اینجا نمی توان گریه کرد، نمی
شود زیارت خواند، حتی اجازه نداری بشینی، هدفون داخل گوشت هم گاهی بررسی می
شود که زیارت عاشورا نباشد، مورد توهین واقع می شوی اما فقط باید گوش بدهی و چیزی نگویی،
به اعتقاداتت جسارت می کنند و باز هم باید فقط نظاره کنی، بغض کنی و بسوزی
و بسوزی و بسوزی..


مسجد ذوالحلیفه یا "شجره"
عجیب حالی است
پر از احساس عاشقی
دنیا شاید تو را برای همین بخواهمت.. همین لبریز از احساس شدن و لبیک گفتن به دعوت معبودم.. نوای لبیک همه جا را فرا گرفته
لبیک اللهم لبیک
لبیک لا شریک لک لبیک..


نوشته پایین به قلم یکی از دوستان است و مناسب حال این روزهایم..
"خدایا اعتراف؟ امشب بعدِ یک گریه ی سخت بازگشته ام که بگویم شرمنده ام، كه
چقدرها برای ت كوچك م! شوخي نيست اين كه "از همه ي اسرار الف ي بيش بيرون
نيفتاد و باقي هر چه گفتند در شرح ِ آن الف گفتند و آن الف البته فهم نشد!"
كه بگذار اصلن من از اين همه ات، درگير ِ همين الفِ بالابلندِ قامتِ
يار باشم...كه اصلن من چه مي دانستم رسمِ "الله" چيست و الفِ قامتِ يار
كدام ست، من فقط يادم هست از هنگامه ي توانِ قلمي در دست، يادم دادند به
رسم ِ ادب و حرمت الفِ نام ت را كه نوشتم باقي ش را سه نقطه بگذارم، همين
ست كه انگار تمام ِ زندگي را درگير ِآن الف مانده ام و جايِ همه حرف هايِ
حساب سه نقطه گذاشته ام"
برچسبها:
مدینه,
قبرستان بقیع,
مسجد شجره,
مکه
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱ساعت   توسط مسعود زارعیان
|
نور در عالم، هر چه هست از سوختگان است که
برون می تابد، و دل تا در راه عشق نسوزد کجا نور یابد، نور در این عالم هر چه هست
از سوختگان است. شمع می سوزد و نور می بخشد و پروانه که نور را باز می شناسد، بی
پروا دل به سوختن می سپارد و جان بر سر این معرفت می نهد. و از همین است که او را
"پروا، نه" خوانده اند، چرا که او را از سوختن پروایی نیست.

عکس از امیر مهدی حکیمی
...
و اکنون لحظه ی تشرف نزدیک است و وعده گاه معشوق در پیش. دل های مشتاق، آرام و قرار ندارد و تو گویی
همچون طایری قدسی می خواهد از قفس تنگ سینه پر بکشد و خود را به بحر معلق آسمان آبی
بسپارد و غرقه در جذبه های روحانی محبت یار خود را به حرم دوست برساند. سید مرتضی آوینی
امشب(شب جمعه) عازم سرزمین نور می شوم و نائب الزیاره همه ی دوستانم هستم.
مرا حلال کنید..
برچسبها:
حج,
مرتضی آوینی,
احرام,
مکه
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۱ساعت   توسط مسعود زارعیان
|