سیاسفید

سینمای دفاع مقدس

سکانس حماسه

هفته ای که گذشت مشغول ضبط و پخش برنامه ای تلویزیونی بودیم با عنوان "سکانس حماسه" . این برنامه به مناسبت هفته دفاع مقدس تولید شد که به تحلیل و بررسی برخی از فیلم های دفاع مقدس می پرداخت.

ابراهیم حاتمی کیا در صحنه ای از دیده بان

در این برنامه از پرواز مهاجر گفتیم و صدای ناقوس وار بر هم خوردن پلاک های شهیدان در آسمان و شهادت اسد. از فریاد های اعتراض آمیز سعید کنار رود راین در "از کرخه تا راین". از تغییر نگاه نوذر تا جنگ حاج کاظم و سلحشور بر سر آرمان ها و وظیفه در "آژانس شیشه ای". حکایت تکان دهنده خرید و فروش استخوان های شهدا و صبر و انتظار مینا برای یافتن منصور همسر شهیدش در "فرزند خاک". از تقدیس مام وطن و تلاش رضا برای نجات خواهرش سمیره در "روز سوم". از خالق آثاری همچون بلمی به سوی ساحل، پرواز در شب، افق و سفر به چزابه گفتیم و یکی از بهترین ساخته هایش به نام "مزرعه پدری". از تجسم ذهنیات محمود شوکتیان گفتیم و سرگشتگی روحی افراد گردانش و بسیاری از سکانس ها و پلان های به یادماندنی سینمای دفاع مقدس.

اما مگر می توان به راحتی رازهای نهفته و پنهان در پس فریم فریم آثاری را روایت کرد که به واقع سینمای ایران را زنده نگه داشته اند؟ آیا می توان از خلوص و رنج های فیلمسازانش گفت؟ نه قطعا این برنامه و برنامه هایی از این دست هیچ گاه از پس بیان این مفاهیم بر نمی آیند همانطور که این آثار نتوانسته اند از پس وسعت جانبازی و دلباختگی رزمندگان، همان فرزندان روح الله رحمه الله تا امروز برآیند.

متاسفانه یکی از مباحثی که در کشور ما به صورت فصلی به آن پرداخته می شود مقوله دفاع مقدس و یادآوری هشت سال پایداری و جانفشانی مردانی است که در برابر حملات وحشیانه نیروهای بعثی عراق به خاک میهن عزیزمان با دست خالی اما با نیروی ایمان ایستادگی کردند.

هر سال اواخر شهریور و نزدیک شروع فصل پاییز که می شویم عمده ی نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی به فکر می افتند تا کاری انجام دهند. اینکه چه برنامه ای اجرا کنند تا حداقل ذکری از این حماسه تاریخی بر سر زبان ها بیفتد و رزومه یا اصطلاحا بیلان کاری برای آن نهاد محسوب شود. غالبا برنامه و طرح هایی شتاب زده، بدور از تامل، مشوش و بی کیفیت است. گاه با خودت می گویی که شاید اسلحه بر روی شقیقه ی آن نهاد و مسئولانش گذاشته اند تا هر طور شده طرحی را اجرایی کنند. همین است که علی رغم فرهنگ غنی و معارف عمیق هنوز نتوانسته ایم مقابل با رسانه های گوناگون غرب و شرق عرض اندام کنیم و مخاطب ایرانی را پای رسانه مان نگه داریم.

فرزند خاک ساخته محمد علی باشه آهنگر

شاهد این ادعا تولید برنامه ای است شتاب زده که خود من مجری آن هستم به طوری که بعد از ظهر خبر می دهند شب ضبط  برنامه داریم و همه ی عوامل باید سریعا آماده شوند تا برنامه ای را هر چند دست و پا شکسته روی آنتن بفرستند. حال با هر سطح و کیفیتی تفاوتی وجود ندارد.

شاهد دیگرم نمایش بیست و چهار ساعته فیلم هایی است که بر اثر استفاده ی زیاد در شرف پاره شدن هستند. فقط به فقط نمایش. نمایش و نمایش و دیگر هیچ. نمی دانم با وجود رسانه ای با این همه قابلیت و پتانسیل آیا سهم ما فقط همین مقدار است؟! تا کی باید همین گونه پیش برویم؟

این از تلویزیون و آن هم از سینما که تولید یک فیلم جنگی عمر نوح می خواهد و صبر ایوب و ثروت قارون. همین امر بسیاری از فیلمسازان ما را دل سرد و بی رغبت کرده تا از سایه این نوع سینما بترسند و در کنجی مشغول بازیافت اندیشه هایشان باشند. یا به ورطه تولید فیلم های سخیف و بی ارزش بیفتند و یا دنبال بیان ذهنیات شخصی و گاه غیر الهی خود بروند.

حرف زیاد است و سخن بسیار اما همین قدر بگویم که ارزش های دفاع مقدس هنوز غریب مانده و روز به روز غریب تر می شود. چرا این نوع نگاه متعالی که برگرفته از قیام مولایمان اباعبدالله علیه السلام است باید تا این اندازه مغفول بماند و تنها به اندک ظواهر و مباحث سطحی کفایت شود؟



بعدالتحریر؛

دیشب برنامه "پارک ملت" به تهیه کنندگی و اجرای محمد رضا شهیدی فر روی آنتن رفت و به بهانه ی ضامن آهو بودن امام رضا علیه السلام دو ساعت درباره کشته شدن یک خرس قهوه ای گفتند و انتشار فیلمش بر روی اینترنت. واقعا درد است در زمانه ای که مردم بی گناه و شیعه بحرین به وحشیانه ترین شکل شهید و دستگیر می شوند اولویت صدا و سیمای ما طرح مباحثی بی ربط و بی مایه و سطحی باشد. آن هم به بهانه امام غریب (به معنای حقیقی) امام رضا عالم آل محمد صلی الله عیه و آله و سلم واقعا نمی دانم چه بگویم؟!

بعد بعدالتحریر؛

من قصد اطاله کلام راجع به این نکته را نداشتم اما با توجه به تذکر یکی از دوستان در کامنت ها برآن شدم تا توضیحی کوتاه بدهم.

پر واضح است که بیان اینچنین موضوعی شاید بیجا باشد اما غیر مفید نیست. بحث من سر این است که چرا در دهه ی کرامت به جای بیان نکاتی بسیار مهم تر از ابعاد مختلف شخصیت امام رضا علیه السلام با رویکرد اجتماعی اش اینقدر کج سلیقه باشیم که دو ساعت وقت باارزش مردم و رسانه ملی را صرف یک موضوع حاشیه ای کنیم که تمامش در نهایتا ده دقیقه قابل بیان بود. حال بماند که روایات اشتباه خواندن و تمسخر روضه و ...  درد را به مراتب بیشتر می کند.آنتنی که هر دقیقه اش چنیدین میلیون به صاحبان کالا فروخته می شود و دکورهایی که اجرایش فقط برای اشخاص خاص امکان پذیر است! این را هم بگویم که در زمن پخش برنامه بنده در جوار دو تن از تهیه کنندگان باسابقه و دلسوز و مجری یکی از برنامه های پربیننده تلویزیونی بودم که این اعتقاد مرا تایید نمودند. در هر حال این نظر شخصی بنده است که شاید به اشتباه طرح شده که قطعا از نظرات دوستان هم استفاده می برم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  |