رویش رویشی ها

می گویند رویش را برگزار می کنیم برای هدفمندی و جریان سازی فیلم کوتاه دینی تا تصوراتی دقیق تر از دین در نزد هنرمندان جوان به وجود آورد یا اینکه جایگاه تعریف شده ای برای نمایش فیلم کوتاه در کشور فراهم شود و به لحاظ مادی و معنوی از فیلمسازان حمایت گردد.
جایی نوشته بود، جشنواره فیلم کوتاه رویش با اهداف ساماندهی و تقویت جریان فیلمسازی، ویترینی برای آثار شایسته، ایجاد فضای رقابتی سالم برای فیلمسازان جوان در پرداختن به موضوعات دینی و ترویج پژوهش های سینمای دینی و تشویق پژوهشگران کار خود را آغاز کرد.
و شنیدم که یکی می گفت: منظور و مقصود برگزار کنندگان جشنواره رویش از سینمای دینی یا فیلم کوتاه دینی، فیلم و اثر خلاقی است که به مسایل انسانی از دیدگاه روش ها و آئین زندگی عملی انسان متناسب با امور خداپسندانه، بر مبنای باورها و اعتقادات دینی می پردازد و می کوشد تا مجموعه ای از دستورها و راه و روش های معقول و قابل قبول زندگی انسان ها را به تصویر بکشد.
اما به واقع اینکه جشنواره رویش برای رسیدن به اهدافش چقدر تلاش کرده و به چه نتایجی دست یافته جای بحث دارد. در این زمانه ای که غرب به شدت از ظرفیت های رسانه ای بهره می برد و بشر امروزی مبهوت تصاویر ناب، متفاوت و حیرت انگیز در هالیوود است و انسان تکنولوژی زده ی جویای معنویت، غرق در مخلوقات سینمایی صاحبان قدرت است و مانند بچه ای که راهش را گم کرده در انتظار کسی است که دستش را بگیرد و به مقصدی برساندش، نمی دانم آیا باز هم فرصت داریم که پس از سی سال انقلاب و در دست داشتن صدا و سیما و سینمای ایران بگوییم آیا می توان دین را وارد سینما کرد یا نه؟
فرصت ها به سرعت از دست می روند و ما تا کی باید نظاره گر فیلم ها و سریال های ساخته شده در غرب و شرق جهان باشیم و با این منابع عظیم فکری و این حجم بالای نیرو و استعداد جوان تنها به نقد آثار آنها بپردازیم. کی می خواهیم انقلاب کنیم تا از این حالت انفعالی خارج شده و حرکتی فعالانه انجام دهیم. بدون شک دلایل بسیاری وجود دارد که یا دین به سمت سینما نرفته و یا سینما به سمت دین. از این به بعد هم می شود سمینار، همایش، نشست و کارگاه برگزار کرد و بیش از این هم درباره اش صحبت کرد، هزینه ها صرف کرد و وقت ها گذاشت. اما آیا هنوز هم خلا مباحث نظری و تئوریک موجب این انفعال دور از شان ماست. آیا عدم تولید آثار فاخر معلول کمبود مباحث نظری است یا باید مشکلات را در جایی دیگر جستجو کنیم؟ بالاخره یا اینگونه سینما با رویکرد تولیدی را می خواهیم یا خیر تکلیفمان را بدانیم.
به راستی چرا ششمین جشنواره فیلم های کوتاه دینی رویش برگزار می شود و باز هم کیفیت و کمیت آثار مطلوب چنگی به دل نمی زند؟ چرا در برخی قسمت ها ما شایسته اهدا جایزه نداشته باشیم؟ چرا آثار مطابق با رویکرد جشنواره که از حیث فرم و محتوا سطح مطلوبی را دارا هستند شدیدا در قلت به سر می برد؟ چرا هنوز هم فیلمسازان و متدینین از این اتفاق رضایت کامل ندارند؟
می دانیم که جشنواره رویش خواسته یا ناخواسته موجی را در فضای غمبار سینمای ایران به راه انداخته تا حداقل در برهه ای از زمان بحث سینما در جوار دین داغ شود. شاخک های برخی تیز شود و متولیان امر، سینماگران و روحانیون پیگیر ماجرا شوند. اما آیا می توان به همین اکتفا کرد و تا سال بعد دلخوش باشیم که چند فیلم دست و پا شکسته دیدیم و به چند نفر جایزه دادیم و از مجیدی و میرکریمی امضا گرفته ایم؟
در اینجا می خواهم به موضوعی اساسی بپردازم به یک ارتباط که شاید پاشنه بحث ما یا همین سینمای دینی بر روی آن می چرخد. ارتباطی که اخیرا به آن بیشتر از قبل اهمیت داده اند اما کج دار مریض، غیر اصولی و بی دوام.
منظور از ارتباط، کنار هم قرار گرفتن یا به تعبیر من گره خوردن روحانیون با فیلمسازان است برای تسریع در فرایند تولید آثار تصویری دینی تر، چون به قول بعضی امکان ندارد انسانی موحد اثری غیر دینی خلق کند چون قطعا از باورهایش نشات می گیرد و آن هم که الهی است.
