‌ها: فیلم مستند چی بپوشم, فيلم مستند, مستند حجاب در ايران, دختران دبيرستاني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

منتقد و نقد سینمای ایران

برخی از دوستان گاه مرا دعوت می کنند به نوشتن یادداشت برای فیلم های بر روی پرده که متاسفانه بابت درگیری های این روزهایم و تولید چند مستند مجالی برای این امر باقی نمی ماند. تقریبا بخش عمده ای از فیلم های جشنواره پیشین فجر را دیدم که هنوز فرصت تجمیع و انتشار مطالب دست نداده و امیدوارم با اکران فیلم درخشان "دربند" و همچنین فیلم قابل تامل "سر به مهر" به این مهم دست یابم. یکی از یادداشت هایم در این وبلاگ برای فیلم "اینجا بدون من" به کارگردانی بهرام توکلی بوده که تا کنون بیش از 12 هزار بازدید داشته داشته است. مناسب دیدم مطلبی از جناب آقای اکبر نبوی که در ادامه همین نوشته، قلمی کردند را به حضور تقدیم کنم تا درد فضای نقد امروز سینمای ایران دوباره مورد تاکید قرار گیرد. برای آقای نبوی در هر کجا هستند آرزوی عافیت و توفیق دارم.

1- قلم روانی دارید و این خیلی خوب است . بویژه برای کسی که می خواهد زیاد وبه شکل پیوسته بنویسد. نوشته باید که از دست انداز و پیچیدگی های شبه روشنفکرانه دور باشد، و یادداشت شما چنین است.
2- سنت توضیح فضای داستان فیلم که از دل یادداشت نویسی های نقد مآب بیرون آمده و فضای نقد را به بیراهه ای هولناک کشانده، بر نوشته ی شما سنگینی می کند. شما در زیر سایه ی این سنت ( که یادداشتی ژورنالیستی است و نه نقد ) گرفتار هستید. باید برای آن بیندیشید.
3- جوهره ی فیلم بهرام توکلی ( که من از نظر فرم ـ و نه معنا ـ روایت آن را دوست دارم ) مبتنی بر انسان شناسی اومانیستی است. و هیچ نسبتی با جوهره فرهنگی ایران ندارد.
آدم های قصه ی توکلی ظاهری ایرانی دارند، اما نه ایرانی می اندیشند و نه ایرانی رفتار می کنند و نه آرمانی ایرانی دارند. حوالت دادن همه چیز و همه کس به فرآیند گذر از سنت به دنیای مدرن، فقط بازی با لفظ بدون درک معنای سنت و مدرنیته است. در طی این سالها بسیاری از یادداشت نویس های حرفه ای مجله های سینمایی که به شکلی باور نکردنی بیسوادند و حتی درک درستی از فرهنگ ملی و جوهره و معنای سنت قومی ندارند، با این واژه ها بازی کرده اند و دلشان خوش بوده که نقد می نویسند و سره را از ناسره جدا می کنند. و گروهی دیگر مثل دوست عزیزم مسعود فراستی که اصلا از نقد، تعریفی چپ گرایانه دارد و ابتنای آن را بر رد و طرد ( که اسمش را گذاشته نقد سلبی ) گذاشته اند و باز گرفتار شکل و ظاهر. و دریغ از رجوع به معنا و دریافت ساختار اثر هنری: شکل و محتوا. و طرفه آنکه بیش تر همین یادداشت نویسان ژورنالیست، سالهاست که ساختار را به معنای فرم گرفته اند و در باره ی ساختار ( ساختار ؟) آثار سینمایی، رنجی تاب سوز برده اند و خوانندگان را به سراب بی دانشی خود دعوت کرده اند.
شایسته است شما، با درنگی خردمندانه، نگذارید که دامن اندیشه و نوشتارتان به این سنت بیمار، آلوده شود.


برچسب‌ها: نقد فیلم, سینمای ایران, مسعود فراستی, اکبر نبوی
+ نوشته شده در  شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ساعت   توسط مسعود زارعیان  |