سیاسفید

فیلم جدایی نادر از سیمین

فیلم جدایی نادر از سیمین

طراحی شخصیت ها، موقعیت های داستانی و جزئیات فیلم به لحاظ هنری ستودنی است و مفاهیمی چون پایبندی به اعتقادات که شاخص ترین مفهوم فیلم است، از زاویه دینی و انسانی.

مباحثه زیر به دلیل نوشتن دو سطر بالا بین من و دو تن از دوستانم صورت گرفته که خواندنش خالی از لطف نیست.

محمد رضا حاجی آقا مسعود ! اون دیالوگ (دقایق آخر فیلم) که راضیه می گفت اگه پول رو بگیریم یه بلایی سر بچه مون میاد ، شما رو به چه فضای فکری نزدیک میکنه ؟!! ... پایبندی به اعتقادات ؟!

مسعود زارعیان

قطعا همه ی ما انسانها با وجود علم به بعضی چیزها(اعتقادات) باز در لحظه تصمیم گیری دچار تردید و دودلی می شیم و این دودلی در لحظه تصمیم گیری با وجود همه مشکلات به زیبایی به تصویر کشیده شده و ما از سینما توقع بیشتر ازیان رو نداریم. سینما قرار ن...یست همه چیز را توضیح بده و به عقیده ی من فیلم تاثیرگذار و موفق یک تلنگر به آدم میزنه که اگر تو جای شخصیت فیلم بودی چه می کردی و تو رو وادار می کنه به تفکر و به عبارتی غفلت زدایی. مهم نیست که نهایتا راضیه چه گفت و نتیجه چه شد. مهم آن است که او دچار عذاب وجدان شد و پرده از راز برداشت البته با تمام فشارها از سوی شوهرش حجت. مهم نیست که ترمه در نهایت چه می گوید و نتیجه چه می شود مهم آن است که تو با تک تک شخصیت های فیلم همراه شده همذات پنداری کرده و شاخک هات تیز میشه...ببخشید

 اتفاقا نکته ای که شما گفتی هم باز تایید بر حرف منه که این دیالوگ راضیه تحت تاثیر اعتقادات و پایبندی اش بیان شده.

محمد رضا حاجی

تیز شدن شاخک ها که از ویژگی های همیشگی فیلم های اصغر فرهادیه .. درسته که فرهادی نتیجه ی فیلم رو ظاهرا به مخاطب واگذار میکنه ، اما در لایه های زیرین فیلم نتیجه رو القا می کنه .. اگر نتیجه مهم نیست، پس چرا فرهادی نتیجه رو القا می کنه ؟!(دربار...ه الی هم همینگونه بود)

فیلم این طوری شروع میشه که سیمین میگه میخوام از ایران برم و نادر با من نمیاد .. نادر میگه چرا آخه ؟ ... سیمین : نمی خوام دخترم تو این شرایط بزرگ بشه !

نادر : چه شرایطی ؟

خلاصه این سکانس تموم میشه و فیلم ادامه پیدا می کنه و ماجرای فیلم پر از دروغ و ریاست که منظورش اینه که همون شرایطی که سیمین می خواست ازش فرار کنه ، همین شرایط دروغ و فریبه ... و در آخر هم سیمین آدم خوبه ی فیلم میشه !ادامه ...

درباره ی راضیه باید بگم که در مقایسه با سیمین بازنده بود ... چرا که در شرایطی بالاخره دروغ گفت(هرچند که پشیمون شد) اما سیمین شخصیت کاملا مثبتی داشت

مسعود زارعیان اتفاقا من خلاف این تصور می کنم محمد رضا جان

محمد رضا حاجی ترمه هم با مادرش رفت ( چون اون جایی که میره مادرش رو راضی کنه که برگرده ، سوار ماشین میشه و با مادرش میره و نادر هم از پنجره ،رفتنش رو نظاره می کنه !

مسعود زارعیان درباره سیمین؛ اتفاقا در یک جای بسیار تاثیر گذار جواب درست رو نادر به سیمین میده و مخاطب کاملا متوجه است که تمام مشکلات بوجود آمده به خاطر تصمیم سیمین برای جدایی و سفر به خارجه

درباره راضیه؛ همون قدر که راضیه در ابتدا حقیقت را بازگو نمی کند و مرتکب خطا می شود سیمین هم حاضر به اهدا حق السکوت شده و نسبت به ترمه مرتکب ظلم شده. اتفاقا همه ی شخصیت های در فیلم فرهادی از یک حیث مجرم و از یک حیث محق هستند

این همون برگ برنده کارگردانه برای دراماتیزه شدن اثر تا بر گره های فیلم بیفزاید. و نشانه هایی در فیلمنامه قرار داده تا بر کشش داستان بیفزاید و الا به راحتی همه چیز قابل پیش بینی می شود. به همان اندازه که رفتنش با آن نما قوت می یابد، نرفتنش با انتخاب پدر و ایستادن در کنار او در ابتدای فیلم قوت یافته. دیگر آنکه تصمیمش در پایان فیلم کاملا خنثی است و هیچ نشانه ای بر این مدعی موجود نیست.

