سیاسفید

نقد فیلم 127 ساعت

127 ساعت سینما


فیلم سینمایی «127 ساعت» آخرین ساخته دنی بویل کارگردان انگلیسی است که آثاری همچون ترینسپاتینگ، ۲۸ روز بعد، آفتاب و میلیونر زاغه‌نشین و جوایز اسکار و گلدن کلوب را در کارنامه دارد.

«127 ساعت» داستان جوانی است عاشق کوه و صخره نوردی که طی حادثه ای به داخل شکافی میان کوه می افتد و دستش زیر سنگی گیر می کند. این اتفاق آرون را در مسیر پر شتاب و پر هیایوی زندگی اش به یک باره متوقف کرده تا مجبور شود به پیرامون خود بسیار دقیق تر از قبل بنگرد. فیلمنامه اقتباسی است از ماجرایی واقعی و بر اساس کتاب «جایی بین صخره و سنگ» که دنی بویل قبل از تولید میلیونر زاغه نشین از آن مطلع می شود و از سیمون بیوفوی فیلمنامه نویس پس از تجربه موفق میلیونر زاغه نشین می خواهد تا آن را به نگارش درآورد.

تصویری کردن یک داستان با قهرمانی گرفتار و پایانی مشخص کاری بس مشکل است، تا آنجا که بیوفوی را لایق نامزدی اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی می نماید.

نویسنده فیلمنامه برای شناساندن شخصیت آرون و شکل گیری رویدادها از تمام امکاناتش بهره می گیرد و فیلم را سرشار از جزئیات می کند. مثل شخصیت اصلی فیلم که هنگام ناامیدی از رها شدن دستش از زیر سنگ، تمام وسایل و ابزارش را روی تخته سنگ می گذارد و فکر می کند تا چطور برای نجات از آنها استفاده کند. چکه کردن آب، لبریز شدن قمقمه، بادکنک اسکوبی دو، راه رفتن مورچه، پرواز کلاغ سیاه، حرکت نور خورشید، دوربین عکاسی و تصویربرداری، چاقو، قمقمه، طناب و ... که هر کدام رویدادی را در مسیر فیلمنامه رقم می زنند، بطوری که حیات هر یک به حیات فیلمنامه گره خورده است و حضور آنها داستان را از یکنواختی خارج می کند.



همانطور که آرون باید با یک چاقوی کند سنگی هشتصد پوندی را بتراشد، بیوفوی هم باید با یک قهرمان دربند سنگ، فیلمنامه ای با پرده های مشخص، جذاب و پرهیجان خلق کند. اینجاست که محدودیت، خلاقیت را به کار انداخته و نویسنده از تمام ابزار و عناصر سمعی و بصری استفاده می کند. یعنی در عین حال که داستان از خرده پیرنگ ها تهی است و پیچیدگی های روایی وجود ندارد، فیلمنامه جذاب و پر کشش پیش می رود و مخاطب بارها غافلگیر می شود.

زمانی که آرون، مگان و کریستی بین دو صخره به سختی حرکت می کنند به یکباره آرون می افتد و مخاطب را هول بر می دارد، لحظه افتادن چاقوی کند چینی، ریختن آب قمقمه و یا وقتی که شکاف صخره از آب پر می شود، سنگ از جایش تکان می خورد و دست آرون رها می شود، در این لحظه گمان می کنیم او نجات یافته اما دقایقی بعد پی به اشتباهمان می بریم.

اینکه جزئیات یک ماجرا تا این اندازه مهم شوند و در کنار کارگردانی، بازیگری و موسیقی خوب جمع شود عین سینما است، به معنای استفاده از هر بهانه برای جذابیت و گرمای فیلم که مخاطب توقعی غیر از این ندارد و لو با یک کاراکتر و در عمق یک شکاف باریک.

آرون کیلومترها از شهر فاصله گرفته و بر اثر یک اتفاق فرصت تامل و اندیشیدن می یابد تا راه گم کرده اش را پیدا کند. دستش زیر قطعه سنگی گرفتار شده که معتقد است قرن ها منتظرش بوده، او باید موقعیت ها و امکاناتش را دریابد، فکر کند و برای استفاده از آنها برنامه ای داشته باشد. او از لا به لای خاطرات تلخ و شیرین گذشته اش، به آینده ای روشن نوید داده شده و خود را نجات دهد. آرون همچنین باید متوجه اهمیت نور آفتاب و آب و یا تکان خوردن سنگهایی شود که میلیون ها سال بدون حرکت در کانیون لند قرار دارند. او باید به خواهرش فکر کند که خواسته اش برای تمرین موسیقی را بدون جواب گذاشته و به پدر و مادرش که هر دفعه بدون اطلاع آنها از خانه خارج شده است. به نامزدش، دوستانش و فرزند نداشته اش.