در ادامه نتیجه اظهار نظر برخی حوزویان و فیلمسازان را می آورم که هر کدام می تواند نماینده تفکر رایج بین حوزویان و سینماگران پیرامون ارتباط مذکور باشد.
می توان گفت در بین حوزویان عده ای پرداختن به مباحث کلی هنر دینی یا نظری را وظیفه طلاب در مواجه با سینما می دانند و عده ای ورود به مباحث تخصصی و عملی را برای طلاب لازم می دانند چرا که تا تجربه عملی برای طلبه صورت نگیرد نمی تواند با هنرمند ارتباط موثر ایجاد کند. آنها می گویند:
«نقش حوزه علمیه در این ارتباط را پرچم داری برای ایجاد و تبیین فلسفه اسلامی در حوزه هنر است و جایگاه طلبه ها در سینما جایگاه فرد دوربین به دوش نیست و نهایتا طلاب به نقد و مشاوره برای خانواده هنر بپردازند و از همین رو باید آموزشهای آکادمیک هنری برای طلاب پیش بینی شود.
حوزه های علمیه برای تاثیرگذاری در حوزه سینما علاوه بر پشتوانه معرفت دینی که به آن مجهز هستند باید با این هنر و اقتضائات آن و جهان مدرن آشنا باشند. با کتاب های فقهی و کلامی نمی توان فیلم دینی ساخت باید حوزه ها پیام های اسلامی و انسانی را در قالب فهم مردم امروز عرضه کنند. زبان گفتار و بیان آنها باید به روز قابل تجسم باشد.
حوزه علمیه همانطور که فقیه و متکلم تربیت می کند باید محصولی به نام فیلم نامه نویس دینی داشته باشد. حوزه های علمیه و نخبگانی از این مرکز باید زبان سینما را یاد بگیرند و در این زمینه ممارست داشته باشند. طلاب باید در بخش های مختلف تولید وارد شود و به صورت تخصصی و تقسیم شده در بخش های مختلف محصول قابل تولید و ارائه عمومی داشته باشد. این مهم فعالیت منسجمی را می طلبد تا گروهی تربیت شوند و با برنامه ریزی آماده ورود به این عرصه شوند که تا حال این خلاء احساس می شود.»
اما در بین هنرمندان هم عده ای حضور روحانیون را در خلال تولید اثر لازم دانسته و عده ای تنها به عنوان یک منبع علمی به کارشناس دینی اعتقاد دارند و قائلند اثر از فیلمساز نشات می گیرد پس شخصیت اوست که فیلم را دینی می کند. آنها می گویند:
«فیلم سازان و کارشناسان دینی باید به هم اعتماد داشته باشند. کارشناس دینی نگاهی از موضع بالا به سیما نداشته باشد و بالعکس. هر دوطیف باید از یک سواد نسبی برخوردار باشند، والا دچار نگاه تک ساحتی و اشتباه خواهند شد.
منظور از کارشناس دینی غیرقابل فهم است. اگر کارشناس دینی کسی باشد که در مورد اثر اطلاعاتی را در اختیار نویسنده و فیلمساز می گذارد منبع بخشی از تحقیق است. نویسنده و سازنده فیلم باید به روح اثر معتقد باشند.
فیلم هایی که برچسب دینی پیدا می کنند شیپوری می شوند که بساط شعار را فراهم می نمایند و صرفا ظاهرنمایی کرده و در سطح می مانند. لذا می گویند فیلم باید از عمق جان شخص دیندار برخیزد تا رنگ و بوی دینی پیدا کند. دین در تار و پود زندگی ما تنیده شده و قطعا هر اثر هنری که خلق شود متاثر از دین است.
اگر آفریننده سینما و محصول بصری دارای احساس دینی باشد محصول کارش نیز به این رنگ در می آید. محصولات غیر دینی معلول کمبود چنین احساسی است.»
پس می توان نتیجه گرفت این ارتباط می تواند مهم باشد فقط لازمه اش یک اعتماد و اهتمام جدی از سوی هر دو طیف است. من به عنوان طلبه ای که امسال فیلم مستندش به بخش رقابتی رویش راه پیدا کرد معتقدم نباید فقط یکی دو ماه قبل از رویش به فکر این ارتباط باشیم بلکه در طول سال دغدغه مان باشد، دغدغه ای مهم.
به هر روی جشنواره رویش گفتمانی را آغاز کرد تا ذره ای فضای غبارآلود سینمای دینی را جلا بخشد و تا اندازه ای الگوهای عینی ارائه دهد اما تا به حال مورد برخی بی مهری ها قرار گرفته است که امیدوارم با عنایت خداوند و تلاش مسئولان هر چه بیشتر شاهد رویش رویشی ها باشیم.
اين مطلب در روزنامه تهران امروز مورخه 89/9/8 به چاپ رسيد.