محمد رضا حاجی :

درباره ی سیمین؛ تقریبا در تمام دیالوگ هایی که در مورد مقصر بودن سیمین بود، سیمین هم متقابلا، همراهی نکردن نادر را عامل مشکلات می دونست و مقصر بودن سیمین القا نمی شد(به نظر بنده)
در ضمن شاید بشه گفت که از اسم فیلم هم معلومه که مشکل کی بوده ...: جدایی "نادر" از سیمین .. یعنی این نادر هستش که می خواد از سیمین جدا بشه ؛ وگرنه سیمین درخواست معقولی از نادر برای سفر به خارج از کشور رو دارهادامه ...

درضمن سیمین حساس مادریش مجبورش میکنه که این کار رو بکنه و حق السکوت رو بده

درضمن سکانس ابتدایی فیلم هم مورد اهمیته در نتیجه ای که من گرفتن

در کنار پدر ماندن ترمه ، به خاطر این بود که سیمین رو راضی به برگشتن بکنه و سیمین به خاطر اون به خانواده ش برگرده ... درضمن تصمیم نهایی که ترمه میگیره مهمه نه ایستادگیش در اول فیلم

مسعود زارعیان خیلی خوشحالم که دقیق بحث می کنی اما ببین محمد رضا جان شما داری کلی سکانس که آثار بد نبودن سیمین هست رو نادیده می گیری. همه ی استرس و اضطراب ناشی از عدم حضور سیمین در خانه است و اصلا اتهام سقط جنین از همین موضوع نشات میگیرد. این مسئله نشانه های دقیق دیگری هم داره که از حوصله این کامنت ها خارجه.

برادرم تصمیم ترمه رو که ما نمی فهمیم

محمد رضا حاجی عرض کردم که : ترمه هم با مادرش رفت ( چون اون جایی که میره مادرش رو راضی کنه که برگرده ، سوار ماشین میشه و با مادرش میره و نادر هم از پنجره ،رفتنش رو نظاره می کنه !)
این سکانس همون لایه ی زیرین ست که عرض کردم

محمد رضا حاجی البته بنده هم معتقدم که این بحث از حوصله ی این کامنت ها خارجه ! ؛ چون نظرمون خیلی متفاوته (فرق جزئی نیست که با یکی دو کامنت مشکل حل بشه )

ببخشید خسته ت کردم

مسعود زارعیان نه خیلی خوب بود. در عین حال از تصمیم نهایی ترمه ما با خبر نمیشیم و کارگردان هم به دنبال مباحثه ها و تصوراتی مثل همین کامنت های من و شماست. او همین ها را می خواسته و می خواهد.

محمد رضا حاجی بله خودش هم ظاهرا گفته بود که می خواد وقتی مخاطب از سینما بیرون میاد، تازه فکر کنه که چی شده !!

حسین زینلی:

در جمیع موارد با نگاه آقای زارعیان موافقم و نگاه فیلمساز را نگاهی به غایت دینی میدانم ... اما من هم با آقا محمدرضا هم عقیده ام که پایان فیلم پایان باز نیست ... به هیچ وجه پایان باز نیست

بعد از همان اولین دیدار فیلم درباره پایانش مطمئن بودم ... اما سعی میکنم تا حد ممکن توضیح دهم که چرا پایان فیلم باز نیست ... اول اینکه فیلم ساز تیزهوش دارد ادای یک پایان باز را در می آورد

دوم اینکه خود اصغر فرهادی در مصاحبه ها گفته تصمیم ترمه را می داند ( البته این دلیل بسته بودن پایان فیلم نیست).