او در لحظه ی ناامیدی، کودک خود را در آینده می بیند و با انگیزه پدر شدن تصمیم می گیرد در جدال با طبیعت دستش را قطع کند. قبل از آنکه چاقو را محکم به دستش بکوبد لحظه ای خاطره نامزدش صاعقه وار از ذهنش می گذرد.

ممکن است هر کدام از ما انسان ها به دنبال فرصتی باشیم تا در یک مکان خلوت و دنج و به دور از هیاهو، محدوده زندگی شهری ترک کرده و به چیزهایی بیاندیشیم که به طور عادی کمتر سراغشان را گرفته ایم. یادآوری یک تصمیم، یک حالت خاص معنوی ، یک موفقیت و یا هر چیز دیگر که سالهاست از ذهن مان دور مانده است. زنده شدن خاطرات منزل قدیمی زمان کودکی، جمع دوستان دوران دبیرستان، یا خاطرات رفاقت با کسی که الان در شهر یا کشوری دیگر زندگی می کند و یا با این دنیا وداع کرده است حسی غریب در آدمی به وجود می آورد. گاه غم، گاه حسرت و گاهی شوق برای تکرار آنها که می تواند زمینه را برای تصمیمات مهم در زندگی فراهم آورد.

تنها راه پیش روی فیلمنامه نویس ورود به تخیل آرون و بازیابی خاطرات اوست و از همین روی یکی از عناصر اساسی و پیش برنده داستان در «127 ساعت» دوربین است. دوربین نماد تمدن امروزی است و با ضبط تصاویر و یادآوری خاطرات واقعیت سپری شده هر انسان را گوشزد می کند. دوربین در این فیلم شخصیت دارد و بستر خیلی از اتفاقات مهم در فیلمنامه می شود. تصویر خواهر آرون در حال نواختن پیانو، آب تنی با مگان و کریستی، فریاد برای درخواست کمک، صحبت با پدر و مادرش، بازسازی یک برنامه تلویزیونی و ...



در هر حال سازندگان «127 ساعت» توانسته اند ماجرای ساده گلاویز شدن انسان با طبیعت را که در فرسنگ ها دورتر از شهر و اجتماعات عظیم مردم و رابطه هایشان رخ می دهد را به شکلی کاملا سینمایی ارائه دهند و نود دقیقه مخاطب را میهمان جذابیت و درگیری با جزئیات کنند تا بیش از همیشه تفکرکند. حال آنکه بارها شاهد آثاری بوده ایم که با وجود کاراکتر های فراوان و خرده پیرنگ های مختلف از جذابیت و کشش داستانی بی بهره بوده اند و نمونه این آثار در سینمای ایران کم نیست. قطعا این فیلم می تواند الگویی باشد برای فیلمنامه نویسان ایرانی تا بتوانند از اتفاقاتی کوچک رویدادهایی مهم را فیلمنامه شکل دهند و از موضوعات و سوژه های تکراری و نخ نما شده برای جذابیت فیلم ها استفاده نکنند.


بعد التحریر؛
خاطرات زیر سنگ/ سایت فیروزه
طعم دلچسب سینما/ روزنامه خراسان

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

خاطره حاج احمد آقا از امام (ره)

روزی که شاه فرار کرد تمام نمایندگان رسانه های گروهی دنیا در نوفل لوشاتو با حضرت امام برنامه مصاحبه داشتند .شاید 15 شبکه تلویزیونی در سراسر دنیا به طور مستقیم این برنامه را پخش می کردند: زیرا یکی از بزرگترین رویدادها در سراسر دنیا به طور مستقیم این برنامه را پخش می کردند؛ زیرا یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ انقلاب به وقوع پیوست.

