حجاب
نمی دونم آیا تا به حال با این خانم های چادری که سر چهارراه به انتظار کمک پشت شیشه ماشینتون می ایستند برخورد کردین یا نه؟
اون چیزی که منو خیلی آزار میده نگاه دختر بچه ایست که از داخل ماشین به این زن با اون چادر سیاهش دوخته میشه. همین

این حجاب از اون ماجراهای عجیب و غریب تو کشور ماست! برای همین گفتم یک چندتا دیگه از این نمی دونم ها بنویسم!
نمی دونم تا به حال دیدین تو هواپیما که سر میهماندار از طریق بلندگو زنان محجبه را مورد مهر خود قرار داده و از حفظ حجاب اسلامی توسط ایشان تشکر می کند و دقایقی بعد خانمی با مانتویی کوتاه و چسب از میهمانان با شکلات پذیرایی می کند و دیده شده که گاه موهایش از زیر روسری بیرون زده و بالاخره در حین انجام وظیفه خیلی توقع زیادی نمی توان داشت.
نمی دونم برخی دانشجویان رو دیدین که با چادر وارد آزمایشگاه می شوند و حال آنکه لباس سفید توجیه بهداشتی دارد تا شخص بتواند اثر آلودگی را به راحتی بر روی جامه اش رؤیت کند و از بین ببرد و می گویند اگر پزشک یا پرستار با چادر سیاه کنار بستر بیماری حاضر شود تقریبا بیمار قالب تهی می کند.
نمی دونم ماجرای چادر قهوه ای خانم آزاده نامداری مجری برنامه غیرمنتظره و انتقاد و استقبال سایت ها و مردم را شنیدین یا نه؟
نمی دونم حتما حجاب زنان لبنانی رو دیدین که در نهایت آزادی بهترین حجاب رو انتخاب کرده اند و به آن پایبندند.
و نمی دونم آیا برخورد این زنهای قلچماق و بدعنق نیروی انتظامی رو دیدین که با ضربه ای محکم، پشت یقه دخترک رو می گیره و از بین صف مردم که سوار پله برقی ایستگاه مترو می شن، بیرون می کشه. نمی دونم که می دونی یا نه، اما ظاهرا امر به معروف باید طوری باشه که مسلمان بسوی معروف ترغیب بشه و از منکر بیزار...
برچسبها: حجاب, چادر, آزاده نامداری, چادر قهوه ای