سوم اینکه اگر ترمه تصمیم داشته باشد با پدرش بماند قصه همان قصه ی قدیمی فیلم می شود و اصولن دلیلی بر جدایی نیست و دادگاه و اینها

چهارم اینکه اگر ترمه بخواهد با پدرش بماند طبق قانون پدرش دارای حق حضانت اوست و نیازی به آمدن او تا دادگاه و نظر دادن نیست ... صرف طلاق نادر و سیمین و رفتن سیمین تمام میکند قضیه را

پنجم اینکه در ابتدا با ترمه ای روبرو هستیم که پدرش را دوست دارد و بنیان خانواده کوچکشان را ... در طول فیلم اعتماد و دلبستگی ترمه نسبت به پدرش رو به زوال میرود و از خانه میرود و ... بنابراین چگونه ممکن است ترمه تصمیمی بگیر بر خلاف آنچه در طول فیلم برای او رخ داده و از او انتظار داریم

ششم اینکه صرف ندیدن و نشنیدن تصمیم ترمه دلیل بر ندانستن ما نیست ... ما شخصیت ترمه و تحولاتش را به خوبی و با جزییات دیده ایم و می دانیم که در چه شرایطی قرار دارد و چه احساس و موضعی نسبت به وقایع دارد ... صرف اینکه فیلم بدون اعلام صریح تصمیم ترمه پایان می گیرد دلیل بر این نیست که ما تصمیمش را نمی دانیم .

و چند مورد دیگر هم شاید بتوان افزود ... اما تا همینجا کافی ست به گمانم

محمد رضا حاجی ابتدای فیلم ترمه ، به کانون خانواده محبت نشون میده .. اما هنگامی که دروغ های پدرش آشکار میشه، کم کم محبتش به پدرش کم میشه

مسعود زارعیان: حسین جان تنها دلیلی که شاید بتواند مورد بررسی قرار گیرد دلیل چهارم است که آن هم مردود است چرا که به هیچ عنوان نادر قصد استفاده از حق حضانت را ندارد و الا خیلی زودتر از اینها در خلال ماجرا نشانی از خود بروز می داد

صرف اینکه کارگردان بداند یا قصه قدیمی یا همراه شدن با مادرش و نظاره پدر از پنجره دلیل بر پایان بسته ندارد همانطور که همه ی این اطلاعات نمونه اش در چهارشنبه سوری، دایره زنگی و درباره الی هم وجود داشت

مهم این است که تعریفی از فیلمنامه با پایان باز را ارائه دهیم.

محمد رضا جان او فقط یک دروغ گفته نه بیشتر و نه کمتر و آن هم درباره فهمیدن حاملگی از زبان معلم است. حال آنکه خود ترمه هم در این دروغ در پیشگاه قاضی با پدرش همراه می شود. به نظرم نه تنها محبتش کم نمی شود بلکه شاهد دست و پا زدن نادر است برای نگه داشتن حداقل ها برای گرم شدن کانون خانواده.

حسین زینلی:

اول اینکه مساله استفاده از حق حضانت نیست ، مساله این است که به لحاظ حقوقی اصولن نیازی نیست ترمه به دادگاه بیاید ، چرا که صرف طلاق ، حضانت فرزند بالای هفت سال را نصیب پدر می کند

این فیلم با فیلم هایی که مثال زدید متفاوت است ، نوعی بستر برای چرخش قصه و غافلگیری و تعلیق در کارهای قبلی هست که در این فیلم (به شکل کارهای قبلی فرهادی) نیست

پایان باز یعنی پایانی که مخاطب بتواند بیش از یک احتمال و سرنوشت را برای پایان قصه تصور کند .

مساله این نیست که پدر یک دروغ گفته یا چند دروغ یا اینکه ترمه در دروغ گویی با پدر همراه شده و پدرش را درک می کند . مساله این است که ترمه در طول قصه متوجه می شود نظام اعتقادی پدرش و اصول و روش زندگی اش ، نا کارآمد و معیوب است و با روش زندگی پدرش نمی تواند به زندگی ادامه دهد.

آخر و مهم تر از همه : چند روز پیش با دوستی درباره فیلم صحبت می کردم ، به نکته بسیار جالبی درباره پایان فیلم اشاره کرد . گفت که فرهادی قصه را به جایی می رساند که دیگر اصلن مهم نیست که انتخاب ترمه چیست . و این یعنی پایان بسته . یعنی اینکه حتی اگر در ظاهر دو انتخاب داشته باشیم ، باز هر دو انتخاب سرنوشتی محتوم را رقم می زنند .

مسعود زارعیان با تعریف آن دوست تمام فیلم های با پایان باز در واقع پایانش بسته است.

ممنون حسین جان از توضیحات خوب و مفیدت و اینکه حوصله کردی و نوشتی.


سکانسی از فیلم‌نامه "جدایی نادر از سیمین" که لبریز از نکته است و شاید طعنه! در ادامه مطلب


برچسب‌ها: سینما, فیلم, جدایی نادر از سیمین, اصغر فرهادی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ساعت   توسط مسعود زارعیان  |