همه می خواستند نظر امام را بدانند. ایشان چند دقیقه صحبت کردند، بعد از من سئوال کردند: ظهر شده است؟ گفتم : همین الان ظهر شد. امام گفتند: والسلام علیکم و رحمه الله. در آن لحظه، ایشان موضوع به آن اهمیت را به خاطر اقامه نماز در اول وقت رها کردند. در شرایطی که رسانه های بیگانه برای میلیونها بیننده خود در حال ارسال خبر مصاحبه امام بودند، امام اقامه نماز در اول وقت را بر ادامه مصاحبه ترجیح دادند.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  | 

ده پایان جهان سینمایی

«هارولد کمپینگ»، واعظ مسیحی آمریکایی، پیش بینی کرده بود که ۲۱ مه ۲۰۱۱ (۳۱ اردیبهشت) ساعت ۶ بعد از ظهر جهان به پایان می‌رسد ولی با گذشت این روز، پیش بینی‌اش را تغییر داد و تاریخ جدید ۲۱ اکتبر (۲۹ مهر) را پایان دنیا خواند. البته اغلب مردم دیگر این پیش بینی‌ها را جدی نمی‌گیرند. شاید یک دلیل مهمش این باشد که هر ساله آن‌ها به تماشای فیلم‌هایی می‌نشینند که به پیش بینی آخرین روز دنیا می‌پردازند و هیچ یک از این تاریخ‌ها درست از آب در نمی‌آیند! چندین سال پیش «جیمز کامرون» در ترمیناتور۲: روز رستاخیز پیش بینی کرده بود که دنیا در ۲۹ آگوست ۱۹۹۷ به پایان می‌رسد. بعد‌ها این تاریخ در قسمت‌های دیگر ترمیناتور، به ۲۵ جولای ۲۰۰۴ و در ‌‌نهایت به ۲۱ آپریل ۲۰۱۱ منتقل شد.

لس آنجلس تایمز مروری بر برخی از این تاریخ‌های پیش بینی شده در فیلم‌ها و سریال ها داشته است. تاریخ‌های ارائه شده در این ده فیلم و سریال، به همراه پیش بینی‌ای که این آثار از اتفاقات آخرالزمان و ناجی‌های نهایی انسان داشته‌اند پیش روی شماست.(رسول مختاری/ کافه سینما)

 

۲۰۱۲ (۲۰۰۹)

تاریخ پایان دنیا: ۲۱دسامبر ۲۰۱۲ (جمعه ۱ دی ۱۳۹۱)

چه کسی آن را اعلام می‌کند: قوم باستانی «مایایی‌ها» که خبرگان علوم ریاضیات، نجوم و ستاره‌شناسی بودند، ۱۷ تقویم متکی بر نظام کیهانی داشتند. برخی از این تقویم‌ها به زمان‌های بسیار دور، حدودا ده میلیون سال پیش باز می‌گردد. تقویم‌های آن‌ها در تاریخ ۲۰۱۲/۱۲/۲۱ پایان می‌پذیرد! در این فیلم، زمین‌شناسی آمریکایی پی به پایان دنیا در این تاریخ می‌برد.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: زمین لرزه- سیل - آتشفشان

راه نجات: کشتی شناور غول پیکری که مخفیانه در زیر کوه‌هایی در چین ساخته شده است و البته جان کیوزاک!


 پیشگویی (۲۰۰۹) -Knowing

تاریخ پایان دنیا: ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹

چه کسی آن را اعلام می‌کند: دختر کوچکی به اسم لوسیندا که تاریخ همه‌ی فجایع مهم تا زمان پایان جهان را بر روی یک کاغذ نوشته است.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: تشعشع خورشیدی. همه چیز خواهد سوخت.

راه نجات: هیچ بشری نجات نخواهد یافت مگر بچه‌های کوچک. در نتیجه بیگانگان حمله خواهند کرد تا انسان‌ها را از روی زمین ناپدید کنند. بچه‌ها در امان هستند. مابقی خواهند مرد حتی اگر نیکولاس کیج باشند!

 

فیلم‌های ترمیناتور

تاریخ پایان دنیا: به ترتیب: ۲۹ آگوست ۱۹۹۷- ۲۵ ژولای ۲۰۰۴- ۲۱ آپریل ۲۰۱۱

چه کسی آن را اعلام می‌کند: همه‌ی آن ربات‌هایی که از آینده می‌آیند

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: ابر رایانه ایی فوق العده هوشمند به نام اسکای نت و تمام ربات‌هایی که آن می‌سازد.

راه نجات: منفجر کردن. کامپیوتر‌ها شاید بسیار هوشمند باشند یا ربات‌ها ممکن است بسیار سرسخت باشند اما همیشه راهی برای منفجر کردن آن‌ها هست!

