سیاسفید

نقد فیلم بوسیدن روی ماه

تقدس زدایی مقدس

یک فیلم بی ادعا و گرم و صمیمی از کارگردان طلا و مس که به روایت بی آلایش قصه ای انسانی و ساده پرداخته و موفق هم بوده است. همایون اسعدیان در همکاری دوباره اش با منوچهر محمدی روزهای پایانی زندگی مادر شهیدی (احترام) را به تصویر می کشد که درگیر ایثاری دوباره است و می خواهد پس از بیست سال بدن پسر شهیدش را برای دلخوشی دوست این سالهایش فروغ، هدیه کند تا شاید اینگونه بتواند دل او را شاد کرده و با خیالی آسوده به سوی مرگ بدرقه اش کند.

با اینکه این فیلم در روند فیلمسازی اسعدیان نقطه ی اوج محسوب نشده و ادامه همان فضای اثر قبلی اوست و حتی بی رمق تر از آن از حیث داستان، اما مفهومی بلند، تازه و امروزی را در خود دارد. تاکیدی بر فاصله ی نسل حاضر با انسان های چند دهه پیش که در همین کوچه و خیابان های شهر زندگی می کرده اند. انسان هایی با اخلاق، از خود گذشته، صمیمی و ایثارگر که امروز تنفس برایشان سخت شده و با این زمانه جور در نمی آیند. آدم هایی که روحیه انسان دوستی شان باعث می شد حتی از مهندسان جوان در حال کار فراموش نکنند و به فکر آب و غذایشان باشند، نوع دوستی برایشان ارزش بود و تحمل دیدن تصادف و دعوا را ندارند و حداقل به راحتی از کنارش نمی گذرند. اما اکنون در تقابل با انسان هایی منفعت طلب، مصلحت اندیش و از اخلاق به دور قرار گرفته اند که فقط به خود فکر می کنند و بس. خیلی از مفاهیمی که روزگاری ارزش بوده امروز برایشان اهمیتی ندارد و یا کسی نیست آگاهشان کند و بیدارشان سازد.

"بوسیدن روی ماه" این تغییر شرایط را با سکانس های مختلف بارها به بیننده گوشزد می کند. آقای فیض(با بازی صابر ابر) مسئول ستاد مفقودین برای اشیاء باقیمانده از شهید حرمت و هویتی قائل نیست و تصمیم احترام (با بازی شیرین یزدان بخش) مادر حسین را برای تعویض شهدا، بچه گانه و احمقانه می داند و یا همسر شهیدی را که برای یافتن بدن عزیزش از او التماس می کند، تهدید به دستگیری و آبروریزی می کند و در عوض تا دلتان بخواهد فرافکنی کرده و کارها را به آقای فومنی کارمند زیر دستش ارجاع می دهد.

جالب آنکه برخی از مخاطبان فیلم، شخصیت این جوان عصبانی و تازه به دوران رسیده را به چهره حکومت و نظام الحاق کرده اند به بهانه تصویر امام و رهبری که بر روی دیوار اتاقش نصب شده است، غافل از اینکه زمانی نه چندان دور حاجی مصطفوی (با بازی مسعود رایگان) زیر همین دو قاب عکس کار بسیاری از مادران و همسران شهدا را راه انداخته و هیچ گاه طمع پست و مقام و فشار بالاسری او را به چالش گرفتار نکرده است. این همان ستاد زمان جنگ است که فقط آدم ها و رنگ دیوارهایش در حال تغییراند و یقینا اشکال به اجزاء وارد است و نه به ساختار. دقیقا نقد به آدم های امروز است نه به جایگاه آن ها. آدم هایی که مرگ عده ای از دانش آموزان در استخر پارک را از یاد برده اند و همین ها رزمندگان جنگ را به مانند ماشین های اسقاطی می نگرند.

بله البته باید اعتراف کرد که منوچهر محمدی طی سال های فعالیتش در سینما و در مقام تهیه کننده همواره متن هایی را برگزیده یا پیشنهاد کرده که  از شخصیت های اصلی فیلمنامه اش تقدس زدایی می شود و جنبه های انسانی مورد تاکید قرار می گیرد و این از کیاست و تیزبینی اوست. اینجاست که کارگردان فیلم های او می تواند به راحتی شخصیتش اصلی اش را کالبد شکافی کند و به نقد بکشد. زیر نور ماه، مارمولک، طلا و مس و همین "بوسیدن روی ماه" از آن دست فیلم های شاخص اوست.

در بوسیدن روی ماه فیلمساز خواسته تا تابو و قالب معهود ذهن ما را در مواجهه با شخصیت شهید و مادر او بشکند تا با ویژگیهای انسانی و ارزش های اخلاقی او روبرو شویم. اسعدیان در طلا و مس زندگی طلبه ای را روایت کرد که با همسرش دچار چالش شد و بر سرش فریاد کشید، اجازه داد تا فرزندانش موسیقی گوش کنند و اما در پایان دانست که عرفان عملی مقدم بر عرفان نظری است. در این فیلم هم فهمیدیم که حسین شهید سال های جنگ، آهنگ های فرهاد و داریوش گوش می داده و به همراهش دوست همرزمش محمد، عاشق دختری شده اند که در نهایت نصیب هیچ کدام نشده است.

تصویر دیگری از فاصله این نسل با جوان های چند دهه پیش را در رابطه ی مخفیانه نگار (نوه احترام) با دوست پسرش و صحبت های بی پروای با او شاهد هستیم، حال آنکه حسین و محمد سال ها پیش برای خواستگاری از خجالت تا فرق سر قرمز می شده اند. اما نکته دقیق در اینجا رفتار احترام به عنوان مادری از نسل های قبل است که هیچگاه نوه اش را با زور و فشار امر به چیزی نمی کند و برای نماز و حجابش تنها به اشاره ای بسنده می کند تا فضای انتخاب آزادانه از او سلب نشود. گویا غالب مادران شهدا و رزمندگان آن روزها اینگونه بوده اند و نوع نگاه و اعتقاد گره خورده با فرهنگ بوده است که حسین و محمد و امثال آنها را به جبهه ها کشانده است نه ماده و قانون و تبصره ها که این اختیار و انتخاب آزادانه ارزش تصمیم آنها را دو چندان می کند.

به هر روی آخرین ساخته اسعدیان اثری خوش ساخت و با بازی های روان و باورپذیر است که توانسته برخی ارزش ها و جزئیات فراموش شده را به گوش تماشاگر برساند تا نهیبی باشد برای خیلی از غافلان در هر رده و طبقه ای، که تا کی می خواهیم شاهد مرگ ارزش ها باشیم؟


بعدالتحریر؛

فیلمی بی ادعا و صمیمی/ روزنامه خراسان

تقدس زدایی مقدس / روزنامه شهرآرا


برچسب‌ها: بوسیدن روی ماه, همایون اسعدیان, سینما, سیاسفید, جشنواره فیلم فجر
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1390ساعت   توسط مسعود زارعیان  |