 

فرزندان بشر (۲۰۰۶) - Children Of Men

تاریخ پایان دنیا: حدود سال ۲۱۲۷

چه کسی آن را اعلام می‌کند: طبیعت. اینکه هیچ زنی باردار نمی‌شود و نسل بشر کم کم از بین می‌رود.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: بشر به تدریج از بین می‌رود.

راه نجات: کلیو اون در نقش تئو فارن که باید آخرین زن باردار روی زمین را محافظت کند تا بچه‌اش را به دنیا بیاورد.

 

پرونده‌های مجهول (۲۰۰۲-۱۹۹۳) - The X-Files

تاریخ پایان دنیا: ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲ (شنبه، ۲ دی ۱۳۹۱)

چه کسی آن را اعلام می‌کند: فاکس مولدر مامور اف بی‌آی با پرونده ایی محرمانه مواجه می‌شود به اسم «پایان بازی»

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: موجودات فرا زمینی. بیگانگانی که زمین را تحت سلطه‌ی خود در می‌آورند.

راه نجات: در حقیقت ماموران اف بی‌آی هم نمی‌توانند بشر را نجات دهند.

 

برخورد عمیق (۱۹۹۸) - Deep Impact

تاریخ پایان دنیا: نزدیکی‌های ۱۰ مه ۱۹۹۹

چه کسی آن را اعلام می‌کند: یک ستاره‌ شناس آماتور ابتدا متوجه می‌شود و این خبر را به ستاره‌شناسی حرفه ایی منتقل می‌کند اما او قبل از اینکه بتواند خبر را عمومی کند می‌میرد. در ‌‌نهایت یک خبرنگار این راز را فاش می‌کند.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: یک ستاره دنباله دار ۷ مایلی در حال نزدیک شدن به زمین می‌باشد.

راه نجات: سفینه فضایی با نام «مسیح» متشکل از افراد آمریکایی و روسی تصمیم می‌گیرند با سلاح هسته ایی این ستاره دنباله دار را از بین ببرند.

 

پایان روزگار (۱۹۹۹) - End Of Days

تاریخ پایان دنیا: آخرین ساعات شب سال نو ۱۹۹۹

چه کسی آن را اعلام می‌کند: گروهی از شیطان پرستان که می‌خواهند پسر شیطان دوباره متولد شود.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: شیطان و بدی‌هایی که او با خود به همراه می‌آورد.

راه نجات: آرنولد شوارتزنگر به عنوان یک پلیس و البته ایمان داشتن می‌تواند نجات بخش باشد.

 

طالع نحس ۳: نبرد نهایی (۱۹۸۱) - Omen III: The Final Conflict

تاریخ پایان دنیا: ۲۴ مارچ ۱۹۸۲

چه کسی آن را اعلام می‌کند: اینبار خود پسر شیطان خبر از زمان بازگشت مجدد مسیح و پایان دنیا را می‌دهد.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: اتفاق وحشتناکی نمی‌افتد. این از آن دسته از پایان دنیاهایی ست که نباید نگرانش باشیم.

راه نجات: هفت خنجر «مگیدو» واقع در اسرائیل تنها چیزی است که می‌تواند پسر شیطان را از بین ببرد.

 

هفتمین نشانه (۱۹۸۸) -The Seventh Sign

تاریخ پایان دنیا: ۱۹۸۸

چه کسی آن را اعلام می‌کند: در حقیقت کتاب مقدس. آنجا که خبر از بازگشت مجدد مسیح و پایان دنیا می‌دهد.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: گناه و عدم تبعیت از مسیح. به همراه سیل و طاعون

راه نجات: مسیح در کنار کمک ابی کوئین (دمی مور)، زن بارداری که برای تولد فرزندش از جان خود می‌گذرد.

 

بافی قاتل خون آشام (۱۹۹۷-۲۰۰۳) - Buffy the Vampire Slayer

تاریخ پایان دنیا: ۲۰ مه ۲۰۰۳

چه کسی آن را اعلام می‌کند: تصویر رویاهایی که بافی و دیگران می‌بینند.

اتفاقاتی که جهان را تهدید می‌کند: شیطانی که می‌تواند در شکل افرادی که مرده‌اند ظاهر شود.

راه نجات: بافی و گروه دخترانی که توانایی‌های ویژه ایی در مبارزه و از بین بردن خون آشام‌ها و شیاطین دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  |